15 قیام مسیح؛ قیامت مردگان؛ بدن قیام کرده

ترجمه شریف گویا

ترجمه شریف اول قرنتیان


رستاخیز مسیح


1. ای برادران ، اکنون میخواهم مژده ای را که قبلا بشما اعلام کرده بودم وشما قبول نمودید و در آن پایدار هستید بیاد شما بیاورم .
2. اگر به آن متوسل باشید بوسیلۀ آن نجات می یابید ، مگر این که ایمان شما واقعی نباشد.
3. آنچه را که بمن رسیده بود ـ یعنی مهمترین حقایق انجیل را بشما سپردم و آن این است که مطابق پیش گوئی های تورات و نوشته های انبیاء ، مسیح برای گناهان ما مرد
4. و مدفون شد و نیز بر طبق کتاب مقدس در روز سوم زنده گشت
5. و بعد خود را به پطرس و پس از آن به دوازده حواری ظاهر سخت
6. و یک بار هم به بیش از پانصد نفر از برادران ما ظاهر شد که اغلب آنها تا امروز زنده اند ولی بعضی مرده اند.
7. بعد از آن یعقوب و سپس تمام رسولان او را دیدند
8. و آخر همه خود را بمن که در برابر آنان طفلی نارس بودم ظاهر ساخت ،
9. زیرا من از تمام رسولان او کمتر هستم و حتی شایستگی آن را ندارم که رسول خوانده شوم ، چون بر کلیسای خدا جفا میرسانیدم
10. اما بوسیله فیض خدا آنچه امروز هستم ، هستم و فیضی که او نصیب من گردانید بیهوده نبود ، زیرا من از همۀ ایشان بیشتر زحمت کشیدم گرچه واقعأ من نبودم بلکه فیض خدا بود که با من کار میکرد.
11. بهر حال خواه من بیشتر زحمت کشیده باشم ، خواه ایشان ، تفاوتی ندارد زیرا ، این است آنچه همۀ ما اعلام میکنیم و شما نیز باین ایمان آورده اید.

رستاخیز مردگان

12. پس اگر مژده ای را که ما اعلام میکنیم این باشد که مسیح پس از مرگ زنده شد چگونه بعضی از شما میتوانید ادعا کنید که قیامت مردگان وجود ندارد ؟
13. اگر قیامت مردگان وجود نداشته باشد پس مسیح هم زنده نشده است !
14. و اگر مسیح زنده نشده باشد ، هم بشارت ما پوچ است و هم ایمان شما !
15. و وقتی گفتیم که خدا مسیح را زنده ساخته است ، در صورتی که زنده شدن مردگان درست نباشد ، دربارۀ خدا شهادت دروغ داده ایم .
16. زیرا اگر مردگان زنده نمیشوند مسیح هم مسلمأ زنده نشده است
17. و اگر مسیح زنده نشده است ایمان شما بیهوده است و شما هنوز در گناهان خود هستید
18. و از آن گذشته ایماندارانی هم که مرده اند باید هلاک شده باشند !
19. اگر امید ما به مسیح فقط منحصر باین زندگی باشد از تمام مردم بدبختتر هستیم !
20. اما در حقیقت مسیح پس از مرگ زنده شد و اولین کسی است که از میان مردگان برخاسته است
21. زیرا چنانکه مرگ بوسیله یک انسان آمد همانطور قیامت از مردگان نیز بوسیله یک انسان دیگر فرا رسید.
22. و همانطور که همۀ آدمیان بخاطر همبستگی با آدم میمیرند ، تمام کسانی که با مسیح متحدند زنده خواهند شد.
23. اما هر کس بنوبۀ خود زنده میشود ـ اول مسیح و بعد در وقت آمدن او آنانی که متعلق باو هستند.
24. پس از آن پایان کار فرا خواهد رسید و مسیح تمام فرمانروایان و قوتها و قدرتها و را برانداخته و پادشاهی را بخدای پدر خواهد سپرد.
25. زیرا تا آن زمانی که خدا همۀ دشمنان را زیر پای مسیح نگذارد او باید به سلطنت خود ادامه دهد.
26. آخرین دشمنی که برانداخته میشود مرگ است.
27. کلام خدا میگوید که خدا همه چیز را زیر پای مسیح قرار داده است ولی البته معلوم است که عبارت « همه چیز » شامل خدا که همه چیز را تحت فرمان مسیح می گذارد نمی شود.
28. وقتی که همه چیز تحت فرمان مسیح قرار بگیرد ، مسیح نیز که پسر خدا است خود را در اختیار خدا که همه چیز را بفرمان او گذاشت قرار خواد داد تا خدا بر کل کائنات حاکم گردد.
29. در غیر این صورت برای چه ، عده ای از طرف مردگان تعمید میگیرند ؟ اگر مردگان اصلا زنده نمیشوند چرا دیگران بنام ایشان تعمید میگیرند ؟
30. و ما چرا باید در تمام ساعات زندگی با خطر روبرو باشیم ؟
31. ای برادران ، چون به اتحاد شما با خداوند ، عیسی مسیح افتخار میکنم سوگند می خورم که هر روز با مرگ روبرو میشوم .
32. اگر من فقط ازروی انگیزه های انسانی در افسس با جانوران می جنگیدم چه چیزی عاید من میشد ؟ اگر مردگان زنده نمیشوند ، پس « بخوریم و بنوشیم زیرا فردا خواهیم مرد.»
33. گول نخورید ـ معاشران بد ، اخلاق خوب را فاسد میسازند.
34. درست فکر کنید ودیگر گناه نکنید ، زیرا بعضی از شما خدا را نمی شناسید و این را برای شرمساری شما میگویم.

رستاخیز بدن

35. شاید کسی بپرسد :« مردگان چگونه زنده میشوند و با چه نوع بدنی ظاهر می شوند؟ »
36. ای نادانان ، وقتی تخمی در زمین میکارید آن زنده نخواهد شد مگر این که اول بمیرد
37. و آنچه میکاری فقط یک دانه است ، خواه یک دانۀ گندم باشد یا هر دانۀ دیگر و آن هنوز شکل نهائی خود را نگرفته است.
38. خدا بر طبق ارادۀ خود بدنی به آن میدهد و بهر نوع تخم ، بدنی مخصوص میبخشد.
39. گوشت همۀ موحودات زنده یک جور نیست ، گوشت آدمیان یک جور است و هر دسته از حیوانات ، پرندگان و ماهیان گوشت مخصوص بخود دارند.
40. اجسام آسمانی با اجسام زمینی فرق دارند و زیبایی های آنها نیز با هم متفاوت است.
41. زیبائی خورشید یک جور است و زیبایی ماه و ستارگان نحوی دیگر و حتی در میان ستارگان زیبائی های گوناگون یافت میشود.
42. زنده شدن مردگان نیز چنین خواهد بود: آنچه بخاک سپرده میشود فانی است و آنچه برمیخیزد فنا ناپذیر است.
43. آنچه بخاک میرود ذلیل و خوار است . آن چه برمیخزد پر جلال است . در ضعف و ناتوانی کاشته میشود و در قدرت سبز می شود.
44. بدن جسمانی بخاک سپرده میشود و بدن روحانی برمیخیزد . همچنان که بدن جسمانی هست ، بدن روحانی نیز وجود دارد .
45. در این خصوص کتاب مقدس میفرماید : « اولین انسان یعنی آدم ، نفس زنده گشت » اما آدم آخر روح حیات بخش گردید.
46. آنچه روحانی است اول نمی آید . اول جسمانی و بعد از آن روحانی می آید.
47. آدم اول از خاک زمین ساخته شد و آدم دوم از آسمان آمد.
48. خاکیان باو که از خاک ساخته شد شبیه اند و آسمانی ها هم به او که از آسمان آمد شباهت دارند.
49. همان گونه که شکل خاکی بخود گرفتیم ، شکل آسمانی نیز بخود خواهیم گرفت .
50. ای برادران ، مقصودم این است که آنچه از گوشت و خون ساخته شده است نمی تواند در پادشاهی خدا سهیم گردد و آنچه فانی است نمی تواند در فنا ناپذیری نصیبی داشته باشد.
51. گوش دهید تا رازی را برای شما فاش سازم . همۀ ما نخواهیم مرد
52. بلکه در یک لحظه با یک چشم بهم زدن بمحض آنکه صدای شیپور آخر شنیده شود تغییر خواهیم یافت زیرا شیپور بصدا در میآید و مردگان برای حیات فنا ناپذیر زنده میشوند و ما نیز تغییر خواهیم یافت
53. زیرا فنا باید با بقاء پوشیده شود و مرگ بحیات جاودان ملبس گردد.
54. زمانیکه فنا با بقاء و مرگ با حیات پوشیده شود آنچه کلام خدا میفرماید به حقیقت خواهد پیوست که « مرگ نابود گشته و پیروزی ، کامل گردیده است »
55. ای مرگ ، پیروزی تو کجاست و ای موت ، نیش تو کجا ؟»
56. نیش مرگ از گناه زهر آگین میشود و گناه از شریعت قدرت میگیرد.
57. اما خدا را شکر که او بوسیلۀ خداوند ما عیسی مسیح بما پیروزی بخشیده است .
58. بنابراین ای برادران عزیز ، پا برجا و استوار بمانید. همیشه در کار و خدمت خداوند مشغول باشید زیرا میدانید که زحمات شما در خدمت او بی نتیجه نخواهد بود.
ترجمه قدیمی(اول قرنتیان)


قيام‌ مسيح‌
‌ الا´ن‌ اي‌ برادران‌، شما را از انجيلي‌ كه‌ به شما بشارت‌ دادم‌ اعلام‌ مي‌نمايم‌ كه‌ آن‌ را هم‌ پذيرفتيد و در آن‌ هم‌ قايم‌ مي‌باشيد، 2 و بوسيله‌ آن‌ نيز نجات‌ مي‌يابيد، به‌ شرطي‌ كه‌ آن‌ كلامي‌ را كه‌ به‌ شما بشارت‌ دادم‌، محكم‌ نگاه‌ داريد والاّ عبث‌ ايمان‌ آورديد. 3 زيرا كه‌ اوّل‌ به‌ شما سپردم‌، آنچه‌ نيز يافتم‌ كه‌ مسيح‌ برحسب‌ كتب‌ در راه‌ گناهان‌ ما مرد، 4 و اينكه‌ مدفون‌ شد و در روز سوم‌ برحسب‌ كتب‌ برخاست‌؛ 5 و اينكه‌ به‌ كيفا ظاهر شد و بعد از آن‌ به‌ آن‌ دوازده‌، 6 و پس‌ از آن‌، به‌ زياده‌ از پانصد برادر يك‌ بار ظاهر شد كه‌ بيشتر از ايشان‌ تا امروز باقي‌ هستند، امّا بعضي‌ خوابيده‌اند. 7 از آن‌ پس‌ به‌ يعقوب‌ ظاهر شد و بعد به‌ جميع‌ رسولان‌. 8 و آخر همه‌ بر من‌ مثل‌ طفل‌سقط‌شده‌ ظاهر گرديد. 9 زيرا من‌ كهترين‌ رسولان‌ هستم‌ و لايق‌ نيستم‌ كه‌ به‌ رسول‌ خوانده‌ شوم‌، چونكه‌ بركليساي‌ خدا جفا مي‌رسانيدم‌. 10 ليكن‌ به‌ فيض‌ خدا آنچه‌ هستم‌ هستم‌ و فيض‌ او كه‌ بر من‌ بود باطل‌ نگشت‌، بلكه‌ بيش‌ از همه‌ ايشان‌ مشقّت‌ كشيدم‌، امّا نه‌ من‌ بلكه‌ فيض‌ خدا كه‌ با من‌ بود. 11 پس‌ خواه‌ من‌ و خواه‌ ايشان‌ بدين‌ طريق‌ وعظ‌ مي‌كنيم‌ و به‌ اينطور ايمان‌ آورديد.
قيامت‌ مردگان‌
12 ليكن‌ اگر به‌ مسيح‌ وعظ‌ مي‌شود كه‌ از مردگان‌ برخاست‌، چون‌ است‌ كه‌ بعضي‌ از شما مي‌گويند كه‌ قيامت‌ مردگان‌ نيست‌؟ 13 امّا اگر مردگان‌ را قيامت‌ نيست‌، مسيح‌ نيز برنخاسته‌ است‌. 14 و اگر مسيح‌ برنخاست‌، باطل‌ است‌ وعظ‌ ما و باطل‌ است‌ نيز ايمان‌ شما. 15 و شهود كَذَبِه‌ نيز براي‌ خدا شديم‌، زيرا درباره‌ خدا شهادت‌ داديم‌ كه‌ مسيح‌ را برخيزانيد، و حال‌ آنكه‌ او را برنخيزانيد در صورتي‌ كه‌ مردگان‌ برنمي‌خيزند. 16 زيرا هرگاه‌ مردگان‌ برنمي‌خيزند، مسيح‌ نيز برنخاسته‌ است‌. 17 امّا هرگاه‌ مسيح‌ برنخاسته‌ است‌، ايمان‌ شما باطل‌ است‌ و شما تاكنون‌ در گناهان‌ خود هستيد، 18 بلكه‌ آناني‌ هم‌ كه‌ در مسيح‌ خوابيده‌اند هلاك‌ شدند. 19 اگر فقط‌ در اين‌ جهان‌ در مسيح‌ اميدواريم‌، از جميع‌ مردم‌ بدبخت‌تريم‌.
20 ليكن‌ بالفعل‌ مسيح‌ از مردگان‌ برخاسته‌ و نوبر خوابيدگان‌ شده‌ است‌. 21 زيرا چنانكه‌ به‌ انسان‌ موت‌ آمد، به‌ انسان‌ نيز قيامت‌ مردگان‌ شد.22 و چنانكه‌ در آدم‌ همه‌ مي‌ميرند در مسيح‌ نيز همه‌ زنده‌ خواهند گشت‌. 23 ليكن‌ هركس‌ به‌ رتبه‌ خود؛ مسيح‌ نوبر است‌ و بعد آناني‌ كه‌ در وقت‌ آمدن‌ او از آنِ مسيح‌ مي‌باشند. 24 و بعد از آن‌ انتها است‌ وقتي‌ كه‌ ملكوت‌ را به‌ خدا و پدر سپارد. و در آن‌ زمان‌ تمام‌ رياست‌ و تمام‌ قدرت‌ و قوّت‌ را نابود خواهد گردانيد. 25 زيرا مادامي‌ كه‌ همه‌ دشمنان‌ را زير پايهاي‌ خود ننهد، مي‌بايد او سلطنت‌ بنمايد. 26 دشمن‌ آخر كه‌ نابود مي‌شود، موت‌ است‌. 27 زيرا «همه‌ چيز را زير پايهاي‌ وي‌ انداخته‌ است‌». امّا چون‌ مي‌گويد كه‌ «همه‌ چيز را زير انداخته‌ است‌»، واضح‌ است‌ كه‌ او كه‌ همه‌ را زير او انداخت‌، مستثني‌' است‌. 28 امّا زماني‌ كه‌ همه‌ مطيع‌ وي‌ شده‌ باشند، آنگاه‌ خود پسر هم‌ مطيع‌ خواهد شد او را كه‌ همه‌ چيز را مطيع‌ وي‌ گردانيد، تا آنكه‌ خدا كلّ در كلّ باشد.
29 والاّ آناني‌ كه‌ براي‌ مردگان‌ تعميد مي‌يابند، چه‌ كنند؟ هرگاه‌ مردگان‌ مطلقاً برنمي‌خيزند، پس‌ چرا براي‌ ايشان‌ تعميد مي‌گيرند؟ 30 و ما نيز چرا هر ساعت‌ خود را در خطر مي‌اندازيم‌؟ 31 به‌ آن‌ فخري‌ درباره‌ شما كه‌ مرا در خداوند ما مسيح‌ عيسي‌ هست‌ قسم‌، كه‌ هرروزه‌ مرا مردني‌ است‌. 32 چون‌ بطور انسان‌ در افسُس‌ با وحوش‌ جنگ‌ كردم‌، مرا چه‌ سود است‌؟ اگر مردگان‌ برنمي‌خيزند، بخوريم‌ و بياشاميم‌ چون‌ فردا مي‌ميريم‌. 33 فريفته‌ مشويد! معاشرات‌ بد، اخلاق‌ حسنه‌ را فاسد مي‌سازد. 34 براي‌ عدالت‌ بيدار شده‌، گناه‌ مكنيد زيرا بعضي‌ معرفت‌ خدا را ندارند. براي‌ انفعال‌ شما مي‌گويم‌.
بدن‌ قيام‌ كرده‌
35 امّا اگر كسي‌ گويد: «مردگان‌ چگونه‌ برمي‌خيزند و به‌ كدام‌ بدن‌ مي‌آيند؟»، 36 اي‌ احمق‌ آنچه‌ تو مي‌كاري‌ زنده‌ نمي‌گردد جز آنكه‌ بميرد. 37 و آنچه‌ مي‌كاري‌، نه‌ آن‌ جسمي‌ را كه‌ خواهد شد مي‌كاري‌، بلكه‌ دانه‌اي‌ مجرّد خواه‌ از گندم‌ و يا از دانه‌هاي‌ ديگر. 38 ليكن‌ خدا برحسب‌ اراده‌ خود، آن‌ را جسمي‌ مي‌دهد و به‌ هر يكي‌ از تخمها جسم‌ خودش‌ را. 39 هر گوشت‌ از يك‌ نوع‌ گوشت‌ نيست‌، بلكه‌ گوشت‌ انسان‌، ديگر است‌ و گوشت‌ بهايم‌، ديگر و گوشت‌ مرغان‌، ديگر و گوشت‌ ماهيان‌، ديگر. 40 و جسمهاي‌ آسماني‌ هست‌ و جسمهاي‌ زميني‌ نيز؛ ليكن‌ شأن‌ آسماني‌ها، ديگر و شأن‌ زميني‌ها، ديگر است‌؛ 41 و شأن‌ آفتاب‌ ديگر و شأن‌ ماه‌ ديگر و شأن‌ ستارگان‌، ديگر، زيرا كه‌ ستاره‌ از ستاره‌ در شأن‌، فرق‌ دارد.
42 به‌ همين‌ نهج‌ است‌ نيز قيامت‌ مردگان‌. در فساد كاشته‌ مي‌شود، و در بي‌فسادي‌ برمي‌خيزد؛ 43 در ذلّت‌ كاشته‌ مي‌گردد و در جلال‌ برمي‌خيزد؛ در ضعف‌ كاشته‌ مي‌شود و در قوّت‌ برمي‌خيزد؛ 44 جسم‌ نفساني‌ كاشته‌ مي‌شود و جسم‌ روحاني‌ برمي‌خيزد. اگر جسم‌ نفساني‌ هست‌، هرآينه‌ روحاني‌ نيز هست‌. 45 و همچنين‌ نيز مكتوب‌ است‌ كه‌ انسان‌ اوّل‌ يعني‌ آدم‌ نفس‌ زنده‌ گشت‌، امّا آدم‌ آخر روح‌ حيات‌بخش‌ شد. 46 ليكن‌ روحاني‌ مقدّم‌ نبود بلكه‌ نفساني‌ و بعد از آن‌ روحاني‌. 47 انسان‌ اوّل‌ از زمين‌ است‌ خاكي‌؛ انسان‌ دوّم‌ خداوند است‌ از آسمان‌. 48 چنانكه‌ خاكي‌ است‌،خاكيان‌ نيز چنان‌ هستند و چنانكه‌ آسماني‌ است‌، آسماني‌ها همچنان‌ مي‌باشند. 49 و چنانكه‌ صورت‌ خاكي‌ را گرفتيم‌، صورت‌ آسماني‌ را نيز خواهيم‌ گرفت‌.
50 ليكن‌ اي‌ برادران‌ اين‌ را مي‌گويم‌ كه‌ گوشت‌ و خون‌ نمي‌تواند وارث‌ ملكوت‌ خدا شود و فاسد وارث‌ بي‌فسادي‌ نيز نمي‌شود. 51 همانا به‌ شما سرّي‌ مي‌گويم‌ كه‌ همه‌ نخواهيم‌ خوابيد، ليكن‌ همه‌ متبدّل‌ خواهيم‌ شد. 52 در لحظه‌اي‌، در طُرفة‌العيني‌، به‌ مجرّد نواختن‌ صور اخير، زيرا كَرِنّا صدا خواهد داد، و مردگان‌، بي‌فساد خواهند برخاست‌ و ما متبدّل‌ خواهيم‌ شد. 53 زيرا كه‌ مي‌بايد اين‌ فاسد بي‌فسادي‌ را بپوشد و اين‌ فاني‌ به‌ بقا آراسته‌ گردد. 54 امّا چون‌ اين‌ فاسد بي‌فسادي‌ را پوشيد و اين‌ فاني‌ به‌ بقا آراسته‌ شد، آنگاه‌ اين‌ كلامي‌ كه‌ مكتوب‌ است‌ به‌ انجام‌ خواهد رسيد كه‌ «مرگ‌ در ظفر بلعيده‌ شده‌ است‌. 55 اي‌ موت‌ نيش‌ تو كجا است‌ و اي‌ گور ظفر تو كجا؟» 56 نيش‌ موت‌ گناه‌ است‌ و قوّت‌ گناه‌، شريعت‌. 57 ليكن‌ شكر خدا راست‌ كه‌ ما را بواسطه‌ خداوند ما عيسي‌ مسيح‌ ظفر مي‌دهد.
58 بنابراين‌ اي‌ برادرانِ حبيبِ من‌ پايدار و بي‌تشويش‌ شده‌، پيوسته‌ در عمل‌ خداوند بيفزاييد، چون‌ مي‌دانيد كه‌ زحمت‌ شما در خداوند باطل‌ نيست‌.



ترجمه تفسیری


اعتقاد به قيامت
حال اي برادران ، بگذاريد بار ديگر حقايق انجيل را بياد شما آورم ، يعني همان خبر خوشي را كه قبلاً به شما اعلام كردم و شما هم آن را با شادي پذيرفتيد و اكنون نيز ايمانتان بر همين پيغام عالي استوار است . 2 همين خبر خوش است كه اگر واقعاً به آن ايمان داشته باشيد، باعث نجاتتان مي گردد، مگر آنكه ايمانتان واقعي نباشد.
3 من مهمترين حقايق انجيل را همانطور كه ديگران به من رساندند، به شما اعلام كردم ، يعني اين حقايق را كه مسيح طبق نوشته هاي كتاب آسماني ،جان خود را در راه آمرزش گناهان ما فدا كرد و مرد، 4 در قبر گذاشته شد و روز سوم زنده گرديد و از قبر بيرون آمد، همانطور كه انبياء پيشگويي كرده بودند. 5 پس از آن ، پطرس او را زنده ديد و بعد، بقيه آن دوازده رسول نيز او را ديدند. 6 سپس او خود را به بيش از پانصد نفر از برادران ما ظاهر كرد، كه بسياري از ايشان هنوز زنده اند و بعضي نيز فوت شده اند. 7 بعد از آن ، يعقوب و همه رسولان او را ديدند. 8 آخر از همه ، من نيز او را ديدم . در واقع ، من همچون طفلي بودم كه پيش از وقت بدنيا آمده باشد، 9 زيرا من از تمام رسولان كوچكتر هستم ، چون بعد از آن بديهايي كه به كليساي خدا روا داشتم ، حتي لياقت ندارم نام خود را رسول بگذارم .
10 اما اكنون هر چه هستم ، بخاطر لطفي است كه خدا در حق من فرموده و اين لطف نيز بي نتيجه نبوده است ، چون من حتي بيش از ساير رسولان زحمت كشيده ام ؛ هر چند كه من نبودم كه اين كارها را مي كردم ، بلكه خدا بود كه در من كار مي كرد و مرا بركت مي داد. 11 به هرحال فرقي نمي كند كه من بيشتر زحمت كشيده ام يا ايشان . مهم اين است كه ما انجيل را به شما اعلام كرديـم و شما نيـز به آن ايمان آورديد.
12 اما اگر پيغامي كه ما اعلام كرديم ، اين بود كه مسيح از مردگان برخاسته است و شما نيز به آن ايمان آورديد، پس چگونه است كه بعضي از شما اكنون مي گوييد كه مرده ها هرگز زنده نخواهند شد؟ 13 چون اگر مرده ها در روز قيامت زنده نخواهند شد، بنابراين مسيح هم زنده نشده است ؛ 14 و اگر مسيح زنده نشده است ، پس تمام پيغامها و موعظه هاي ما دروغ است و ايمان و اعتماد شما نيز به خدا، بي اساس و بيهوده مي باشد. 15 دراينصورت ، ما رسولان نيز همه دروغگو هستيم ، زيرا گفته ايم كه خدا مسيح را زنده كرده و از قبر بيرون آورده است ؛ اگر قيامت مردگان وجود نداشته باشد، اين گفته ما نيز دروغ است . 16 اگر قيامت مردگان وجود ندارد، مسيح نيز زنده نشده است . 17 و اگر مسيح زنده نشده ايمان شما نيز بي فايده است و هنوز زير محكوميت گناهانتان هستيد.18 در اينصورت ، تمام ايمانداراني كه تا بحال مرده اند، نابود شده اند. 19 اگر اميد ما به مسيح فقط براي زندگي در اين دنيا باشد، از تمام مردم دنيا بدبخت تريم .

زنده شدن مسيح ، پايه مسيحيت است
20 اما واقعيت اينست كه مسيح پس از مرگ ، دوباره زنده شد؛ او نخستين فرد از ميان كساني است كه در روز قيامت زنده خواهند شد.
21 همانطور كه به علّت گناه «آدم »، مرگ به اين دنيا آمد، در اثر كار نجات بخش مسيح نيز زندگي پس از مرگ نصيب ما شد. 22 همه ما مي ميريم ، زيرا از نسل گناهكار آدم هستيم ، چون هر جا گناه باشد، مرگ نيز وجود دارد. اما همه كساني كه از آن مسيح مي باشند، پس از مرگ بار ديگـر زنـده خواهند شد. 23 اما هركس به نوبت خود: نخستين كسي كه زنده شد، مسيح بود؛ سپس به هنگام بازگشت او، تمام آناني كه به او تعلق دارند، زنده خواهند شد. 24 پس از آن ، آخرت فرا خواهد رسيد. در آن زمان ، مسيح تمام دشمنان خود را نابود خواهد ساخت و سلطنت را به خداي پدر واگذار خواهد كرد. 25 زيرا سلطنت مسيح تا زماني خواهد بـود كه همـه دشمنـان خـود را نابـود سـازد. 26 آخرين دشمن او مرگ است ، كه آن هم بايد مغلوب و نابود شود. 27 چون خداي پدر اقتدار و حكمراني بر همه چيز را به مسيح سپرده است ، البته روشن است كه خود خداي پدر زير اين اقتدار و سلطه نمي باشد. 28 سرانجام ، وقتي مسيح بر تمام دشمنان خود پيروزي يافت ، آنگاه خود او نيز كه فرزند خداست ، خود را تحت فرمان پدرش خدا قرار خواهد داد تا خدا كه او را بر همه چيز مسلط ساخته بود، بر كُلّ عالم هستي حاكم شود.
29 اما اگر مردگان هيچگاه زنده نخواهند شد، پس چرا بعضي بجاي مرده ها غسل تعميد مي گيرند؟ اين غسل چه فايده اي دارد، مگر اينكه ايمان داشته باشند كه روزي مرده ها دوباره زنده خواهند شد؟ 30 يا ما چرا هر روز جانمان را به خطر مي اندازيم و هر لحظه با مرگ دست و پنجه نرم مي كنيم ؟ 31 به افتخاري كه به رشد روحاني شما در خداوند ما عيسي مسيح دارم ،سوگند كه من هر روز با مرگ روبرو مي شوم . 32 اگر پاداش زحمات من فقط در همين زندگي است ، پس چرا بيهوده با اهالي شهر افسس كه همچون حيوانات درنده بودند، مبارزه كردم ؟ اگر بعد از مرگ ، زندگي ديگري وجود ندارد، بخوريم و بنوشيم و خوش باشيم ، زيرا فردا خواهيم مرد و همه چيز به پايان خواهد رسيد.
33 فريب كساني را كه اينچنين سخن مي گويند، نخوريد و به گفته هاي آنان گوش ندهيد، زيرا اخلاق و رفتارتان مانند آنان فاسد خواهد شد. 34 به خود آييد و درست فكر كنيد و دست از گناه بشوييد. برخي از شما حتي مسيحي نيستيد و خدا را هم نمي شناسيد. اين را مي گويم تا خجالت بكشيد.

شناخت واقعيت قيامت از طبيعت
35 اما شايد كسي بپرسد: «چگونه مردگان زنده خواهند شد؟ به هنگام زنده شدن ، چه نوع بدني خواهند داشت ؟» 36 چه سؤال ناآگاهانه اي ! جواب سؤالتان را مي توانيد در باغچه خانه تان بيابيد! وقتي دانه اي در خاك مي كاريد، پيش از آنكه سبز شود، نخست مي پوسد و مي ميرد؛ 37 و هنگامي كه سبز مي شود، شكلش با آن دانه اي كه كاشتيد، خيلي فرق دارد. زيرا چيزي كه شما مي كاريد، دانه كوچكي است ، خواه گندم ، خواه دانه اي ديگر. 38 اما خدا به آن دانه ، بدني تازه و زيبا مي دهد، همان بدني كه اراده كرده است . از هر نوع دانه ، گياهي خاص بوجود مي آيد. 39 درست همانگونه كه دانه ها و گياهان با هم فرق دارند، بدنها نيز با هم فرق دارند. بدن انسانها، حيوانات ، ماهيها و پرندگان ، همه با هم فرق دارند. 40 بدني كه فرشتگان آسمان دارند، با بدن ما تفاوت بسيار دارد، و جلوه بدن آنان با جلوه بدن ما نيز متفاوت است . 41 خورشيد يك نوع زيبايي و شكوه دارد و ماه و ستارگان ، نوعي ديگر. حتي ستاره ها از لحاظ زيبايي و درخشندگي با يكديگر فرق دارند.
42 به همين صورت ، اين بدن خاكي و زميني ما كه محكوم به مرگ و نابودي است ، با بدني كه بعد از زنده شدن خواهيم داشت تفاوت دارد، زيرا آن بدن هرگز نخواهد مرد. 43 اين بدن باعث زحمت و رنج ماست ، چون در معرض بيماري و مرگ قرار دارد، اما آن بدن پر از جلال و شكوه خواهد بود. بلي ، اين بدن اكنون ضعيف و فاني است ، اما بدني كه پس از مرگ خواهيم داشت ، پرقدرت خواهد بود. 44 به هنگام مرگ ، بدن نفساني دفن مي شود، اما در روز قيامت ، بدن روحاني برخواهد خاست . زيرا همانگونه كه بدن طبيعي و نفساني وجود دارد، بدن فوق طبيعي و روحاني نيز وجود دارد.
45 كتاب آسماني مي فرمايد كه به اولين انسان يعني به آدم ، بدني طبيعي و نفساني داده شد. اما آدم آخر، يعني مسيح بسيار برتر است زيرا او روح حيات بخش مي باشد. 46 پس ، نخست بايد اين بدن نفساني را داشته باشيم ، سپس در آينده خدا بدن روحاني و آسماني را به ما خواهد داد. 47 آدم اول از خاك زمين آفريده شد، اما آدم دوم يعني مسيح ، از آسمان آمد. 48 هر يك از ما انسانها، بدني خاكي داريم ، شبيه بدن آدم . همچنين آناني كه از آن مسيح مي گردند، همانند او بدني آسماني خواهند يافت . 49 همانطور كه در حال حاضر هر يك از ما بدني داريم مانند بدن آدم ، روزي هم بدني خواهيم داشت ، مانند بدن مسيح . 50 اي عزيزان ، مقصودم اينست كه بدن خاكي كه از گوشت و خون ساخته شده است ، نمي تواند وارد ملكوت خدا شود، و اين بدنهاي فاني ما، در خور زندگي جاويد نيستند.

بدن جاوداني براي مسيحيان مرده و زنده
51 حال مي خواهم رازي عجيب با شما در ميان بگذارم : ما همه نخواهيم مرد، بلكه به همه ما بدني نو داده خواهد شد. 52 زماني كه شيپور آخر از آسمان به صدا درآيد، دريك لحظه ، در يك چشم بر هم زدن ، همه ايمانداراني كه مرده اند، با بدني فناناپذير زنده خواهند شد. آنگاه ما نيز كه هنوز زنده ايم ، ناگهان تبديل خواهيم پذيرفت و بدني نو خواهيم يافت . 53 زيرا بدن خاكي ما كه فاني و از بين رفتني است ، بايد به بدن آسماني تبديل شود، بدني كه هرگز نابود نخواهد شد و هميشه زنده خواهد ماند.
54 هنگامي كه اين امر اتفاق بيفتد، يعني بدن خاكي و فاني ما به بدن آسماني و جاوداني تبديل شود، آنگاه اين پيشگويي كتاب آسماني عملي خواهد گرديد كه مي فرمايد: «زندگي بر مرگ پيروز شد.» 55 اي مرگ پيروزي تو كجاست ؟ نيش تو چه شد؟ 56 گناه يعني همان نيشي كه باعث مرگ مي شود، از بين خواهد رفت ، و شريعت كه گناهان ما را به ما نشان مي دهد، ديگر بر ما داور نخواهد بود. 57 خدا را شكر براي تمام اينها! اوست كه ما را بوسيله خداوندمان عيسي مسيح پيروز مي گرداند.
58 بنابراين ، اي عزيزان ، از آنجا كه پيروزي ما در آينده حتمي است ، پس در ايمان قوي و ثابت قدم بمانيد و همواره مشغول خدمت به خداوند باشيد، چون مي دانيد كه خدمتتان به خداوند بي نتيجه نيست ، و در قيامت هركس پاداش اعمال خود را خواهد يافت .

راهنما

اول‌ قرنتيان‌ 15 . رستاخيز مردگان‌
برخي‌ از رهبران‌ كليساي‌ قرنتس‌، هنوز عقيدة‌ رستاخيز از مردگان‌ را انكار مي‌نمودند (12). اين‌ مورد در واقع‌ نشانگر ورود خزنده‌ و بي‌سر و صداي‌ تعليم‌ غلط‌ به‌ كليسا بود كه‌ حالا محدودة‌ وسيعي‌ را تحت‌ نفوذ خود قرار داده‌ بود.
پولس‌ با لحني‌ قوي‌ و با نفوذ اذعان‌ مي‌دارد كه‌ محبتي‌ كه‌ مبناي‌ آن‌ رستاخيز از مردگان‌ نباشد، مسيحيت‌ واقعي‌ نيست‌ (13 - 19).
رستاخيز مسيح‌ از مردگان‌، بندگرداني‌ است‌ كه‌ دائماً به‌ شكلي‌ تغيير ناپذير توسط‌ رسولان‌ تكرار مي‌شد (به‌ توضيح‌ ذيل‌ اعمال‌ رسولان‌ 14:2-26 مراجعه‌ شود). باب‌ پانزدهم‌ اول‌ قرنتيان‌ بيش‌ از هر جاي‌ ديگر عهد جديد، موضوع‌ رستاخيز را مورد بررسي‌ قرار داده‌ است‌ و در ارتباط‌ با مفهومي‌ كه‌ مي‌توان‌ به‌ زندگي‌ بشري‌ داد، مهم‌ترين‌ و ساده‌ترين‌ فصل‌ كتاب‌مقدس‌ را تشكيل‌ مي‌دهد.
رستاخيز مسيح‌ از مردگان‌، حقيقتي‌ بود كه‌ توسط‌ شاهدان‌ واقعي‌ كه‌ عيسي‌ مسيح‌ را پس‌ از مرگ‌ زنده‌ ملاقات‌ كرده‌ بودند، تصديق‌ شده‌ بود. پولس‌ نيز شخصاً عيسي‌ را ملاقات‌ كرده‌ بود. ما در جايي‌ ديگر با اين‌ پديدة‌ معجزه‌آساي‌ زندگي‌ پولس‌ بر نمي‌خوريم‌. واقعه‌اي‌ كه‌ در راه‌ دمشق‌ اتفاق‌ افتاد، وهم‌ و خيال‌ نبود. عيسي‌ حقيقتاً آنجا حاضر بود.
علاوه‌ بر آنكه‌ مسيح‌ بر رسولان‌ به‌ صورت‌ گروهي‌ يا شخصي‌ ظاهر شده‌ بود، او خود را بر يك‌ جمعيت‌ 500 نفره‌ نيز ظاهر نموده‌ بود. اكنون‌ كه‌ پولس‌ مشغول‌ نگارش‌ اين‌ رساله‌ بود، حدود 27 سال‌ از واقعة‌ رستاخيز مسيح‌ مي‌گذشت‌ و بيش‌ از نصف‌ كساني‌ كه‌ در آن‌ جمعيت‌ 500 نفر حاضر بودند، هنوز در قيد حيات‌ بودند (6). پس‌ اين‌ واقعه‌ بايستي‌ حقيقت‌ داشته‌ باشد. گروه‌ عظيمي‌ از مردم‌ نمي‌توانند همگي‌ دچار يك‌ نوع‌ وهم‌ بشوند.
رسولان‌، ابتدا براي‌ ايمان‌ آوردن‌ به‌ اين‌ مطلب‌ از خود ضعف‌ نشان‌ مي‌دادند، اما هنگامي‌ كه‌ بالاخره‌ متقاعد شدند كه‌ عيسي‌ بندهاي‌ موت‌ را گسسته‌ و زنده‌ از قبر بيرون‌ آمده‌ است‌، زندگي‌ آنان‌ آن‌ چنان‌ معناي‌ جديدي‌ به‌ خود گرفت‌ كه‌ هيچ‌ حقيقت‌ ديگري‌ نتوانست‌ اين‌ ارزش‌ را به‌ حيات‌ آنها ببخشد. آنها مي‌دانستند كه‌ قيام‌ مسيح‌ از مردگان‌، يك‌ حقيقت‌ محض‌ است‌ و تا مرگ‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ ايمان‌ داشتند. آنها حاضر شدند پستي‌ و بلنديهاي‌ سرزمين‌ امپراطوري‌ روم‌ را طي‌ كنند و با تحمل‌ سختي‌هاي‌ فراوان‌، به‌ شرح‌ داستان‌ قيام‌ عيسي‌ بپردازند. آنها تا به‌ مرگ‌ در اين‌ امر امين‌ ماندند و آن‌ چنان‌ با خلوص‌ و اشتياق‌ به‌ انتشار اين‌ مژده‌ پرداختند كه‌ عدة‌ كثيري‌ ايمان‌ آوردند.
رستاخيز مسيح‌ از مردگان‌ يكي‌ از مهم‌ترين‌ وقايع‌ در تمام‌ تاريخ‌ بشر محسوب‌ مي‌شود.
شرح‌ اين‌ واقعه‌، پس‌ از گذشت‌ قرون‌ متمادي‌ به‌ گوشهاي‌ ما نيز مي‌رسد و قادر است‌ كه‌ زندگي‌ بشري‌ را با هالة‌ نوراني‌ جاودانگي‌ مبارك‌ بسازد و ما را مطمئن‌ بسازد كه‌ از آنجا كه‌ او زنده‌ شد، ما نيز دوباره‌ زنده‌ خواهيم‌ شد. قيام‌ مسيح‌، دائماً در قلب‌ ما ندا كنندة‌ اين‌ واقعيت‌ است‌ كه‌ ما جاودانه‌ هستيم‌ و پا به‌ هستي‌اي‌ گذاشته‌ايم‌ كه‌ آن‌ را هيچ‌ انتها و پاياني‌ نيست‌ و در آن‌ هيچ‌ چيز نمي‌تواند به‌ ما ضرر وارد كند. رستاخيز مسيح‌ به‌ ما مي‌آموزد كه‌ مرگ‌ فقط‌ واقعه‌اي‌ است‌ كه‌ ما را از يك‌ مرحلة‌ هستي‌ به‌ مرحلة‌ ديگر آن‌ وارد مي‌كند. حيات‌ مسيح‌ ما را مطمئن‌ مي‌كند كه‌ ما هر كجا كه‌ باشيم‌، به‌ او تعلق‌ داريم‌ و مي‌توانيم‌ مشغول‌ انجام‌ كارهايي‌ باشيم‌ كه‌ او براي‌ ما در نظر گرفته‌ است‌. قيام‌ مسيح‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ ما همواره‌ در ابديت‌، در حضور خدا تر و تازه‌ خواهيم‌ بود.
يكي‌ از موضوعات‌ مهمي‌ كه‌ همواره‌ موجب‌ انبساط‌ خاطر انسان‌ بوده‌ است‌، جاودانگي‌ اوست‌. ايده‌اي‌ كه‌ نشانگر اين‌ واقعيت‌ است‌ كه‌ عليرغم‌ موت‌ جسمي‌، هرگز نمي‌ميريم‌ و دائماً زنده‌ خواهيم‌ ماند. اين‌ طرز تفكر با در نظر گرفتن‌ قيام‌ مسيح‌ از مردگان‌، در افكار ما پر رنگ‌تر مي‌شود.
در نظر شخصي‌ كه‌ قيام‌ عيسي‌ را حقيقي‌ مي‌داند، زندگي‌ زيبا و پرشكوه‌ مي‌نمايد و به‌ مثابه‌ چشم‌اندازي‌ پايان‌ ناپذير جلوه‌گر مي‌شود.
اگر رستاخيز مسيح‌، افسانه‌اي‌ صِرف‌ در نظر گرفته‌ شود، دراينصورت‌ سرّ هستي‌ تا ابد همانند معمايي‌ بي‌جواب‌ باقي‌ خواهد ماند و انسانيت‌ در دريايي‌ از ابهام‌ و تاريكي‌ نسبت‌ به‌ مسأله‌ ابديت‌ غوطه‌ور خواهد شد.
اما حتي‌ شواهد تاريخي‌ نيز، صِحت‌ واقعة‌ قيام‌ عيسي‌ را ثابت‌ مي‌كنند. عيسي‌ ديروز زنده‌ بود، امروز نيز زنده‌ است‌ و پيروان‌ خود را با قدرت‌ محافظت‌ كنندة‌ خويش‌ همراهي‌ مي‌كند و آنها را تا روز پر جلال‌ قيامت‌، هدايت‌ و راهنمايي‌ مي‌كند.
در آيات‌ 22 - 28، سلطنت‌ و شفاعت‌ مسيح‌ ذكر گرديده‌ است‌. در واقع‌ پولس‌ در اين‌ بخش‌ نظري‌ اجمالي‌ بر آينده‌اي‌ درخشان‌ و ابدي‌ مي‌اندازد و نشان‌ مي‌دهد كه‌ هنگامي‌ كه‌ كار شفاعت‌ مسيح‌ به‌ اتمام‌ رسيد، مخلوقات‌ وارد صحنة‌ نهايي‌ اين‌ نمايش‌ خواهند شد.
در آية‌ 29، تعميد به‌ اسم‌ مردگان‌ مطرح‌ شده‌ است‌. بنظر مي‌رسد منظور از اين‌، تعميد نيابتي‌ باشد، يعني‌ شخصي‌ بجاي‌ كسي‌ كه‌ مرده‌، تعميد مي‌گيرد. ولي‌ در هيچ‌ جاي‌ ديگر كتاب‌مقدس‌ نمي‌خوانيم‌ كه‌ چنين‌ رسمي‌ در زمان‌ رسولان‌ بوده‌ باشد. شايد بتوان‌ اين‌ عبارت‌ را چنين‌ نيز ترجمه‌ كرد: «تعميد به‌ اميد رستاخيز».
(35 - 38) رستاخيز بدن‌. اميد ما نبايد فقط‌ به‌ جاودانگي‌ روح‌ باشد بلكه‌ بايد دانست‌ كه‌ دقيقاً بدنهاي‌ ما دوباره‌ زنده‌ خواهند شد. عهد جديد تعليم‌ ساده‌اي‌ از اين‌ حقيقت‌ را ارائه‌ مي‌دهد (روميان‌ 23:8، اول‌ تسالونيكيان‌ 5 : 23، دوم‌ قرنتيان‌ 5 : 4). بايد به‌ اين‌ نكته‌ توجه‌ داشت‌ كه‌ اين‌ بدنهاي‌ زنده‌ شده‌، همچون‌ جسم‌ كنوني‌ ما فاني‌ نخواهند بود، بلكه‌ بدنهايي‌ كه‌ جزئي‌ از طبيعت‌ پر جلال‌ و آسماني‌ خود خدا است‌.
  • مطالعه 1404 مرتبه
  • آخرین تغییرات در %ق ظ, %06 %381 %1394 %08:%بهمن