11 به ایمان

ترجمه شریف گویا

ترجمه شریف عبرانیان



شاهکارهای ایمان

1. ایمان اطمینانی است به چیزهائی که به آن امیدواریم و اعتقادی است به چیزهائی که نمی بینیم.
2. از راه ایمان بود که مردم در ایام گذشته مقبول خدا شدند.
3. از راه ایمان ما پی میبریم که کائنات چگونه با کلام خدا خلقت یافت به طوری که آنچه دیدنی است از آنچه نادیدنی است بوجود آمد
4. و ایمان باعث شد که قربانی هابیل بیشتر از قربانی قائن مقبول خدا گردد و او با آن ایمان در حضور خدا کاملا نیک محسوب شد ، زیرا خدا هدایای او را قبول فرمود و اگرچه او مرده است ، ولی هنوز به وسیلهً ایمان خود با ما سخن می گوید.
5. از راه ایمان « خنوخ » بدون چشیدن طعم مرگ به حیات دیگر انتقال یافت. اثری از او یافت نشد ، زیرا خدا او را برده بود چون پیش از آنکه به حیات دیگر انتقال یابد ، کلام خدا در بارهً او شهادت داده گفته بود که او خدا را خوشنود کرده است
6. و بدون ایمان محال است که انسان خدا را خوشنود سازد ، زیرا هر کس به سوی خدا می آید باید ایمان داشته باشد که او هست و به جویندگان خود پاداش می دهد.
7. وقتی نوح اخطارهای خدا را در بارهً امور آینده که او هنوز نتوانسته بود ببیند شنید ، از روی ایمان ، از خدا اطاعت کرد و برای نجات خانوادهً خویش کشتی ای ساخت. به این وسیله جهان را محکوم ساخت و نیکی مطلق را که از راه ایمان حاصل می شود به دست آورد.
8. ایمان باعث شد که وقتی ابراهیم دستور خدا را دایر بر این که او باید به سرزمینی برود که قرار بود بعدها مالک آن بشود شنید ، اطاعت کرد و بدون آن که بداند کجا می رود حرکت کرد.
9. او از روی ایمان مثل یک بیگانه در سرزمینی که خدا به او وعده داده بود سرگردان شد و با اسحاق و یعقوب که در آن وعده با او شریک بودند در چادر زندگی کرد.
10. ابراهیم چنین کرد ، چون در انتظار شهری بود با بنیاد استوار که معمار و سازنده اش خدا است.
11. از روی ایمان ، ساره با وجود این که از سن باروری گذشته بود قدرت تولید نسل یافت ، زیرا مطمئن بود که خدا به قول خود وفا می کند
12. و به این سبب از یک مرد ، آن هم مردی تقریباً مرده نسل های بیشمار مثل ستارگان آسمان و یا شن های ساحل دریا پدید آمد.
13. تمامی این اشخاص در ایمان مردند بدون این که صاحب برکات موعود شوند ، اما انجام وعده ها را از دور دیده و باشادی در انتظار آنها بودند و به این حقیقت شهادت دادند که در این جهان غریب و بیگانه اند.
14. آنها که خود را غریب و بیگانه می دانند صریحاً نشان می دهند که هنوز به دنبال وطنی برای خود می گردند.
15. اگر آنها هنوز برای زمینی که ترک کرده بودند دلتنگ می بودند ، فرصت کافی داشتند که به آنجا مراجعت کنند ،
16. اما در عوض می بینیم که آنها مشتاق مملکتی بهتر ــ یعنی مملکتی آسمانی ــ هستند. به این جهت خدا عار ندارد که خدای آنان خوانده شود ، زیرا شهری برای آنان آماده کرده است.
17. از روی ایمان ابراهیم در وقت آزمایش ، اسحاق رابه عنوان قربانی به خدا تقدیم نمود ــ آری ، این مرد که وعده های خدا را پذیرفته بود حاضر شد یگانه فرزند خود را به خدا تقدیم نماید ،
18. با این که خدا به او گفته بود نسل او از اسحاق خواهد بود.
19. ابراهیم خاطر جمع بود که خدا قادر است اسحاق را حتی پس از مرگ زنده گرداند. به عبارت دیگر او را به صورت نمونه ای از مردگان باز یافت.
20. ایمان باعث شد که اسحاق یعقوب و عیسو را برکت دهد و از امور آینده سخن گوید.
21. ایمان باعث شد که یعقوب وقتی مشرف به موت بود هر دو فرزند یوسف را برکت دهد و در حالی که بر عصای خود تکیه زده بود خدا را عبادت نماید.
22. از راه ایمان یوسف در پایان عمر خویش در بارهً رفتن اسرائیل از مصر سخن گفت و به آنان دستور داد با استخوان های او چه کنند.
23. وقتی موسی متولد شد و والدینش دیدند که او کودک زیبائی بود آنها از روی ایمان او را مدت سه ماه در منزل پنهان کردند و از نافرمانی از دستور پادشاه نترسیدند.
24. ایمان باعث شد که موسی وقتی به سن بلوغ رسید از مقام و لقب « پسر دختر فرعون » بودن صرفنظر نموده آن را رد کند
25. و تحمل سختی ها با قوم خدا را به لذت های زودگذر گناه ترجیح دهد.
26. ننگ و خواری به خاطر مسیح را ثروتی عظیم تر از گنج های مصر دانست ، زیرا او به پاداش عالم آینده چشم دوخته بود.
27. ایمان باعث شد که موسی مصر را ترک کند و از خشم شاه نهراسد ، زیرا او مانند کسی که خدای نادیده را همیشه در جلوی چشمان خود می بیند ثابت قدم بود.
28. به وسیلهً ایمان موسی فصح رابرقرار نمود و خون را پاشید تا فرشتهً مرگ ، نخست زادگان اسرائیل را نکشد.
29. از راه ایمان بود که قوم اسرائیل از دریای سرخ عبور کرد چنانکه گوئی از زمین خشک می گذرد ، اما وقتی مصریان سعی کردند از آن بگذرند غرق شدند.
30. ایمان باعث شد که دیوارهای شهر اریحا پس از آن که قوم اسرائیل هفت روز دور آن رژه رفتند فرو ریزد.
31. ایمان باعث شد که راحاب فاحشه بر خلاف افراد سر کشی که کشته شدند جان سالم بدر برد ، زیرا او از جاسوسان با صلح و سلامتی استقبال نمود.
32. دیگر چه بگویم ؟ وقت کافی ندارم که داستان های جدعون ، باراق ، سامسون ، یفتاح ، داود ، و سموئیل و پیامبران را نقل کنم.
33. از راه ایمان ، آنها سلطنت ها را برانداختند و عدل و داد را برقرار ساختند و آنچه راکه خدا به آنها وعده داده بود به دست آوردند. آنها دهان شیران رابستند.
34. آتش سوزان را خاموش کردند. از دم شمشیر رهائی یافتند. در عین ضعف و ناتوانی قدرت یافتند. در جنگ شجاع گشتند و لشگریان دشمن را تار و مار نمودند.
35. زنان ، مردگان خود را زنده یافتند. دیگران تا سر حد مرگ شکنجه دیدند و آزادی را نپذیرفتند تا سرانجام به حیاتی بهتر نایل شوند.
36. دیگران با سختی های بسیار مانند استهزاءها ، تازیانه ها و حتی زنجیر و حبس آزموده شدند.
37. سنگسار گردیدند و بااره دو پاره گشتند و با شمشیر کشته شدند. آنها ملبس به پوست گوسفند و بز ، آواره و سرگردان بودند و متحل فقر و تنگدستی و ظلم و جور می شدند.
38. جهان لیاقت آنها را نداشت. آنها در بیابان ها و کوهستانها آواره بودند و در غارها و سوراخهای زمین پنهان می شدند.
39. با این که آنها همه به خاطر ایمانشان مشهور شدند ولی وعده های خدا برای هیچ یک از آنها کاملا انجام نیافته بود ،
40. زیرا خدا برای ما نقشهً بهتری داشت و آن این که آنها بدون ما به کمال نرسند.


ترجمه قدیمی(نامه به عبرانیان)


به‌ ايمان‌
پس‌ ايمان‌، اعتماد بر چيزهاي‌ اميدداشته‌ شده‌ است‌ و برهانِ چيزهاي‌ ناديده‌. 2 زيرا كه‌ به‌ اين‌، براي‌ قدما شهادت‌ داده‌ شد.3 به‌ ايمان‌ فهميده‌ايم‌ كه‌ عالم‌ها به‌ كلمه‌ خدا مرتّب‌ گرديد، حتّي‌ آنكه‌ چيزهاي‌ ديدني‌ از چيزهاي‌ ناديدني‌ ساخته‌ شد.
4 به‌ ايمان‌ هابيل‌ قرباني‌ نيكوتر از قائن‌ را به‌ خدا گذرانيد و به‌سبب‌ آن‌ شهادت‌ داده‌ شد كه‌ عادل‌ است‌، به‌ آنكه‌ خدا به‌ هداياي‌ او شهادت‌ مي‌دهد؛ و به‌سبب‌ همان‌ بعد از مردن‌ هنوز گوينده‌ است‌.
5 به‌ ايمان‌ خنوخ‌ منتقل‌ گشت‌ تا موت‌ را نبيند و ناياب‌ شد چرا كه‌ خدا او را منتقل‌ ساخت‌ زيرا قبل‌ از انتقال‌ وي‌ شهادت‌ داده‌ شد كه‌ رضامندي‌ خدا را حاصل‌ كرد. 6 ليكن‌ بدون‌ ايمان‌ تحصيل‌ رضامندي‌ او محال‌ است‌، زيرا هر كه‌ تقرّب‌ به‌ خدا جويد، لازم‌ است‌ كه‌ ايمان‌ آورد بر اينكه‌ او هست‌ و جويندگان‌ خود را جزا مي‌دهد.
7 به‌ ايمان‌ نوح‌ چون‌ درباره‌ اموري‌ كه‌ تا آن‌ وقت‌ ديده‌ نشده‌، الهام‌ يافته‌ بود، خداترس‌ شده‌، كشتي‌اي‌ بجهت‌ اهل‌ خانه‌ خود بساخت‌ و به‌ آن‌، دنيا را ملزم‌ ساخته‌، وارث‌ آن‌ عدالتي‌ كه‌ از ايمان‌ است‌ گرديد.
8 به‌ ايمان‌ ابراهيم‌ چون‌ خوانده‌ شد، اطاعت‌ نمود و بيرون‌ رفت‌ به‌ سمت‌ آن‌ مكاني‌ كه‌ مي‌بايست‌ به‌ ميراث‌ يابد. پس‌ بيرون‌ آمد و نمي‌دانست‌ به‌ كجا مي‌رود. 9 و به‌ ايمان‌ در زمين‌ وعده‌ مثل‌ زمين‌ بيگانه‌ غربت‌ پذيرفت‌ و در خيمه‌ها با اسحاق‌ و يعقوب‌ كه‌ در ميراث‌ همين‌ وعده‌ شريك‌ بودند مسكن‌ نمود. 10 زانرو كه‌ مترقّب‌ شهري‌ بابنياد بود كه‌ معمار و سازنده‌ آن‌ خداست‌.11 به‌ ايمان‌ خودِ ساره‌ نيز قوّت‌ قبول‌ نسل‌ يافت‌ و بعد از انقضاي‌ وقت‌ زاييد، چونكه‌ وعده‌دهنده‌ را امين‌ دانست‌. 12 و از اين‌ سبب‌، از يك‌ نفر و آن‌ هم‌ مرده‌، مثل‌ ستارگان‌ آسمان‌، كثير و مانند ريگهاي‌ كنار دريا، بي‌شمار زاييده‌ شدند.
13 در ايمان‌ همه‌ ايشان‌ فوت‌ شدند، در حاليكه‌ وعده‌ها را نيافته‌ بودند، بلكه‌ آنها را از دور ديده‌، تحيّت‌ گفتند و اقرار كردند كه‌ بر روي‌ زمين‌، بيگانه‌ و غريب‌ بودند. 14 زيرا كساني‌ كه‌ همچنين‌ مي‌گويند، ظاهر مي‌سازند كه‌ در جستجوي‌ وطني‌ هستند. 15 و اگر جايي‌ را كه‌ از آن‌ بيرون‌ آمدند، بخاطر مي‌آوردند، هرآينه‌ فرصت‌ مي‌داشتند كه‌ (بدانجا) برگردند. 16 لكن‌ الحال‌ مشتاق‌ وطني‌ نيكوتر يعني‌ (وطنِ) سماوي‌ هستند و از اينرو خدا از ايشان‌ عار ندارد كه‌ خداي‌ ايشان‌ خوانده‌ شود، چونكه‌ براي‌ ايشان‌ شهري‌ مهيّا ساخته‌ است‌.
17 به‌ ايمان‌ ابراهيم‌ چون‌ امتحان‌ شد، اسحاق‌ را گذرانيد و آنكه‌ وعده‌ها را پذيرفته‌ بود، پسر يگانه‌ خود را قرباني‌ مي‌كرد؛ 18 كه‌ به‌ او گفته‌ شده‌ بود كه‌ «نسل‌ تو به‌ اسحاق‌ خوانده‌ خواهد شد.» 19 چونكه‌ يقين‌ دانست‌ كه‌ خدا قادر بر برانگيزانيدن‌ از اموات‌ است‌ و همچنين‌ او را در مَثَلي‌ از اموات‌ نيز باز يافت‌.
20 به‌ ايمان‌ اسحاق‌ نيز يعقوب‌ و عيسو را در امور آينده‌ بركت‌ داد.
21 به‌ ايمان‌ يعقوب‌ در وقت‌ مُردنِ خود، هر يكي‌ از پسران‌ يوسف‌ را بركت‌ داد و بر سر عصاي‌ خود سجده‌ كرد.
22 به‌ ايمان‌ يوسف‌ در حين‌ وفات‌ خود، از خروج‌ بني‌اسرائيل‌ اِخبار نمود و درباره‌ استخوانهاي‌ خود وصيّت‌ كرد.
23 به‌ ايمان‌ موسي‌ چون‌ متولّد شد، والدينش‌ او را طفلي‌ جميل‌ يافته‌، سه‌ ماه‌ پنهان‌ كردند و از حكم‌ پادشاه‌ بيم‌ نداشتند.
24 به‌ ايمان‌ چون‌ موسي‌ بزرگ‌ شد، ابا نمود از اينكه‌ پسرِ دخترِ فرعون‌ خوانده‌ شود، 25 و ذليل‌ بودن‌ با قوم‌ خدا را پسنديده‌تر داشت‌ از آنكه‌ لذّتِ اندك‌ زمانيِ گناه‌ را ببرد؛ 26 و عار مسيح‌ را دولتي‌ بزرگتر از خزائن‌ مصر پنداشت‌ زيرا كه‌ به‌سوي‌ مجازات‌ نظر مي‌داشت‌. 27 به‌ ايمان‌، مصر را ترك‌ كرد و از غضب‌ پادشاه‌ نترسيد زيرا كه‌ چون‌ آن‌ ناديده‌ را بديد، استوار ماند. 28 به‌ ايمان‌، عيد فِصَح‌ و پاشيدن‌ خون‌ را بعمل‌ آورد تا هلاك‌كننده‌ نخستزادگان‌، بر ايشان‌ دست‌ نگذارد.
29 به‌ ايمان‌، از بحر قُلزُم‌ به‌ خشكي‌ عبور نمودند واهل‌ مصر قصد آن‌ كرده‌، غرق‌ شدند.
30 به‌ ايمان‌ حصار اَرِيحا چون‌ هفت‌ روز آن‌ را طواف‌ كرده‌ بودند، به‌ زير افتاد.
31 به‌ ايمان‌، راحاب‌ فاحشه‌ با عاصيان‌ هلاك‌ نشد زيرا كه‌ جاسوسان‌ را به‌ سلامتي‌ پذيرفته‌ بود.32 و ديگر چه‌ گويم‌؟ زيرا كه‌ وقت‌ مرا كفاف‌نمي‌دهد كه‌ از جِدعُون‌ و باراق‌ و شَمشون‌ و يَفتاح‌ و داود و سموئيل‌ و انبيا اِخبار نمايم‌، 33 كه‌ از ايمان‌، تسخير ممالك‌ كردند و به‌ اعمال‌ صالحه‌ پرداختند و وعده‌ها را پذيرفتند و دهان‌ شيران‌ را بستند، 34 سُوْرَت‌ آتش‌ را خاموش‌ كردند و از دم‌ شمشيرها رستگار شدند و از ضعف‌، توانايي‌ يافتند و در جنگ‌ شجاع‌ شدند و لشكرهاي‌ غربا را منهزم‌ ساختند. 35 زنان‌، مردگان‌ خود را به‌ قيامتي‌ باز يافتند، لكن‌ ديگران‌ معذّب‌ شدند و خلاصي‌ را قبول‌ نكردند تا به‌ قيامتِ نيكوتر برسند. 36 و ديگران‌ از استهزاها و تازيانه‌ها بلكه‌ از بندها و زندان‌ آزموده‌ شدند. 37 سنگسار گرديدند و با ارّه‌ دوپاره‌ گشتند. تجربه‌ كرده‌ شدند و به‌ شمشير مقتول‌ گشتند. در پوستهاي‌ گوسفندان‌ و بزها محتاج‌ و مظلوم‌ و ذليل‌ و آواره‌ شدند. 38 آناني‌ كه‌ جهان‌ لايق‌ ايشان‌ نبود، در صحراها و كوهها و مغاره‌ها و شكافهاي‌ زمين‌ پراكنده‌ گشتند.
39 پس‌ جميع‌ ايشان‌ با اينكه‌ از ايمان‌ شهادت‌ داده‌ شدند، وعده‌ را نيافتند. 40 زيرا خدا براي‌ ما چيزي‌ نيكوتر مهيّا كرده‌ است‌ تا آنكه‌ بدون‌ ما كامل‌ نشوند.

ترجمه تفسیری

ايمان چيست ؟
حال ، ببينيم ايمان چيست . ايمان يعني اطمينان داشتن به اينكه آنچه اميد داريم ، واقع خواهد شد؛ ايمان يعني يقين داشتن به آنچه اعتقاد داريم ، هرچند قادر به ديدنش نمي باشيم . 2 مردان خدا در زمان قديم ، بسبب ايمانشان بود كه مورد پسند خدا واقع شدند.
3 با ايمان به وجود خداست كه مي دانيم زمين و آسمان ، و در حقيقت همه چيز، بدستور خدا ساخته شده اند؛ و همه اينها از چيزهاي ناديدني به وجود آمده اند.

مشعلداران ايمان
هابيل
4 از راه ايمان بود كه هابيل دستور خدا را اطاعت كرد و هديه اي به خدا تقديم نمود كه بيشتر از هديه قائن سبب رضايت او گرديد. خدا با قبول هديه هابيل ، نشان داد كه او را مورد لطف و عنايت خود قرار داده است . و اكنون ، با اينكه هزاران سال از دوران هابيل مي گذرد، اما هنوز هم مي توانيم درسهاي بسياري از زندگي او درباره ايمان به خدا بياموزيم .

خنوخ
5 خنوخ نيز به خدا ايمان داشت . به همين جهت ، بدون اينكه طعم مرگ را بچشد، خدا او را به نزد خود برد. او ناگهان ناپديد شد، زيرا خدا او را از اين جهان به عالم ديگر منتقل ساخت . پيش از آن ، خدا فرموده بود كه از خنوخ خشنود است . 6 اما خشنود ساختن خدا بدون ايمان و توكل به او محال است . هر كه مي خواهد بسوي خدا بيايد، بايد ايمان داشته باشد كه خدا هست و به آناني كه با دلي پاك در جستجوي او هستند، پاداش مي دهد.

نوح
7 نوح ، يكي ديگر از كساني است كه به خدا ايمان داشت . وقتي خدا به او فرمود كه سرنوشت هولناكي در انتظار مردم بي ايمان است ، او سخن خدا را باور كرد. با اينكه هنوز هيچ نشانه اي از طوفان نبود، اما او بدون فوت وقت ، يك كشتي ساخت و خانواده خود را نجات داد. ايمان نوح ، در نقطه مقابل گناه و بي ايماني مردم دنيا قرار داشت ، مردمي كه حاضر نبودند خدا را اطاعت كنند. در اثر همين ايمان بود كه نوح مقبول خدا گرديد.

ابراهيم
8 ابراهيم نيز بخاطر ايماني كه به خدا داشت ، دعوت او را اطاعت كرد و بسوي سرزميني كه خدا وعده اش را داده بود، براه افتاد. او بدون آنكه بداند به كجا مي رود، شهر و ديار خود را ترك گفت ؛ 9 حتي وقتي به سرزمين موعود رسيد، مانند يك رهگذر در خيمه ها زندگي مي كرد. اسحاق و يعقوب نيز كه همين وعده را از خدا يافته بودند، مانند او در خيمه ها زندگي خود را سپري مي كردند. 10 ابراهيم با اطمينان كامل ، در انتظار روزي بود كه خدا او را به آن شهر مستحكم و جاودان ببرد، شهري كه طراح و سازنده اش خود خداست .
11 همسر او سارا نيز به خدا ايمان داشت و بدليل همين ايمان ، قدرت يافت تا باردار شود، گرچه بسيار سالخورده بود؛ زيرا او پي برده بود كه خدا قادر است به وعده اي كه به او داده ، وفا كند. 12 بنابراين ، از ابراهيم ، يعني از كسي كه ديگر قادر به توليد مثل نبود، نسلهايي بوجودآمد كه همچون ستارگان آسمان و شنهاي كنار دريا، بيشمار بودند.
13 اين مردان ايمان ، همه مُردند بدون آنكه تمام وعده هاي خدا را دريافت كنند، اما آنها را از دور ديده ، به اميد دريافتشان شاد شدند. آنان اذعان مي داشتند كه اين دنياي زودگذر خانه واقعي ايشان نيست ، بلكه در اين دنيا، رهگذر و غريب هستند. 14 در واقع ، كساني كه چنين اذعان و اعترافي مي كنند، نشان مي دهند كه در انتظار خانه و وطني واقعي در آسمان مي باشند. 15 درضمن ، اگر مايل بودند به خانه و كاشانه خود يعني چيزهاي فريبنده اين دنيا بازگردند، قطعاً فرصت چنين كاري را مي داشتند؛ 16 اما ايشان مايل به بازگشت به عقب نبودند، و به امور اين دنيا دلبستگي نداشتند، بلكه علاقه و توجهشان به وطن آسماني بود. بنابراين خدا شرمنده نيست كه خداي ايشان ناميده شود، زيرا شهري در آسمان براي ايشان تدارك ديده است .
17 زماني كه خدا ابراهيم را در بوته آزمايش قرار داد و از او خواست تا پسرش اسحاق را قرباني كند، او بسبب ايماني كه به خدا داشت ، حاضر شد دستور خدا را اطاعت نمايد. با اينكه او درباره اسحاق وعده هايي از خدا دريافت كرده بود، اما آماده شد تا او را قرباني كند؛ 18 بلي ، همان اسحاق را كه خدا وعده داده بود از طريق او نسلي براي ابراهيم بوجود بياورد. 19 زيرا ابراهيم ايمان داشت كه حتي اگر اسحاق بميرد، خدا قادر است او را زنده سازد. در واقع ، همينطور نيز شد، زيرا اسحاق از ديدگاه ابراهيم محكوم به مرگ بود، اما عمر دوباره يافت .

اسحاق ، يعقوب و يوسف
20 در اثر ايمان بود كه اسحاق مي دانست خدا در آينده ، دو پسرش ، يعقوب و عيسو را بركت خواهدداد.
21 اين ايمان بود كه باعث شد يعقوب ، به هنگام پيري و در آستانه رحلت ، در حاليكه بر عصاي خود تكيه زده بود، دعا كند و هر دو پسر يوسف را بركت دهد.
22 در اثر ايمان بود كه يوسف پيش از وفات خود، با اطمينان اعلام كرد كه روزي خدا قوم اسرائيل را از سرزمين مصر بيرون خواهد برد. او بقدري يقين داشت كه از قوم خود قول گرفت كه به هنگام رفتن ، استخوانهاي او را نيز با خود ببرند.

موسي
23 والدين موسي نيز به خدا ايمان داشتند. از اين جهت ، چون ديدند كه خدا فرزندي به ايشان عطا كرده كه با كودكان ديگر فرق دارد، يقين حاصل كردند كه خودش او را حفظ خواهد نمود. بنابراين ، با اينكه پادشاه دستور داده بود كه همه نوزادان پسر را به رودخانه بيندازند، ايشان بدون ترس كودك را سه ماه پنهان كردند.
24 در اثر ايمان بود كه موسي ، وقتي بزرگ شد، نخواست در كاخ فرعون بماند و نوه او نـاميده شود. 25 او ترجيح مي داد همراه با خلق رنج ديده خدا متحمل مشقات شود، تا اينكه در كاخ سلطنتي ، چند روزي از گناه لذت ببرد. 26 در نظر او تحمل زحمت و ننگ در راه مسيح ، بسيار با ارزشتر از تمام خزاين و گنجهاي مصر بود. زيرا او چشم انتظار آن پاداش بزرگي بود كه خدا وعده داده بود. 27 بخاطر ايمان به خدا بود كه او بدون ترس از غضب پادشاه ، مصر را ترك گفت و استوار به پيش رفت ، همچون كسي كه خداي ناديده را در مقابل ديدگان خود دارد. 28 او چون ايمان داشت كه خدا قوم خود را نجات خواهد داد، بدستور خدا به قوم اسرائيل امر كرد كه هر خانواده ، بره اي ذبح كند و خون آن را بر سردر خانه خود بپاشد تا فرشته مرگ كه پسران ارشد مصريان را مي كشت ، به پسر ارشد آن خانه صدمه اي نرساند.
29 قوم اسرائيل نيز به خدا ايمان آوردند و به سلامت از ميان درياي سرخ عبور كردند، گويي اززمين خشك رد مي شدند. اما وقتي مصريان بدنبالشان آمدند و قصد عبور نمودند، همگي غرق شدند.

راحاب
30 در اثر ايمان بود كه حصار شهر اريحا، پس از آنكه قوم اسرائيل بدستور خدا هفت روز آن را دور زدند، فرو ريخت . 31 اما در آن ميان راحاب فاحشه ، همراه اهالي اريحا كشته نشد، زيرا به خدا و به قدرت او ايمان داشت و از فرستادگان قوم خدا به گرمي پذيرايي كرد؛ اما ديگران حاضر نشدند خدا را اطاعت كنند.

نمونه اي ديگر از مشعلداران ايمان
32 ديگر چه نمونه اي بياورم ؟ زيرا وقت مجال نمي دهد كه از ايمان جدعون ، باراق ، سامسون ، يفتـاح ، داود، سموئيـل و انبياي ديگـر سخن گويم . 33 ايشان همگي به خدا ايمان داشتند؛ به همين جهت توانستند در جنگها پيروز شوند، ممالك را تسخير كنند، عدالت را در مملكت خود اجرا نمايند، و وعده هاي خدا را دريافت كنند. ايشان در چاه شيران آسيبي نديدند، 34 و در ميان شعله هاي آتش نسوختند. با ايماني كه داشتند از خطر شمشير جان سالم بدر بردند، و پس از درماندگي و بيماري ، نيروي تازه يافتند؛ در جنگ نيز با شجاعت ، تمام سپاهيان دشمن را تارومار كردند. 35 زنان به نيروي ايمان ، عزيزان از دست رفته خود را زنده در آغوش كشيدند.
اما عده اي ديگر از مؤمنين نيز بودند كه تا سرحد مرگ شكنجه و آزار ديدند و ترجيح دادند بميرند تا اينكه به خدا خيانت ورزند و آزاد شوند. زيرا خاطرجمع بودند كه پس از مرگ ، آزادي واقعي و جاوداني نصيبشان خواهد شد. 36 بعضي شلاق خورده ، مورد تمسخر قرار گرفتند؛ بعضي ديگر در سياه چالها به زنجير كشيده شدند. 37 برخي سنگسار شدند و برخي ديگر با اره دو پاره گشتند. به بعضي وعده آزادي داده شد، به شرط آنكه ايمان خود را انكار كنند، و چـون نكـردند بـا شمشير كشتـه شدند.38 آناني كه جهان لايقشان نبود، در پوست گوسفند و بز، در كوه ها و بيابانها سرگردان شدند، و در غارها و چاه ها خود را پنهان كردند، و گرسنگي و بيماري و دربدري كشيدند.
39 اين انسانهاي مؤمن ، با اينكه بسبب ايمانشان مقبول خدا واقع شدند، اما هيچيك بركات موعود خدا را نيافتند. 40 زيرا خدا مي خواست كه ايشان منتظر بمانند تا همراه ما به آن بركات بهتري برسند كه او براي ما در نظر گرفته است .

راهنما

عبرانيان‌ 11 . قهرمانان‌ ايمان‌
ايمان‌ هابيل‌: اولين‌ قرباني‌ گناه‌ (4) (پيدايش‌ 4 : 1 - 15).
ايمان‌ خنوخ‌: با خدا راه‌ رفت‌ و ربوده‌ شد (5 و 6) (پيدايش‌ 5 : 22 و 24).
ايمان‌ نوح‌: در زمانيكه‌ هيچكس‌ فكر نمي‌كرد كه‌ روزي‌ كشتي‌ بكار آيد، به‌ ساختن‌ آن‌ ادامه‌ داد (7) (پيدايش‌ 6 : 14 - 22).
ايمان‌ ابراهيم‌: با اينكه‌ نمي‌دانست‌ به‌ كجا مي‌رود، اما بسوي‌ شهر خدا راهي‌ شد، با ارادة‌ شخصي‌ حاضر شد پسر خود را قرباني‌ كند و به‌ اين‌ امر اعتماد داشت‌ كه‌ خدا قادر است‌ او را دوباره‌ زنده‌ كند (8 : 10 ، 17 - 19) (پيدايش‌ 12 : 1 - 7 ، 22).
ايمان‌ ساره‌: به‌ آنچه‌ كه‌ اول‌ به‌ آن‌ خنديده‌ بود، ايمان‌ آورد و آن‌ را امكان‌ پذير دانست‌ (11 و 12) (پيدايش‌ 17 : 19 ، 11:18- 14).
ايمان‌ اسحق‌: آينده‌ را پيشگويي‌ نمود (20) (پيدايش‌ 27 : 27 - 29).
ايمان‌ يعقوب‌: به‌ امانت‌ خدا در انجام‌ وعده‌هايش‌ اعتماد كرد (21) (پيدايش‌ 49).
ايمان‌ يوسف‌: با ايمان‌ خواستار بردن‌ استخوانهايش‌ به‌ كنعان‌ شد (22) (پيدايش‌ 50 : 25).
ايمان‌ موسي‌: ذليل‌ شدن‌ و رنج‌ كشيدن‌ با قوم‌ اسرائيل‌ را انتخاب‌ كرده‌، مصر را ترك‌ نمود. فصح‌ را نگاه‌ داشت‌. از درياي‌ سرخ‌ عبور نمود. او را كه‌ ناديده‌ بود، بديد (33 - 29) (خروج‌ 2 : 2 - 11 ، 21:12 و 50 ، 14 : 22 - 29).
ايمان‌ يوشع‌: ديوارهاي‌ اريحا را فرو ريخت‌ (30) (يوشع‌ 6 : 20).
ايمان‌ راحاب‌: بودن‌ با قوم‌ اسرائيل‌ را ترجيح‌ داد (31) (يوشع‌ 2 : 9 ، 6 : 23).
ايمان‌ جدعون‌: در جنگ‌ قدرتمند شد (32) (داوران‌ 7 : 21).
ايمان‌ باراق‌: مملكتها را تسخير نمود (32) (داوران‌ 4).
ايمان‌ شمشون‌: در ضعف‌ خود، قوي‌ شد (32 و 34) (داوران‌ 16 : 28).
ايمان‌ يفتاح‌: لشكرها را شكست‌ داد (32 و 34) (داوران‌ 11).
ايمان‌ داود: وعده‌ را پذيرفت‌ (32 و 33) (دوم‌ سموئيل‌ 7 : 11 - 13).
ايمان‌ دانيال‌: دهان‌ شيران‌ را بست‌ (32 و 33) (دانيال‌ 6 : 22).
ايمان‌ ارميا: مورد شكنجه‌ قرار گرفت‌ (32 و 35) (ارميا 20 : 2).
ايمان‌ ايليا: مرده‌ را زنده‌ كرد (32 و 35) (اول‌ پادشاهان‌ 17 : 17 - 24).
ايمان‌ اليشع‌: مرده‌ را زنده‌ كرد (32 و 35) (دوم‌ پادشاهان‌ 4 : 8 - 37).
ايمان‌ زكريا: سنگسار شد (32 و 37) (دوم‌ تواريخ‌ 24 : 20 و 21).
ايمان‌ اشعيا: با اره‌ دو پاره‌ شد؟ (32 و 37) (بر حسب‌ بعضي‌ از روايات‌ موجود).
  • مطالعه 861 مرتبه
  • آخرین تغییرات در %ب ظ, %06 %609 %1394 %13:%بهمن