14 عطایای نبوت و زبانها

ترجمه شریف گویا

ترجمه شریف اول قرنتیان


مقایسۀ زبانها با نبوت


1. پس همیشه در پی محبت باشید و در عین حال مشتاق کسب عطایای روح القدس و مخصوصأ عطیۀ نبوت باشید ،
2. زیرا کسی که به زبان ها سخن میگوید روی سخن او با خداست نه با مردم چون دیگران آنچه را که او میگوید نمیفهمند ، زیرا او با قدرت روح القدس اسرار الهی را بزبان می آورد ،
3. اما از طرف دیگر آنکه نبوت میکند برای تقویت و تشویق و تسلی دیگران با آنها سخن میگوید.
4. کسی که به زبانها سخن میگوید تنها خود را تقویت میکند ، ولی کسی که نبوت میکند کلیسا را تقویت مینماید.
5. ااگر همۀ شما به زبان ها سخن گوئید خوشحالم ، ولی ترجیح میدهم که همۀ شما نبوت کنید زیرا اهمیت کسی که نبوت میکند از کسی که بزبانها سخن میگوید بیشتر است ، مگر این که کسی بتواند سخن او را ترجمه نماید تا کلیسا تقویت شود.
6. پس ای برادران ، اگر من پیش شما بیایم و به زبانها سخن بگویم چه سودی برای شما خواهم داشت ؟ هیچ ! مگر این که برای شما مکاشفه ای یا معرفتی یا پیامی یا تعلیمی از جانب خدا بیآورم.
7. حتی سازهای بی جان مثل نی یا چنگ اگر بطور شمرده و واضح نواخته نشوند چگونه شنوندگان درک نمایند که آهنگ آنها چیست ؟
8. باز هم اگر شیپور صدائی نامفهوم بدهد کیست که خود را آمادۀ جنگ سازد ؟
9. همچنین اگر شما بزبانها سخنان نامفهوم بگوئید چگونه دیگران بفهمند چه میگوئید ؟ در این صورت سخنان شما باد هوا خواهد بود.
10. در جهان ، زبانهای مختلف بسیار است اما هیچ یک از آنها بی معنی نیست
11. اما اگر من زبانی را که با آن صحبت میشود نفهمم نسبت به گویندۀ آن بیگانه خواهم بود و او نیز نسبت بمن بیگانه است
12. چون شما اشتیاق دارید صاحب عطایای روح باشید بکوشید بیشتر عطایائی را کسب کنید که باعث تقویت و پیشرفت کلیسا میباشد.
13. بنابر این آنکسی که بزبان ها سخن میگوید باید دعا کند که قادر به ترجمه پیام خود باشد.
14. زیرا اگر من بزبانها دعا کنم روح من مشغول دعاست ولی عقل من در آن نقشی ندارد
15. پس چه کنم ؟ من با روح خود دعا میکنم و در عین حال با عقل و فهم خود نیز دعا خواهم کرد و بهمین طریق سرود حمد خواهم خواند یعنی با روح خود و با فکر خود نیز.
16. در غیر این صورت اگر خدا را در روح سپاسگزاری میکنید ، آن کسی که دارای هدایای روح نیست چگونه به دعای سپاسگزاری شما آمین بگوید، زیرا او آنچه را که شما میگوئید نمیفهمد.
17. قبول دارم که بطرز جالبی سپاسگزاری میکنید ، ولی اگر باعث تقویت دیگران نیست چه فایده !
18. خدا را شکر که من بیش از همۀ شما به زبان ها سخن میگویم ،
19. اما در عبادت کلیسائی گفتن پنج کلمۀ با معنی را برای تعلیم دیگران ، از گفتن ده هزار کلمه به زبانی نامفهوم بهتر میدانم.
20. ای برادران ، در عقل مانند کودکان نباشید ، اما نسبت به بدی و شرارت مثل یک نوزاد بمانید و د رعقل اشخاص بالغ باشید.
21. در کتاب مقدس نوشته شده است : « خداوند میگوید که من به زبان های بیگانه و از لبان بیگانگان با این قوم سخن خواهم گفت و با وجود این آنها بمن گوش نخواهند داد».
22. طبق این کلام ، عطیۀ زبانها نشانه ای است برای بی ایمانان نه برای ایمان داران ، حال آن که نبوت برای ایمانداران است ، نه برای بی ایمانان .
23. پس اگر تمام کلیسا جمع شوند و به زبان ها سخن بگویند و در همان وقت اشخاصی که بی اطلاع یا بی ایمان باشند به مجلس شما وارد شوند ، آیا آنها نخواهند گفت که همۀ شما دیوانه هستید ؟
24. اما اگر همۀ شما نبوت کنید و شخص تازه ایمان یا بی ایمان به مجلس شما داخل شود آنچه را او می شنود او را به گناهانش آگاه میسازد و بوسیله سخنانی که میشنود داوری میشود
25. و اندیشه های پنهانی او فاش خواهد شد و بزانو در آمده خدا را پرستش خواهد کرد و اعتراف میکند که واقعأ خدا در میان شماست.

نظم و ترتیب در کلیسا

26. ای برادران ، منظور من چیست ؟ مقصودم این است که وقتی دور هم جمع میشوید هر کس سرودی یا تعلیمی یا مکاشفه ای یا سخنی به زبان ها یا ترجمه زبان را داشته باشد ، همۀ این ها باید بمنظور تقویت همه انجام شود.
27. و اگر میخواهید به زبان ها سخن گوئید دو یا سه نفر بیشتر نباشد و یکی بعد از دیگری سخن بگوید و آن هم با ترجمه باشد.
28. اگر ترجمه کننده ای در آنجا حاضر نباشد هیچکس نباید در مجلس کلیسا به زبانها صحبت کند مگر این که صحبت او بین او و خدا باشد.
29. آن دو یا سه نفری که قرار است نبوت کنند صحبت نمایند
30. و دیگران در بارۀ گفتار ایشان قضاوت کنند ، اما اگر مکاشفه ای بیکی از حاضران مجلس برسد آن کسی که مشغول سخن گفتن است ساکت شود.
31. باین ترتیب شما میتوانید یکی بعد از دیگری برای تعلیم و تقویت همه نبوت کنید ،
32. زیرا عطیۀ نبوت باید تحت اختیار گویندۀ آن باشد ،
33. چون خدا ، خدای هرج و مرج نیست بلکه خدای نظم و آرامش است. چنانکه در تمام کلیساهای مقدسین مرسوم است
34. زنان باید در کلیسا ساکت بمانند زیرا اجازۀ سخن گفتن ندارند بلکه مطابق آنچه تورات نیز میگوید زنان باید مطیع باشند.
35. اگر مایلند دربارۀ امری ، چیزی بدانند در منزل از شوهران خود بپرسند زیرا گفتگوی زنان در مجالس کلیسا شرم آور است.
36. آیا گمان میکنید که پیام خدا از شما شروع شده است؟ و یا پیام او تنها بشما رسیده است ؟
37. اگر کسی خود را نبی بخواند یا دارای عطایای روحانی دیگر بداند باید تصدیق کند که آن چه را مینویسم دستور خداوند است
38. و اگر کسی به این دستور بی اعتنائی کند نسبت باو نیز بی اعتنا خواهد شد.
39. خلاصه ای برادران من ، مشتاق عطیۀ نبوت باشید و در عین حال گفتگو به زبان هارا منع نکنید ـ اما همه کارها باید باید با نظم و ترتیب انجام شود.
ترجمه قدیمی(اول قرنتیان)


عطاياي‌ نبوت‌ و زبانها
‌ در پي‌ محبّت‌ بكوشيد و عطاياي روحاني‌ را به‌ غيرت‌ بطلبيد، خصوصاً اينكه‌ نبوّت‌ كنيد. 2 زيرا كسي‌ كه‌ به‌ زباني‌ سخن‌ مي‌گويد، نه‌ به‌ مردم‌ بلكه‌ به‌ خدا مي‌گويد، زيرا هيچ‌كس‌ نمي‌فهمد ليكن‌ در روح‌ به‌ اسرار تكلّم‌ مي‌نمايد. 3 امّا آنكه‌ نبوّت‌ مي‌كند، مردم‌ را براي‌ بنا و نصيحت‌ و تسلّي‌ مي‌گويد. 4 هركه‌ به‌ زباني‌ مي‌گويد، خود را بنا مي‌كند، امّا آنكه‌ نبوّت‌ مي‌نمايد، كليسا را بنا مي‌كند. 5 و خواهش‌ دارم‌ كه‌ همه‌ شما به‌ زبانها تكلّم‌ كنيد، لكن‌ بيشتر اينكه‌ نبوّت‌ نماييد زيرا كسي‌ كه‌ نبوّت‌ كند بهتر است‌ از كسي‌ كه‌ به‌ زبانها حرف‌ زند، مگر آنكه‌ ترجمه‌ كند تا كليسا بنا شود.
6 امّا الحال‌ اي‌ برادران‌، اگر نزد شما آيم‌ و به‌ زبانها سخن‌ رانم‌، شما را چه‌ سود مي‌بخشم‌؟ مگر آنكه‌ شما را به‌ مكاشفه‌ يا به‌ معرفت‌ يا به‌ نبوّت‌ يابه‌ تعليم‌ گويم‌. 7 و همچنين‌ چيزهاي‌ بيجان‌ كه‌ صدا مي‌دهد چون‌ ني‌ يا بربط‌ اگر در صداها فرق‌ نكند، چگونه‌ آواز ني‌ يا بربط‌ فهميده‌ مي‌شود؟ 8 زير اگر كَرِنّا نيز صداي‌ نامعلوم‌ دهد، كه‌ خود را مهيّاي‌ جنگ‌ مي‌سازد؟ 9 همچنين‌ شما نيز اگر به‌ زبان‌، سخنِ مفهوم‌ نگوييد، چگونه‌ معلوم‌ مي‌شود آن‌ چيزي‌ كه‌ گفته‌ شد زيرا كه‌ به‌ هوا سخن‌ خواهيد گفت‌؟ 10 زيرا كه‌ انواع‌ زبانهاي‌ دنيا هرقدر زياده‌ باشد، ولي‌ يكي‌ بي‌معني‌ نيست‌. 11 پس‌ هرگاه‌ قوّت‌ زبان‌ را نمي‌دانم‌، نزد متكلّم‌ بربري‌ مي‌باشم‌ و آنكه‌ سخن‌ گويد نزد من‌ بربري‌ مي‌باشد. 12 همچنن‌ شما نيز چونكه‌ غيور عطاياي‌ روحاني‌ هستيد، بطلبيد اينكه‌ براي‌ بناي‌ كليسا افزوده‌ شويد.
13 بنابراين‌ كسي‌ كه‌ به‌ زباني‌ سخن‌ مي‌گويد، دعا بكند تا ترجمه‌ نمايد. 14 زيرا اگر به‌ زباني‌ دعا كنم‌، روح‌ من‌ دعا مي‌كند لكن‌ عقل‌ من‌ برخوردار نمي‌شود. 15 پس‌ مقصود چيست‌؟ به‌ روح‌ دعا خواهم‌ كرد و به‌ عقل‌ نيز دعا خواهم‌ نمود؛ به‌ روح‌ سرود خواهم‌ خواند و به‌ عقل‌ نيز خواهم‌ خواند. 16 زيرا اگر در روح‌ تبرّك‌ مي‌خواني‌، چگونه‌ آن‌ كسي‌ كه‌ به‌ مَنْزِلَتِ اُمّي‌ است‌، به‌ شكر تو آمين‌ گويد و حال‌ آنكه‌ نمي‌فهمد چه‌ مي‌گويي‌؟ 17 زيرا تو البتّه‌ خوب‌ شكر مي‌كني‌، لكن‌ آن‌ ديگر بنا نمي‌شود. 18 خدا را شكر مي‌كنم‌ كه‌ زيادتر از همه‌ شما به‌ زبانها حرف‌ مي‌زنم‌. 19 لكن‌ در كليسا بيشتر مي‌پسندم‌ كه‌ پنج‌ كلمه‌ به‌ عقل‌ خود گويم‌ تا ديگران‌ را نيز تعليم‌ دهم‌ از آنكه‌ هزاران‌ كلمه‌ به‌ زبان‌ بگويم‌.
20 اي‌ برادران‌، در فهم‌ اطفال‌ مباشيد بلكه‌ دربدخويي‌ اطفال‌ باشيد و در فهم‌ رشيد. 21 در تورات‌ مكتوب‌ است‌ كه‌ «خداوند مي‌گويد به‌ زبانهاي‌ بيگانه‌ و لبهاي‌ غير به‌ اين‌ قوم‌ سخن‌ خواهم‌ گفت‌ و با اين‌ همه‌ مرا نخواهند شنيد.» 22 پس‌ زبانها نشاني‌ است‌ نه‌ براي‌ ايمان‌داران‌ بلكه‌ براي‌ بي‌ايمانان‌؛ امّا نبوّت‌ براي‌ بي‌ايمان‌ نيست‌ بلكه‌ براي‌ ايمانداران‌ است‌. 23 پس‌ اگر تمام‌ كليسا در جايي‌ جمع‌ شوند و همه‌ به‌ زبانها حرف‌ زنند و اُميّان‌ يا بي‌ايمانان‌ داخل‌ شوند، آيا نمي‌گويند كه‌ ديوانه‌ايد؟ 24 ولي‌ اگر همه‌ نبوّت‌ كنند و كسي‌ از بي‌ايمانان‌ يا امّيان‌ درآيد، از همه‌ توبيخ‌ مي‌يابد و از همه‌ ملزم‌ مي‌گردد، 25 و خفاياي‌ قلب‌ او ظاهر مي‌شود و همچنين‌ به‌ روي‌ درافتاده‌، خدا را عبادت‌ خواهد كرد و ندا خواهد داد كه‌ «في‌الحقيقة‌ خدا در ميان‌ شما است‌.»
26 پس‌ اي‌ برادران‌ مقصود اين‌ است‌ كه‌ وقتي‌كه‌ جمع‌ شويد، هريكي‌ از شما سرودي‌ دارد، تعليمي‌ دارد، زباني‌ دارد، مكاشفه‌اي‌ دارد، ترجمه‌اي‌ دارد، بايد همه‌ بجهت‌ بنا بشود. 27 اگر كسي‌ به‌ زباني‌ سخن‌ گويد، دو دو يا نهايت‌ سه‌ سه‌ باشند، به‌ ترتيب‌ و كسي‌ ترجمه‌ كند. 28 امّا اگر مترجمي‌ نباشد، در كليسا خاموش‌ باشد و با خود و با خدا سخن‌ گويد. 29 و از انبيا دو يا سه‌ سخن‌ بگويند و ديگران‌ تميز دهند. 30 و اگر چيزي‌ به‌ ديگري‌ از اهل‌ مجلس‌ مكشوف‌ شود، آن‌ اوّل‌ ساكت‌ شود. 31 زيرا كه‌ همه‌ مي‌توانيد يك‌يك‌ نبوّت‌ كنيد تا همه‌ تعليم‌ يابند و همه‌ نصيحت‌ پذيرند. 32 و ارواح‌ انبيا مطيع‌ انبيا مي‌باشند. 33 زيرا كه‌ او خداي‌ تشويش‌ نيست‌ بلكه‌ خداي‌ سلامتي‌، چنانكه‌ در همه‌ كليساهاي‌ مقدّسان‌. 34 وزنان‌ شما در كليساها خاموش‌ باشند زيرا كه‌ ايشان‌ را حرف‌ زدن‌ جايز نيست‌ بلكه‌ اطاعت‌ نمودن‌، چنانكه‌ تورات‌ نيز مي‌گويد. 35 امّا اگر مي‌خواهند چيزي‌ بياموزند، در خانه‌ از شوهران‌ خود بپرسند، چون‌ زنان‌ را در كليسا حرف‌ زدن‌ قبيح‌ است‌. 36 آيا كلام‌ خدا از شما صادر شد يا به‌ شما به‌ تنهايي‌ رسيد؟ 37 اگر كسي‌ خود را نبي‌ يا روحاني‌ پندارد، اقرار بكند كه‌ آنچه‌ به‌ شما مي‌نويسم‌، احكام‌ خداوند است‌. 38 امّا اگر كسي‌ جاهل‌ است‌، جاهل‌ باشد. 39 پس‌ اي‌ برادران‌، نبوّت‌ را به‌ غيرت‌ بطلبيد و از تكلّم‌ نمودن‌ به‌ زبانها منع‌ مكنيد. 40 لكن‌ همه‌ چيز به‌ شايستگي‌ و انتظام‌ باشد.



ترجمه تفسیری



عطاي نبوت و زبانها
پس ، محبت را مهم ترين هدف زندگي خود بسازيد. اما در عين حال مشتاقانه دعاكنيد تا روح القدس عطاياي روحاني را نيز به شما عنايت فرمايد، خصوصاً عطاي نبوت را، يعني عطاي دريافت پيغام از خدا و اعلام آن به ديگران .
2 اگر كسي عطاي سخن گفتن به زبانها را دارد، يعني به زبانهايي سخن مي گويد كه قبلاً نياموخته است ، در اينصورت ، با اين زبانها فقط با خدا سخن مي گويد نه با مردم ، زيرا ديگران گفته هاي او را درك نمي كنند، چون او با قدرت روح القدس ، بصورت راز تكلم مي كند. 3 اما كسي كه نبوت مي كند، يعني پيغامهاي خدا را به ايمانداران اعلام مي كند، با اين كار به آنان كمك مي نمايد تا رشد كنند، تشويق شوند و تسلي يابند. 4 پس ، كسي كه به زبانها سخن مي گويد، فقط به رشد خود كمك مي كند، اما آنكه نبوت مي نمايد، به رشد تمام كليسا كمك مي كند تا همه در پاكي و شادي پيشرفت نمايند.
5 آرزوي من اينست كه همه شما به زبانها سخن بگوييد، اما بيشتر دلم مي خواهد كه نبوت كنيد، زيرا نبوت كردن بهتر است از سخن گفتن به زبانها، مگر آنكه كسي بتواند مطلبي را كه شما به زبانهاي غير مي گوييد، براي ديگران ترجمه كند تا ايشان نيز از آن بهره مند شوند.
6 اي برادران عزيز، حتي اگر خود من نزد شما بيايم و با شما به زبانها سخن گويم ، چه نفعي به شما خواهم رساند؟ اما اگر بيايم و حقايق عميق كلام خدا را برايتان بيان كنم ، و يا آنچه را كه او بر من آشكار ساخته و آنچه را كه آموخته ام بازگو نمايم ، و يا پيغامي از جانب او برايتان بياورم ، در اينصورت به شما نفع رسانده ام . 7 حتي سازهايي مثل ني و چنگ ، اگر بطور واضح نواخته نشوند، چگونه مي توان آهنگ آنها را تشخيص داد؟
به همين ترتيب ، اگر ما هم به زبان قابل درك سخن نگوييم ، ديگران چگونه سخنان ما را درك خواهند كرد؟ 8 يا اگر در ميدان جنگ ، شيپور آماده باش را ننوازند، چه كسي خود را براي نبرد آماده خواهد ساخت ؟ 9 به همين صورت ، اگر با كسي به زباني گفتگو كنيد كه براي او قابل فهم نيست ، چگونه مي تواند سخنان شما را درك كند؟ مانند اين خواهدبود كه با ديوار سخن مي گوييد!
10 فكر مي كنم در دنيا صدها زبان مختلف وجود داشته باشد، اما هر يك از اين زبانها فقط براي كساني كه به آنها تكلم مي كنند، بامعني هستند، 11 و من از آنها سر در نمي آورم . اگر كسي به يكي از اين زبانها با من سخن گويد، او براي من همچون يك بيگانه است و من هم براي او. 12 پس حال كه تا اين حد مشتاق عطاياي روح القدس هستيد، طالب بهترين آنها باشيد تا براي رشد تمام كليسا مفيد واقع شويد.
13 اگر كسي عطاي تكلم به زبانها را دارد، بايد دعا كند تا خدا به او عطاي ترجمه اين زبانها را نيز بدهد. 14 زيـرا اگر به زباني دعا كنـم كه آن را نمـي فهــمم ، در واقع روح من دعا مي كند و خودم از آنچه مي گويم ، بي خبرم . 15 پس چه كنم ؟ بايد هم به اين زبانها دعا كنم و هم به زبان خودم ؛ هم به اين زبانها سرود بخوانم و هم به زبان خودم ، تا همه بفهمند. 16 زيرا اگر شما خدا را به زباني شكر گوييد كه فقط روح خودتان مي فهمد، چگونه ديگران بتوانند به دعاي شكرگزاري شما آمين بگويند، در حاليكه نمي فهمند چه مي گوييد؟ 17 شكي نيست كه شما بسيار عالي خدا را شكر مي گوييد، اما حاضرين بهره اي نمي برند.
18 خدا را شكر كه در تنهايي ، بيش از همه شما به زبانها سخن مي گويم . 19 اما وقتي با ديگران خدا را عبادت مي كنم ، ترجيح مي دهم پنج كلمه به زباني سخن بگويم كه همه بفهمند و استفاده كنند، تا اينكه هزاران كلمه به زبانهاي غير تكلم كنم كه كسي نمي فهمد.
20 برادران عزيز، در درك اين مطالب مانند كودكان نباشيد. در درك و فهم امور روحاني ، چون مردان عاقل و دانا باشيد، اما در بدي كردن مانند كودكان ! 21 كتاب آسماني مي فرمايد كه خداوند از سرزمينهاي ديگر افرادي را خواهد فرستاد تا پيغام او را به زبانهاي بيگانه به قوم او اعلام كنند، اما با اينحال ايشان نخواهند شنيد. 22 پس مي بينيد كه سخن گفتن به زبانها، نشانه قدرت خدا براي ايمانداران نيست بلكه نشانه اي است براي بي ايمانان . اما نبوت ، يعني آوردن پيغام از جانب خدا، براي بي ايمانان نيست بلكه براي ايمانداران . 23 پس اگر فردي بي ايمان و يا كسي كه اين عطايا را ندارد، به جمع شما داخل شود و بشنود كه شما همه به زبانهاي غير تكلم مي كنيد، يقيناً تصور خواهد كرد كـه ديوانه ايد. 24 اما اگر همه نبوت كنيد، حتي اگر اين پيغامها بيشتر براي ايمانداران مفيد باشد، و همان موقع يك غير مسيحي يا يك نوايمان وارد شود، با شنيدن اين پيغامهاي الهي وجدانش بيدار خواهـد شـد و پي خواهـد بـرد كـه گنـاهكار اسـت . 25 آنگاه پرده از افكار پنهان او برداشته شده ، به زانو خواهد افتاد و خدا را پرستش كرده ، خواهد گفت كه حقيقتاً خدا در ميان شماست .

نظم و ترتيب در مجالس عبادتي
26 پس ، ايمانداران عزيز، مقصود خود را بطور خلاصه بيان مي كنم . وقتي براي عبادت در كليسا جمع مي شويد، يكي از شما سرود بخواند، ديگري كلام خدا را تعليم دهد، يكي ديگر حقيقتي را كه از جانب خدا بر او آشكار شده بيان نمايد، يك نفر نيز به زبانهاي غير سخن بگويد و ديگري آن را ترجمه كند. اما هر چه انجام مي شود، بايد براي همه ايمانداران مفيد باشد و باعث تقويت و رشد روحاني ايشان گردد. 27 اگر كساني مي خواهند به زبانهاي غير حرف بزنند، تعدادشان نبايد بيش از دو يا سه نفر باشد، آن هم به نوبت . يك نفر نيز بايد اين زبانها را ترجمه كند. 28 اما اگر كسي نباشد كه ترجمه كند، ايشان بايد در سكوت با خود و با خدا به زبانهاي غير سخن گويند، نه در حضور همه و با صداي بلند.
29و30 اگر كساني هستند كه نبوتي از جانب خدا دارند، بهتر است دو يا سه نفر از ايشان به نوبت پيغام خدا را اعلام نمايند و ديگران در مورد آن قضاوت كنند. درضمن اگر در همان لحظه كه شخصي نبوت مي كند، پيغام يا مطلبي از جانب خدا بر شخص ديگري آشكار شود، آن كسي كه مشغول سخن گفتن است ، بايد ساكت شود. 31 به اين ترتيب ، تمام كساني كه پيغامي از سوي خداوند دريافت كرده اند، خواهند توانست يكي پس از ديگري پيغام خدا را اعلام كنندتا همه تعليم بگيرند و تشويق و تقويت شوند. 32 بعلاوه بياد داشته باشيد كساني كه عطاي نبوت دارند، بايد اين قدرت را هم داشته باشند كه ساكت بنشيننـد و منتظر نوبت خود باشند. 33 خدا هرج و مرج را دوست ندارد، بلكه هماهنگي و نظم و ترتيب را.
همانگونه كه در تمـام كليساها مشاهـده مي شـود، 34 زنان در جلسات بايـد ساكت باشنـد. آنها نبايد سخن بگويند بلكه گوش كنند و اطاعت نمايند، همانطور كه كتاب تورات فرموده است . 35 اگر سؤالي نيز دارند، در خانه از شوهران خود بپرسند، چون صحيح نيست كه زنان در جلسات كليسا گفتگو و اظهار نظر كنند.
36 آيا با اين مطالب مخالفيد؟ يا شايد فكر مي كنيد كه فقط شما اراده خدا را مي شناسيد و بس ؟ در اينصورت در اشتباه هستيد! 37 اگر ادعا مي كنيد كه عطاي نبوت و يا ساير عطاياي روح القدس را داريد، پس بايد اولين كساني باشيد كه دريابيد آنچه مي گويم ، احكام خود خداوند است . 38 اما اگر كسي باز مخـالف اسـت ، بگـذار در نادانـي خود باقي بماند.
39 پس اي برادران عزيز، با اشتياق بسيار طالب عطاي نبوت باشيد و در ضمن كسي را از سخن گفتن به زبانها منع نكنيد. 40 هركاري بجاي خود نيكوست و بايد با نظم و ترتيب انجام شود

راهنما
اول‌ قرنتيان‌ 14 . صحبت‌ به‌ زبانها و نبوت‌
در اين‌ بخش‌، مسأله‌ ارتباط‌ بين‌ صحبت‌ به‌ زبانها و نبوت‌ مطرح‌ شده‌ است‌. به‌ نظر مي‌رسد كه‌ اين‌ دو عطيه‌، بيش‌ از عطاياي‌ ديگر طالب‌ داشت‌. نبوت‌، اساساً به‌ معني‌ پيشگويي‌ وقايع‌ آينده‌ است‌ اما در اينجا بنظر مي‌رسد منظور از آن‌، تعليم‌ دادن‌ بوسيلة‌ كمك‌ مخصوص‌ روح‌القدس‌ مي‌باشد. اين‌ عطيه‌ مي‌بايستي‌ داراي‌ ارزش‌ بيشتري‌ نسبت‌ به‌ صحبت‌ به‌ زبانها مي‌بود، چرا كه‌ همة‌ افراد قادر به‌ درك‌ آن‌ بودند.
آيات‌ 24 - 25 به‌ خصوصيات‌ يك‌ جلسة‌ عبادتي‌ كامل‌ اشاره‌ مي‌كند. آن‌ جلسه‌اي‌ است‌ كه‌ باعث‌ مي‌شود شركت‌ كنندگان‌ بي‌ايمان‌ به‌ روي‌ درافتند و خدا را پرستش‌ كنند. چقدر تأسف‌بار است‌ كه‌ امروزه‌ به‌ جاي‌ اينگونه‌ جلسات‌، از يك‌ طرف‌ رسوم‌ مرده‌ و خشك‌ و از طرف‌ ديگر هرج‌ و مرج‌ و بي‌نظمي‌ جايگزين‌ شده‌ است‌.
در آيات‌ 33 - 40 به‌ نقش‌ زن‌ در كليسا اشاره‌ شده‌ است‌. اين‌ بخش‌ در واقع‌ ادامة‌ 11 : 2 - 16 مي‌باشد. پولس‌ ظاهراً، آنچه‌ را كه‌ در 11 : 5 مجاز اعلام‌ كرده‌ بود در اينجا (34 و 35) منع‌ مي‌كند. به‌ نظر مي‌رسد كه‌ شرايط‌ خاصي‌ در اين‌ كليساي‌ محلي‌ وجود داشت‌ كه‌ پولس‌ را مجبور ساخته‌ تا اين‌ چنين‌ توصيه‌اي‌ بنمايد. احتمال‌ مي‌رود كه‌ بعضي‌ از زنان‌، با سر برهنه‌ به‌ صورتي‌ غير منتظره‌ شروع‌ به‌ سخن‌ گفتن‌ نموده‌ بودند. اينكه‌ چه‌ شرايطي‌ در آن‌ كليسا حاكم‌ بود، دقيقاً بر ما معلوم‌ نيست‌.
  • مطالعه 1258 مرتبه
  • آخرین تغییرات در %ق ظ, %06 %381 %1394 %08:%بهمن