3 جلال عهد جدید

ترجمه شریف گویا

ترجمه شریف دوم قرنتیان


خدمتکاران پیام جدید


1. شاید بگوئید که ما بخود ستائی پرداخته ایم ! آیا ما مثل دیگران از طرف شما و یا برای شما به سفارش نامه ها محتاجیم ؟
2. بهترین سفارشنامۀ ما شما هستید که در دل های ما نوشته شده تا تمام مردم آنرا بخوانند و بفهمند.
3. شما نامه سرگشاده ای هستید که مسیح آن را نوشته و توسط ما به دیگران رسانیده است . این نامه با مرکب و بر روی تخته سنگ نوشته نشده ، بلکه نامه ای است که روح خدای زنده بر قلب های انسانی نوشته است.
4. ما فقط بعلت اطمینانی که بخدا داریم ، بوسیله مسیح چنین ادعائی میکنیم .
5. در خود لیاقتی نمی بینیم که بگوئیم ما صلاحیت انجام چنین کاری را داشته ایم . خیر ! بلکه لیاقت ما از جانب خداست.
6. او ما را لایق گردانید که خدمت گذار پیمان جدید باشیم و این پیمان یک سند کتبی نیست ، بلکه از روح خداست ، زیرا شریعت نوشته شده ، انسان را به مرگ می کشاند ، اما روح خدا حیات می بخشد.
7. اگر دوران شریعت که بر سنگ حک شده بود و به مرگ می انجامید با چنان شکوهی شروع شد که قوم اسرائیل بعلت نوری که در صورت موسی می درخشید نتوانستند به چهرۀ او نگاه کنند ( هر چند که آن نور بتدریج ناپدید می شد )،
8. پس دورۀ ظهور روح القدس چقدر با شکوه تر خواهد بود.
9. و اگر دورانی که شریعت مردم را محکوم می ساخت با چنان شکوهی همراه بود ، پس دوره ای که مردم تبرئه می شوند باید چقدر شکوه و جلال بیشتری داشته باشد !
10. در واقع می توان گفت که دوران پر شکوه اول ، تمام جلوه و جلال خود را در برابر شکوه و جلال بیشتر دوران دوم از دست داده است
11. و اگر آنچه که به تدریج ناپدید می گشت دارای چنین شکوه و جلالی بود ، پس آنچه دائمی است باید دارای چه شکوه بیشتری باشد ؟!
12. چون چنین امیدی داریم با شهامت سخن می گوئیم .
13. ما مثل موسی نیستیم که نقابی بر صورت خویش گذاشت تا قوم اسرائیل پایان آن شکوه زودگذر را نبینند.
14. ذهن های آنها کند شده و تا به امروز در موقع خواندن عهد عتیق این نقاب باقی مانده است و برداشته نمی شود ، زیرا فقط بوسیله مسیح برداشته خواهد شد.
15. آری ، تا به امروز هر وقت آنها تورات موسی را می خوانند آن نقاب ذهنشان را می پوشاند.
16. اما به محض اینکه کسی به خداوند روی آورد،آن نقاب برداشته می شود
17. و در اینجا مقصود کلمه « خداوند» روح القدس است و هر جا روح خداوند باشد ، در آنجا آزادی هست.
18. و همۀ ما در حالیکه با صورتهای بی نقاب مانند آئینه ای جلال خداوند را منعکس می کنیم ، به تدریج در جلالی روز افزون به شکل او مبدل می شویم و این کار ، کار خداوند یعنی روح القدس است .
ترجمه قدیمی(دوم قرنتیان)


آيا باز به‌ سفارش‌ خود شروع‌ مي‌كنيم‌؟ و آيا مثل‌ بعضي‌ احتياج‌ به‌ سفارش‌ نامه‌جات‌ به‌ شما يا از شما داشته‌ باشيم‌؟ 2 شما رساله‌ ما هستيد، نوشته‌ شده‌ در دلهاي‌ ما، معروف‌ و خوانده‌ شده‌ جميع‌ آدميان‌. 3 چونكه‌ ظاهر شده‌ايد كه‌ رساله‌ مسيح‌ مي‌باشيد، خدمت‌ كرده‌ شده‌ از ما و نوشته‌ شده‌ نه‌ به‌ مركّب‌ بلكه‌ به‌ روح‌ خداي‌ حيّ، نه‌ بر الواح‌ سنگ‌، بلكه‌ بر الواح‌ گوشتي‌ دل‌. 4 امّا بوسيله‌ مسيح‌ چنين‌ اعتماد به‌ خدا داريم‌. 5 نه‌ آنكه‌ كافي‌ باشيم‌ كه‌ چيزي‌ را به‌ خود تفكّر كنيم‌ كه‌ گويا از ما باشد، بلكه‌ كفايت‌ ما از خداست‌. 6 كه‌ او ما را هم‌ كفايت‌ داد تا عهد جديد را خادم‌ شويم‌، نه‌ حرف‌ را بلكه‌ روح‌ را زيرا كه‌ حرف‌ مي‌كُشد ليكن‌ روح‌ زنده‌ مي‌كند.
جلال‌ عهد جديد
7 امّا اگر خدمت‌ موت‌ كه‌ در حرف‌ بود و بر سنگها تراشيده‌ شده‌ با جلال‌ مي‌بود، بحدّي‌ كه‌ بني‌اسرائيل‌ نمي‌توانستند صورت‌ موسي‌ را نظاره‌ كنند به‌سبب‌ جلال‌ چهره‌ او كه‌ فاني‌ بود، 8 چگونه‌ خدمت‌ روح‌ بيشتر با جلال‌ نخواهد بود؟ 9 زيرا هرگاه‌ خدمت‌ قصاص‌ با جلال‌ باشد، چند مرتبه‌ زيادتر خدمت‌ عدالت‌ در جلال‌ خواهد افزود. 10 زيرا كه‌ آنچه‌ جلال‌ داده‌ شده‌ بود نيز بدين‌ نسبت‌ جلالي‌ نداشت‌ به‌سبب‌ اين‌ جلال‌ فايق‌. 11 زيرا اگر آن‌ فاني‌ با جلال‌ بودي‌، هرآينه‌ اين‌ باقي‌ از طريق‌ اولي‌' در جلال‌ خواهد بود.
12 پس‌ چون‌ چنين‌ اميد داريم‌، با كمال‌ دليري‌ سخن‌ مي‌گوييم‌. 13 و نه‌ مانند موسي‌ كه‌ نقابي‌ بر چهره‌ خود كشيد تا بني‌اسرائيل‌، تمام‌ شدنِ اين‌ فاني‌ را نظر نكنند، 14 بلكه‌ ذهن‌ ايشان‌ غليظ‌ شد زيرا كه‌ تا امروز همان‌ نقاب‌ در خواندن‌ عهد عتيق‌ باقي‌ است‌ و كشف‌ نشده‌ است‌، زيرا كه‌ فقط‌ در مسيح‌ باطل‌ مي‌گردد. 15 بلكه‌ تا امروز وقتي‌ كه‌ موسي‌ را مي‌خوانند، نقاب‌ بر دل‌ ايشان‌ برقرار مي‌ماند. 16 ليكن‌ هرگاه‌ به‌سوي‌ خداوند رجوع‌ كنند، نقاب‌ برداشته‌ مي‌شود. 17 امّا خداوند روح‌ است‌ و جايي‌ كه‌ روح‌ خداوند است‌، آنجا آزادي‌ است‌. 18 ليكن‌ همه‌ ما چون‌ با چهره‌ بي‌نقاب‌ جلال‌ خداوند را در آينه‌ مي‌نگريم‌، از جلال‌ تا جلال‌ به‌ همان‌ صورت‌ متبدّل‌ مي‌شويم‌، چنانكه‌ از خداوند كه‌ روح‌ است‌.



ترجمه تفسیری

تنها معرفي نامه ما، خود شما هستيد
فكر نكنيد ما نيز كم كم مانند معلمان دروغين شما مي شويم كه دوست دارند از خود تعريف كنند و با خود، سفارشنامه هاي عريض و طويل بياورند. تصور نمي كنم نيازي داشته باشيد كه كسي براي معرفي ما، به شما نامه اي بنويسد! اينطور نيست ؟ ما هم نيازي نداريم كه از شما معرفي نامه بگيريم ! 2 تنها نامه اي كه ما لازم داريم ، خود شما هستيد! چون همه با ديدن دگرگوني هاي عميقي كه در شما پديد آمده است ، مي توانند پي ببرند كه چه خدمت بزرگي به شما كرده ايم . 3 همه مي تواننـد ببيننـد كه شما نامه مسيح هستيد، نامه اي كه ما نوشته ايم ، نه با قلم و جوهـر، بلكه بوسيله روح خـداي زنده ؛ و نه روي لوحه اي سنگي ، بلكه بر دل انسان .
4 اما اگر جرأت مي كنيم كه چنين ادعاهايي درباره خودمان بكنيم ، علتش اينست كه بوسيله مسيح به خدا اعتماد كامل داريم كه او ما را ياري مي دهد تا بتوانيم به ادعاهايمان نيز عمل كنيم ؛ 5 در غير اينصورت قادر نخواهيم بود با تكيه به نيروي خود، كار با ارزشي براي خدا انجام دهيم ، چون قابليتها و موفقيتهاي ما از خداست . 6 اوست كه ما را توانايي بخشيده تا به مردم اعلام نماييم كه خدا براي نجات بشر، عهد و پيمان جديدي فراهم كرده است . پيام و محتواي اين پيمان جديد، اين نيست كه اگر كسي تمام قوانين خدا را اطاعت نكند مي ميرد؛ بلكه پيام اينست كه روح خدا به انسان ، زندگي و حيات مي بخشد. مطابق پيمان قديم ، براي نجات مي بايست همه احكام موسي را اطاعت كرد؛ و چون هيچكس نمي توانست تمام احكام را اجرا كند، پس همه محكوم به مرگ بودند. اما طبق اين پيمان جديد، روح خدا به انسان حيات و زندگي واقعي مي بخشد.

شكوه پيمان تازه مسيح
7 با اينحال ، آن روش و پيمان قديم كه منجر به مرگ و مجازات ابدي مي شد، با چنان شكوه و جلالي شروع شد كه مردم طاقت نداشتند به صورت نوراني موسي نگاه كنند؛ زيرا وقتي موسي احكام
الهي را كه بر روي لوحه اي سنگي حك شده بود، از حضور خدا براي مردم آورد، صورت او در اثر جلال خدا مي درخشيد. اما اين درخشش بتدريج محو مي شد. 8 پس اكنون كه روح خدا به انسان زندگي حقيقي مي بخشد، آيا نبايد انتظار جلال بيشتري را داشته باشيم ؟ 9 اگر روشي كه باعث محكوميت و هلاكت مي شد، با چنان جلال و شكوهي همراه بود، پس طريقي كه سبب نجات انسان مي گردد، بايد جلال و شكوه بيشتري داشته باشد! 10 در واقع آن جلال دوران گذشته كه در صورت موسي مي درخشيد، در مقايسه با جلال برتر اين پيمان جديد، همچون قطره اي است در مقابل اقيانوس ! 11 پس اگر آن روش قديم كه موقتي بود و بتدريج محو و نابود مي شد، پر از جلال و شكوه آسماني بود، اين راه جديد خدا براي نجات ما، كه هميشگي و جاوداني است ، قطعاً بسيار باشكوهتر خواهد بود.

با دليري پيغام انجيل را موعظه مي كنيم
12 پس چون مي دانيم كه اين جلال نوين هيچگاه از بين نخواهد رفت ، پيغام انجيل را با نهايت دليري و اطمينان موعظه مي كنيم ؛ 13 و نه همچون موسي ، كه نقابي به صورت خود زد تا قوم اسرائيل محو شدن جلال را از صورتش نبينند.
14 اما نه فقط صورت موسي پوشيده بود، بلكه درك و فهم قوم او نيز زير نقاب بود؛ و حتي امروز نيز كه يهوديان كتاب آسماني تورات را مي خوانند، گويي بر قلب و فكرشان نقابي قرار دارد، و به همين علت نمي توانند به معني واقعي تورات پي ببرند. اين نقاب كه مانع فهميدن است ، فقط با ايمان آوردن به مسيح برداشته مي شود. 15 بلي ، حتي امروز نيز وقتي يهوديان نوشته هاي موسي را مي خوانند، آن را درك نمي كنند، و تصور مي كنند كه راه نجات ، همانا اطاعت از شريعت موسي است .
16 اما هرگاه كسي از گناهان خود توبه كند و بسوي خداوند باز گردد، آنگاه آن نقاب از چشمانش برداشته مي شود. 17 خداوند روح حيات بخش است ، و هر جا كه روح خداست ، در آنجا آزادي است ،آزادي از تلاش و تقلا براي رسيدن به رستگاري از راه انجام تشريفات مذهبي . 18 اما ما مسيحيان نقابي بر صورت خود نداريم و همچون آينه اي روشن و شفاف ، جلال خداوند را منعكس مي كنيم ؛ و در اثر كاري كه خداوند يعني روح القدس در وجودمان انجام مي دهد، با جلالي روزافزون ، بتدريج شبيه او مي شويم .

راهنما

دوم‌ قرنتيان‌ 3 . جلال‌ خدمت‌ پولس‌
«سفارشنامه‌ها»(1). احتمالاً معلمين‌ يهود، معرفي‌ نامه‌هايي‌ از اورشليم‌ ارائه‌ مي‌دادند. آنها اغلب‌ اوقات‌ همانندِ انگلي‌ در كار خدمت‌ پولس‌ ظاهر مي‌شدند و از مزاحمين‌ اصلي‌ او به‌ حساب‌ مي‌آمدند كه‌ همواره‌ براي‌ او ايجاد دردسر مي‌نمودند. آنان‌ اكثراً از هر فرصتي‌ استفاده‌ مي‌كردند تا با دلايل‌ موجه‌ به‌ ضد پولس‌ عمل‌ نمايند. حالا اين‌ اشخاص‌ اين‌ سؤال‌ را مطرح‌ مي‌كنند كه‌ اصلاً پولس‌ كيست‌؟ آيا او نامه‌اي‌ دارد كه‌ نشان‌ دهد مورد تأييد اورشليم‌ است‌؟ اما طرح‌ اين‌ سوأل‌ بسيار نامعقول‌ بود. چطور ممكن‌ بود كه‌ كليسايي‌ را كه‌ خود پولس‌ بنيانگزاري‌ نموده‌ بود، براي‌ او معرفي‌ نامه‌ يا سفارش‌نامه‌ بنويسد. خود كليسا، معرفي‌ نامة‌ پولس‌ بود.
اين‌ امر موجبِ تضاد بين‌ خدمت‌ آنان‌ و خدمت‌ پولس‌ شد، بين‌ شريعت‌ و انجيل‌. در حالي‌ كه‌ شريعت‌ روي‌ سنگ‌ نوشته‌ شد ولي‌ انجيل‌ بر روي‌ قلبها. انجيل‌ داراي‌ روح‌ بود اما شريعت‌، نامة‌ صِرف‌ بود. شريعت‌ باعث‌ مرگ‌ مي‌شد، در حالي‌ كه‌ انجيل‌ باعث‌ حيات‌. شريعت‌ داراي‌ نقاب‌ در حالي‌ كه‌ انجيل‌ مكشوف‌. شريعت‌ جهت‌ محكوم‌ كردن‌ بود، اما انجيل‌ جهت‌ عادل‌ كردن‌. شريعت‌ نابود مي‌شود، اما انجيل‌ است‌ كه‌ باقي‌ مي‌ماند. همة‌ ما توسط‌ مسيح‌ از جلال‌ تا به‌ جلال‌ تبديل‌ مي‌شويم‌ تا به‌ شكلِ چهرة‌ خود او در آئيم‌.
  • مطالعه 832 مرتبه
  • آخرین تغییرات در %ق ظ, %06 %384 %1394 %08:%بهمن