3 ملاقات نیقودیموس با عیسی؛ گفتار یحیی درباره عیسی

ترجمه شریف گویا

ترجمه شریف انجیل یوحنا


عیسی و نیقودیموس
    1. یک نفر از فریسیان به نام نیقودیموس که از بزرگان قوم یهود بود،
    2. یک شب نزد عیسی آمد و به او گفت:« ای استاد، ما میدانیم تو معلمی هستی که از طرف خدا آمده ای زیرا هیچکس نمیتواند معجزاتی را که تو می کنی انجام دهد مگر آنکه خدا با او باشد.»
    3. عیسی پاسخ داد:« یقین بدان تا شخص از نو تولد نیابد نمی تواند پادشاهی خدا را ببیند.»
    4. نیقودیموس گفت:« چطور ممکن است شخص سالخورده ای از نو متولد شود؟ آیا می تواند باز به رحم مادر خود برگردد و دوباره تولد یابد؟»
    5. عیسی پاسخ داد: « یقین بدان که هیچکس نمیتواند به پادشاهی خدا وارد شود مگر آنکه از آب و روح تولد یابد.
    6. آنچه از جسم تولد بیابد جسم است و آنچه از روح متولد گردد روح است.
    7. تعجب نکن که به تو می گویم همه باید دوباره متولد شوند.
    8. باد هر جا که بخواهد می وزد. صدای آن را می شنوی اما نمی دانی از کجا می آید یا به کجا می رود. حالت کسی هم که از روح خدا متولد می شود همین طور است.»
    9. نیقودیموس در جواب گفت:« این چطور ممکن است؟»
    10. عیسی گفت:« آیا تو که یک معلم بزرگ اسرائیل هستی این چیزها را نمی دانی؟
    11. یقین بدان که ما از آنچه میدانیم سخن می گوئیم و به آنچه دیده ایم شهادت می دهیم، ولی شما شهادت ما را قبول نمی کنید.
    12. وقتی در بارۀ امور زمینی سخن می گویم و آنرا باور نمی کنید، اگر در بارۀ امور آسمانی سخن بگویم چگونه باور خواهید کرد؟
    13. کسی هرگز به آسمان بالا نرفت مگر آنکس که از آسمان پائین آمد، یعنی پسر انسان که جایش در آسمان است.
    14. همانطوریکه موسی در بیابان مار برنجی را بر بالای تیری قرار داد، پسر انسان هم باید بالا برده شود
    15. تا هر کس به او ایمان بیآورد صاحب حیات جاودان گردد.
    16. زیرا خدا جهانیان را آنقدر محبت نمود که پسر یگانۀ خود را داد تا هر که به او ایمان بیاورد هلاک نگردد بلکه صاحب حیات جاودان شود
    17. زیرا خدا پسر خود را به جهان نفرستاد که جهانیان را محکوم نماید بلکه تا آنان را نجات بخشد.
    18. هر کس به او ایمان بیآورد محکوم نمی شود اما کسی که به او ایمان نیاورد در محکومیت باقی میماند، زیرا به اسم پسر یگانه خدا ایمان نیاورده است.
    19. حکم محکومیت این است که نور به جهان آمد ولی مردم به علت اعمال شرارت آمیز خود تاریکی را بر نور ترجیح دادند،
    20. زیرا کسی که مرتکب کارهای بد می شود از نور متنفر است و از آن دوری می جوید مبادا اعمالش مورد ملامت واقع شود.
    21. اما شخص نیکوکار به سوی نور می آید تا روشن شود که اعمالش در اتحاد با خدا انجام شده است .»
عیسی و یحیی
    1. بعد از آن عیسی با شاگردان خود به سرزمین یهودیه رفت و در آنجا مدتی با آنها مانده تعمید میداد.
    2. یحیی نیز در عینون، نزدیک سالیم، به تعمید دادن مشغول بود.در آن ناحیه آب فراوان بود و مردم برای گرفتن تعمید می آمدند،
    3. زیرا یحیی هنوز به زندان نیفتاده بود.
    4. بین شاگردان یحیی و یکنفر یهودی مباحثه ای در مورد مسئلۀ طهارت در گرفت.
    5. پس آنها نزد یحیی آمده به او گفتند:« ای استاد، آن کسی که در آن طرف اردن با تو بود و تو در بارۀ او شهادت دادی، در اینجا به تعمید دادن مشغول است و همه پیش او می روند.»
    6. یحیی در پاسخ گفت:« انسان نمی تواند چیزی جز آنچه خدا به او میبخشد بدستت آورد.
    7. شما خود شاهد هستید که من گفتم مسیح نیستم بلکه پیشاپیش او فرستاده شده ام.
    8. عروس به داماد تعلق دارد. دوست داماد، که در کناری ایستاده و صدای داماد را می شنود، لذت می برد. شادی من هم همینطور کامل شده است.
    9. او باید پیشرفت کند در حالیکه من عقب میروم.»
کسی که از آسمان می آید
  1. کسی که از بالا می آید مافوق همه است و کسی متعلق به این دنیای خاکی باشد آدمی است زمینی و در بارۀ امور دنیوی سخن می گوید. آن کسی که از آسمان می آید از همه بالاتر است
  2. و به آنچه دیده و شنیده است شهادت میدهد اما هیچکس شهادت او را قبول نمیکند.
  3. هر که شهادت او را بپذیرد صداقت و راستی خدا را تصدیق کرده است.
  4. کسی که از طرف خدا فرستاده شده است کلام خدا را بیان میکند زیرا خدا روح خود را بی حد و حصر به او عطا میفرماید.
  5. پدر پسر را محبت میکند و همه چیز را به او سپرده است.
آن کسی که به پسر ایمان بیاورد حیات جاودان دارد اما کسی که از پسر اطاعت نکند حیات را نخواهد دید بلکه همیشه مورد غضب خدا خواهد بود.

ترجمه قدیمی( انجیل یوحنا )

 



ملاقات‌ نيقوديموس‌ با عيسي‌
و شخصي‌ از فريسيان‌ نيقوديموس‌ نام‌ از رؤساي‌ يهود بود. 2 او در شب‌ نزد عيسي‌ آمده‌، به‌ وي‌ گفت‌: «اي‌ استاد مي‌دانيم‌ كه‌ تو معلّم‌ هستي‌ كه‌ از جانب‌ خدا آمده‌اي‌ زيرا هيچ‌ كس‌ نمي‌تواند معجزاتي‌ را كه‌ تو مي‌نمايي‌ بنمايد، جز اينكه‌ خدا با وي‌ باشد.» 3 عيسي‌ در جواب‌ او گفت‌: «آمين‌ آمين‌ به‌ تو مي‌گويم‌ اگر كسي‌ از سرِ نو مولود نشود، ملكوت‌ خدا را نمي‌تواند ديد.» 4 نيقوديموس‌ بدو گفت‌: «چگونه‌ ممكن‌ است‌ كه‌ انساني‌ كه‌ پير شده‌ باشد، مولود گردد؟ آيا مي‌شود كه‌ بار ديگر داخل‌ شكم‌ مادر گشته‌، مولود شود؟» 5 عيسي‌ در جواب‌ گفت‌: «آمين‌، آمين‌ به‌ تو مي‌گويم‌ اگر كسي‌ از آب‌ و روح‌ مولود نگردد، ممكن‌ نيست‌ كه‌ داخل‌ ملكوت‌ خدا شود. 6 آنچه‌ از جسم‌ مولود شد، جسم‌ است‌ و آنچه‌ از روح‌ مولود گشت‌ روح‌ است‌. 7 عجب‌ مدار كه‌ به‌ تو گفتم‌ بايد شما از سر نو مولود گرديد. 8 باد هرجا كه‌ مي‌خواهد مي‌وزد و صداي‌ آن‌ را مي‌شنوي‌ ليكن‌ نمي‌داني‌ از كجا مي‌آيد و به‌ كجا مي‌رود. همچنين‌ است‌ هر كه‌ از روح‌ مولود گردد.»
9 نيقوديموس‌ در جواب‌ وي‌ گفت‌: «چگونه‌ ممكن‌ است‌ كه‌ چنين‌ شود؟» 10 عيسي‌ در جواب‌ وي‌ گفت‌: «آيا تو معلّم‌ اسرائيل‌ هستي‌ و اين‌ را نمي‌داني‌؟ 11 آمين‌، آمين‌ به‌ تو مي‌گويم‌ آنچه‌ مي‌دانيم‌، مي‌گوييم‌ و به‌ آنچه‌ ديده‌ايم‌، شهادت‌ مي‌دهيم‌ و شهادت‌ ما را قبول‌ نمي‌كنيد. 12 چون‌ شما را از امور زميني‌ سخن‌ گفتم‌، باور نكرديد. پس‌ هرگاه‌ به‌ امور آسماني‌ با شما سخن‌ رانم‌ چگونه‌ تصديق‌ خواهيد نمود؟ 13 و كسي‌ به‌آسمان‌ بالا نرفت‌ مگر آن‌ كس‌ كه‌ از آسمان‌ پايين‌ آمد يعني‌ پسر انسان‌ كه‌ در آسمان‌ است‌. 14 و همچنان‌ كه‌ موسي‌ مار را در بيابان‌ بلند نمود، همچنين‌ پسر انسان‌ نيز بايد بلند كرده‌ شود، 15 تا هر كه‌ به‌ او ايمان‌ آرد هلاك‌ نگردد، بلكه‌ حيات‌ جاوداني‌ يابد. 16 زيرا خدا جهان‌ را اينقدر محبّت‌ نمود كه‌ پسر يگانه‌ خود را داد تا هر كه‌ بر او ايمان‌ آورد، هلاك‌ نگردد بلكه‌ حيات‌ جاوداني‌ يابد. 17 زيرا خدا پسر خود را در جهان‌ نفرستاد تا بر جهان‌ داوري‌ كند، بلكه‌ تا به‌وسيلة‌ او جهان‌ نجات‌ يابد. 18 آنكه‌ به‌ او ايمان‌ آرد، بر او حكم‌ نشود؛ امّا هر كه‌ ايمان‌ نياورد الا´ن‌ بر او حكم‌ شده‌ است‌، بجهت‌ آنكه‌ به‌ اسم‌ پسر يگانه‌ خدا ايمان‌ نياورده‌. 19 و حكم‌ اين‌ است‌ كه‌ نور در جهان‌ آمد و مردم‌ ظلمت‌ را بيشتر از نور دوست‌ داشتند، از آنجا كه‌ اعمال‌ ايشان‌ بد است‌. 20 زيرا هر كه‌ عمل‌ بد مي‌كند، روشني‌ را دشمن‌ دارد و پيش‌ روشني‌ نمي‌آيد، مبادا اعمال‌ او توبيخ‌ شود. 21 و ليكن‌ كسي‌ كه‌ به‌ راستي‌ عمل‌ مي‌كند پيش‌ روشني‌ مي‌آيد تا آنكه‌ اعمال‌ او هويدا گردد كه‌ در خدا كرده‌ شده‌ است‌.»
گفتار يحيي‌ تعميددهنده‌
درباره‌ عيسي‌
22 و بعد از آن‌ عيسي‌ با شاگردان‌ خود به‌ زمين‌ يهوديّه‌ آمد و با ايشان‌ در آنجا به‌ سر برده‌، تعميد مي‌داد. 23 و يحيي‌ نيز در عَيْنُون‌، نزديك‌ ساليم‌ تعميد مي‌داد زيرا كه‌ در آنجا آب‌ بسيار بود و مردم‌ مي‌آمدند و تعميد مي‌گرفتند، 24 چونكه‌ يحيي‌ هنوز در زندان‌ حبس‌ نشده‌ بود. 25 آنگاه‌ درخصوص‌ تطهير، در ميان‌ شاگردان‌ يحيي‌ و يهوديان‌ مباحثه‌ شد. 26 پس‌ به‌ نزد يحيي‌ آمده‌، به‌ او گفتند: «اي‌ استاد، آن‌ شخصي‌ كه‌ با تو در آنطرف‌ اُردُن‌ بود و تو براي‌ او شهادت‌ دادي‌، اكنـون‌ او تعميـد مي‌دهـد و همـه‌ نـزد او مي‌آيند.»
27 يحيي‌ در جواب‌ گفت‌: «هيچ‌كس‌ چيزي‌ نمي‌تواند يافت‌، مگر آنكه‌ از آسمان‌ بدو داده‌ شود. 28 شما خود بر من‌ شاهد هستيد كه‌ گفتم‌ من‌ مسيح‌ نيستم‌ بلكه‌ پيش‌ روي‌ او فرستاده‌ شدم‌. 29 كسي‌ كه‌ عروس‌ دارد داماد است‌، امّا دوست‌ داماد كه‌ ايستاده‌ آواز او را مي‌شنود، از آواز داماد بسيار خشنود مي‌گردد. پس‌ اين‌ خوشي‌ من‌ كامل‌ گرديد. 30 مي‌بايد كه‌ او افزوده‌ شود و من‌ ناقص‌ گردم‌. 31 او كه‌ از بالا مي‌آيد، بالاي‌ همه‌ است‌ و آنكه‌ از زمين‌ است‌ زميني‌ است‌ و از زمين‌ تكلّم‌ مي‌كند؛ امّا او كه‌ از آسمان‌ مي‌آيد، بالاي‌ همه‌ است‌. 32 و آنچه‌ را ديد و شنيد، به‌ آن‌ شهادت‌ مي‌دهد و هيچ‌كس‌ شهادت‌ او را قبول‌ نمي‌كند. 33 و كسي‌ كه‌ شهادت‌ اورا قبول‌ كرد، مهر كرده‌ است‌ بر اينكه‌ خدا راست‌ است‌. 34 زيرا آن‌ كسي‌ را كه‌ خدا فرستاد، به‌ كلام‌ خدا تكلّم‌ مي‌نمايد، چونكه‌ خدا روح‌ را به‌ ميزان‌ عطا نمي‌كند. 35 پدر پسر را محبّت‌ مي‌نمايد و همه‌ چيز را بدست‌ او سپرده‌ است‌. 36 آنكه‌ به‌ پسر ايمان‌ آورده‌ باشد، حيات‌ جاوداني‌ دارد و آنكه‌ به‌ پسر ايمان‌ نياورد حيات‌ را نخواهد ديد، بلكه‌ غضب‌ خدا بر او مي‌ماند.»


ترجمه هزاره نو



ترجمه تفسیری

 


تولد تازه
يك شب ، يكي از روحانيون بزرگ يهود براي گفت و شنود نزد عيسي آمد. نام او نيقوديموس و از فرقه فريسي ها بود. نيقوديموس به عيسي گفت : «استاد، ما روحانيون اين شهر، همه مي دانيم كه شما از طرف خدا براي هدايت ما آمده ايد. معجزاتتان نشان مي دهد كه خدا با شماست .»
3 عيسي جواب داد: «اگر تولد تازه پيدا نكني ، هرگز نمي تواني ملكوت خدا را ببيني . اين كه مي گويم عين حقيقت است .»
4 نيقوديموس با تعجب گفت : «منظورتان از تولد تازه چيست ؟ چگونه امكان دارد پيرمردي مثل من ، به شكم مادرش بازگردد و دوباره متولد شود؟»
5 عيسي جواب داد:«آنچه مي گويم عين حقيقت است . تا كسي از آب و روح تولد نيابد، نمي تواند وارد ملكوت خدا شود. 6 زندگي جسماني را انسان توليد مي كند، ولي زندگي روحاني را روح خدا از بالا مي بخشد. 7 پس تعجب نكن كه گفتم بايد تولد تازه پيدا كني . 8 درست همانگونه كه صداي باد را مي شنوي ولي نمي تواني بگويي از كجا مي آيد و به كجا مي رود، در مورد تولد تازه نيز انسان نمي تواند پي ببرد كه روح خدا آن را چگونه عطا مي كند.»
9 نيقوديموس پرسيد: «منظورتان چيست ؟ من سخنان شما را بدرستي درك نمي كنم .»
10 عيسي جواب داد: «نيقوديموس ، تو از علماي ديني اسرائيل هستي ؛ چگونه اين چيزها را درك نمي كني ؟ 11 براستي من آنچه را كه مي دانم و ديده ام مي گويم ولي تو نمي تواني باور كني . 12 من از امور اين دنيا با تو سخن مي گويم و تو باور نمي كني . پس اگر از امور آسمان با تو صحبت كنم چگونه باور خواهي كرد؟ 13 چون فقط من كه مسيح هستم از آسمان به اين جهان آمده ام و باز هم به آسمان باز مي گردم . 14و15 همانگونه كه موسي در بيابان مجسمه مار مفرغي را بر چوبي آويزان كرد تا مردم به آن نگاه كنند و از مرگ نجات يابند، من نيز بايد بر صليب آويخته شوم تا مردم به من ايمان آورده ، از گناه نجات پيدا كنند و زندگي جاويد بيابند. 16 زيرا خدا بقدري مردم جهان را دوست دارد كه يگانه فرزند خود را فرستاده است ، تا هر كه به او ايمان آورد، هلاك نشود بلكه زندگي جاويد بيابد. 17 خدا فرزند خود را فرستاده است نه براي اينكه مردم را محكوم كند بلكه بوسيله او نجاتشان دهد.
18 «كساني كه به او ايمان بياورند، هيچ نوع محكوميت و هلاكتي در انتظارشان نيست ؛ ولي كساني كه به او ايمان نياورند، از هم اكنون محكوم اند، چون به يگانه فرزند خدا ايمان نياورده اند. 19 محكوميت بي ايمانان به اين دليل است كه نور از آسمان به اين جهان آمد ولي مردم تاريكي را بيشتر از نور دوست داشتند، چون اعمال و رفتارشان بد است . 20 مردم از نور آسماني نفرت دارند، چون مي خواهند در تاريكي ، گناه ورزند؛ پس به نور نزديك نمي شوند، مبادا كارهاي گناه آلودشان ديده شود و به سزاي اعمالشان برسند. 21 ولي درستكاران با شادي به سوي نور مي آيند تا همه ببينند كه آنچه مي كنند، پسنديده خداست .»


عيسي و يحيي
22 پس از آن ، عيسي با شاگردان خود از اورشليم بيرون رفت ، اما مدتي در ايالت يهوديه بسر برد و مردم را غسل تعميد مي داد. 23 يحيي در اين هنگام نزديك ساليم در محلي به اسم عينون مردم را غسل تعميد مي داد، چون در آنجا آب زياد بود و مردم براي تعميد نزد وي مي آمدند. 24 اين قبل از زنداني يحيي بود.
25 روزي ، يك يهودي با شاگردان يحيي بر سر طهارت به بحث پرداخت . 26 شاگردان يحيي نزد اوآمدند و گفتند: «استاد، آن شخصي كه آن طرف رود اردن بود و گفتي كه مسيح است ، اكنون او نيز مردم را غسل تعميد مي دهد و همه نزد او مي روند، درصورتي كه بايد پيش ما بيايند.»
27 يحيي جواب داد: «كار هركس را خدا از آسمان تعيين مي كند. 28 كار من اين است كه راه را براي مسيح باز كنم تا مردم همه نزد او بروند. شما خود شاهديد كه من صريحاً گفتم كه مسيح نيستم ، بلكه آمده ام تا راه را براي او باز كنم . 29 در يك عروسي ، عروس پيش داماد مي رود و دوست داماد در شادي او شريك مي شود. من نيز دوست دامادم و از خوشي داماد خوشحالم . 30 او بايد روزبه روز بزرگتر شود و من كوچكتر.
31 «او از آسمان آمده و مقامش از همه بالاتر است . من از اين زمين هستم و فقط امور زميني را درك مي كنم . 32 او آنچه را كه ديده و شنيده است مي گويد ولي عدة كمي سخنان او را باور مي كنند. 33و34 كساني كه به او ايمان مي آورند، پي مي برند كه خدا سرچشمه راستي است ، چون اين شخص كه از طرف خداست كلام خدا را مي گويد، زيرا روح خداوند به فراواني در اوست . 35 پدر آسماني ما خدا، او را دوست دارد، چون او فرزند خداست و خدا همه چيز را در اختيار او قرار داده است . 36 خدا كساني را كه به فرزند او ايمان آورند، نجات مي دهد و زندگي جاويد نصيبشان مي سازد. ولي كساني كه به او ايمان نياورند و از او اطاعت نكنند، هرگز بحضور خدا راه نخواهند يافت ، بلكه گرفتار خشم او خواهند شد.»

راهنما



يوحنا 3 : 1 - 21 . نيقوديموس‌
تميز كردن‌ هيكل‌ و سپس‌ معجزات‌ بعدي‌، تأثير عميقي‌ بر مردم‌ شهر نهاده‌ بود. نيقوديموس‌، يك‌ فريسي‌ و عضو سنهدرين‌، داراي‌ قدرت‌ و نفوذ بسيار محتاطانه‌ و جوياي‌ ملاقات‌ عيسي‌ است‌. او هر چند كه‌ بسيار علاقمند است‌، ولي‌ آنچنان‌ كه‌ عيسي‌ نشان‌ مي‌دهد، او در پي‌ ارضاي‌ خودش‌ است‌. ما نمي‌دانيم‌ او تا چه‌ حد ايمان‌ آورد. دو سال‌ بعد او در شورا، جانب‌ عيسي‌ را گرفت‌ (7 : 50 - 52)، سپس‌ او به‌ همراه‌ يوسف‌، عضو ديگر شورا، بدن‌ عيسي‌ را دفن‌ كردند (19 : 39). نيقوديموس‌ در روزهاي‌ اوليه‌ كه‌ ايمانش‌ در حال‌ شكل‌ گيري‌ بود، شاگرد پنهاني‌ عيسي‌ بود، ولي‌ بعدها او آشكارا ميل‌ خود را براي‌ شريك‌ شدن‌ در شرم‌ صليب‌ نشان‌ داد. يكي‌ از وقايع‌ برجستة‌ كتاب‌مقدس‌ زماني‌ است‌ كه‌ اگرچه‌ آن‌ دوازده‌ شاگرد پا به‌ فرار گذاشتند، ولي‌ نيقوديموس‌ در ساعاتي‌ كه‌ عيسي‌ مورد تحقير و خواري‌ قرار گرفته‌ بود، ظاهر شد و سرانجام‌ با بجا آوردن‌ خدمتي‌ بسيار حساس‌، زندگي‌ خود را به‌ مخاطره‌ انداخت‌. بطور يقين‌ چون‌ او يكي‌ از اعضاي‌ سنهدرين‌ (گروه‌ دشمنان‌ عيسي‌) بود، اين‌ خدمت‌ علني‌ به‌ عيسي‌، پس‌ از يك‌ دوران‌ پنهان‌ سازي‌ علاقه‌اش‌ به‌ عيسي‌، مي‌بايست‌ بسيار گران‌ براي‌ او تمام‌ شده‌ باشد.
«تولد تازه‌» كه‌ عيسي‌ در موردش‌ صحبت‌ مي‌كند، صرفاً يك‌ استعاره‌ يا تشبيه‌ نبوده‌، بلكه‌ حقيقتي‌ عملي‌ است‌ كه‌ روح‌القدس‌ آن‌ را در قلب‌ انسان‌ به‌ عمل‌ مي‌آورد (روميان‌ 8 : 1 - 11 را ملاحظه‌ كنيد). بدون‌ شك‌ نيقوديموس‌ نيز در مورد ملكوت‌ مسيح‌، مثل‌ سايرين‌ مي‌انديشيد. تصور كلي‌ بر اين‌ بود كه‌ ملكوت‌ مسيح‌ حكومت‌ سياسي‌ است‌ كه‌ مسيح‌ از طريق‌ آن‌، قوم‌ خود را از سلطة‌ روم‌ آزاد خواهد ساخت‌. بر خلاف‌ آنچه‌ در ذهن‌ نيقوديموس‌ است‌، عيسي‌ سعي‌ دارد او را با طبيعت‌ روحاني‌ شخصي‌ خودش‌ آشنا سازد، هرچند او نميداند عيسي‌ در مورد چه‌ سخن‌ مي‌گويد و بنابراين‌ نمي‌توانست‌ درك‌ كند كه‌ چگونه‌ ممكن‌ است‌ يك‌ شخص‌ نيك‌، يك‌ فريسي‌ خالص‌ و يكي‌ از حاكمان‌ قوم‌ مسيح‌ در ملكوت‌ مسيح‌ با آغوشي‌ باز پذيرفته‌ نشود. او نمي‌توانست‌ اين‌ را بفهمد. او مي‌بايست‌ كل‌ وجود و نقطه‌ نظراتش‌ را بازسازي‌ كند.
«بلند كرده‌ شود» (14). اين‌ هشدار مسيح‌ در شروع‌ خدمتش‌ است‌. صليب‌ تخت‌ مسيحايي‌ خواهد بود. اين‌ مطلب‌ اشاره‌اي‌ است‌ به‌ آن‌ مار برنجي‌ كه‌ گزَيده‌ شدگان‌ به‌ آن‌ نگريستند و زنده‌ ماندند (اعداد9:21). بدين‌ ترتيب‌ «تولد تازه‌» و داشتن‌ حيات‌ جاودان‌ از طريق‌ مرگ‌ پرهيزگارانة‌ عيسي‌، حاصل‌ مي‌شود. درست‌ براي‌ همين‌ منظور بود كه‌ خدا پسر يگانه‌ و حبيب‌ خود را فرستاد (يوحنا 3:16).
يوحنا 3 : 22 - 26 . خدمت‌ مسيح‌ در منطقة‌ تحتاني‌ اردن‌
اين‌ همان‌ منطقه‌اي‌ است‌ كه‌ او تعميد گرفت‌. اين‌ واقعه‌ در خلال‌ زماني‌ رخ‌ مي‌دهد كه‌ يحيي‌ تعميد دهنده‌ بسوي‌ محلي‌ به‌ نام‌ آنون‌ در 40 كيلومتري‌ بالاي‌ اردن‌ در حال‌ حركت‌ بود (نقشة‌ شمارة‌ 45). آنها هر دو يك‌ چيز را موعظه‌ مي‌كردند: ملكوت‌ آسمان‌ كه‌ ساليان‌ دراز مردم‌ در انتظارش‌ بودند، نزديك‌ شده‌ است‌. چيزي‌ نگذشت‌ كه‌ پيروان‌ عيسي‌ از پيروان‌ يحيي‌ بيشتر شدند، زيرا عيسي‌ معجزات‌ مي‌كرد. يحيي‌ او را به‌ عنوان‌ مسيح‌ معرفي‌ كرد. وي‌ شخصيت‌ مقتدري‌ داشت‌.
پس‌ از 8 ماه‌، يحيي‌ به‌ زندان‌ افكنده‌ شد (متي‌ 4 : 12). حاكمان‌ اورشليم‌ وقايع‌ مربوطه‌ را كاملاً زير نظر داشتند (يوحنا 4 : 1). بنظر مي‌رسد كه‌ ادامة‌ خدمت‌ در آن‌ ناحيه‌ براي‌ عيسي‌ خطرناك‌ مي‌نمود. او راهي‌ جليل‌ شد تا مبادا قبل‌ از اتمام‌ خدمتش‌ از ميان‌ برداشته‌ شود.

محاسبة‌ اين‌ دوره‌ به‌ مدت‌ 8 ماه‌ بدين‌ صورت‌ است‌: شروع‌ آن‌ ايام‌ فصح‌ بود (آوريل‌، يوحنا 13:2، 3 : 22) و انتهاي‌ آن‌ «چهار ماه‌ قبل‌ از موسم‌ درو» (دسامبر، يوحنا 4 : 35).
  • مطالعه 1592 مرتبه
  • آخرین تغییرات در %ب ظ, %02 %704 %1394 %15:%بهمن