مسیح

" که امروز برای شما در شهر داوود، نجات دهنده ای که مسیح خداوند باشد متولد شد. " لوقا 2 : 11

لحظه بسیار خارق العاده ای در تاریخ بشربوده. پسر نجار در وسط رود اردن. یک نبی که به نظر وحشی می آمد، مرد جوانی را که اهل ناصره بود تعمید داد و سپس آن صحنه عالی اتفاق افتاد، روح خدا به شکل یک کبوتر بر کسی که عیسی نام داشت فرود آمد. سپس پدر، خدایی که کائنات را آفریده، این چنین گفت: " این است پسر محبوب من که از او خشنودم".

این لحظه به دو دلیل عالی و شگفت انگیز بود. اول خدا شخصیت کامل خود را آشکار ساخت- پدر، پسر و روح القدس. همه جوانب خدای تثلیث آنجا و در آن لحظه حضور داشتند. و چرا در آن لحظه چنین مکاشفه ای انجام شد؟ زیرا این لحظه ای بود که مسیح مسیحا، باید مکشوف میشد. قبل از این روز در زندگی عیسی مسیح ما هیچ چیزی از خدمت عیسی نمی دانیم. با این وجود بعد از این " مسح" عیسی خدمت عمومی خود را با آیات و علائم معجزات شروع کرد. از ابتدا یکی از نامهایی که به عیسی داده شده" مسیح" بود. این همان کلمه یونانی اس که در عبری ماشیا یا مسایا گفته میشود و به معنی مسح شده می باشد. مسیح به عنوان نجات دهنده دنیا وعده داده شده یود. 3 دسته از مردم وقتی به موقعیتی میرسیدند مسح می شدند. انبیاء، پادشاهان و کاهنان و روغن بر سر آنان به عنوان سمبلی از مسح ریخته میشد. آنها برای کار خاصی که خدا برایشان تدرک دیده بود، جدا میشدند. روغن نمایانگر عطایای روح القدس بود که آنها را قادر میساخت تا از عهده وظایفی که بر عهده شان بود، بر بیایند. 

انبیا نیاز به حکمت داشتند، زیرا هیچ کس نمی توانست وقایع را پیشگویی کند. مگر اینکه توسط روح القدس به آنها الهام میشد. بنابراین، نبی مسح میشد تا نشانگر ارتباطی باشد بنی روح حکمت و عقل و دانش، کاهنان نیاز به فیض و قدوسیت داشتند، زیرا هیچ کس نمی توانست قربانی قابل قبول دیگری را برای گناه مردم به حضور خدا بیاورد. یا اینکه مانند انبیاء در چیزهای مقدس مردم را خدمت کند، مگر اینکه با روح خدا زندگی کند و فیض و پاکی روح خدا در او باشد، پادشاهان نیاز به هدایت روح خدا و رهبری داشتند، زیرا هیچ کس نمی توانست قوانین منصفانه ای وضع کند مگر تحت حکمت روح پدر، بنابراین، انبیا، کاهنان و پادشاهان با روغن مسح میشدند. 

عیسی در آن روز تاریخی به عنوان نبی که باید راه خدا را به مردم نشان میداد مسح شد. کاهنی که قربانی دائمی و ابدی را برای گناهان بشر تقدیم میکرد و پادشاهی که باید بر قلبهای مردم سلطنت کند. او تنها نبی بود که باید راه رو نشان میداد بلکه او راه بود. او نه تنها کاهنی بود که باید برای گناهان بشر قربانی میکرد، بلکه او قربانی بود که باید گناه جهان رو بر میداشت. نه تنها پادشاهی که باید مردم را هدایت میکرد، بلکه او پادشاه پادشاهان و خدای خدایان بود. او مسیح مسح شده بود. اغلب میشنوم که ایمانداران در مورد این موضوع صحبت میکنند که چه کسی مسح داره. اجازه بدهید به آنهایی که عیسی رو میشناسند، بگویم" اگر شما مسیح زنده رو در قلبتان دارید، شما نه تنها مسح دارید، بلکه به عبارت دیگر شما در زندگی تان آن مسح شده را دارید. هللویا عجب نجات دهنده ای .

  • مطالعه 5991 مرتبه