حکم نکنید؛ شریعت و فیض

حکم نکنید؛ شریعت و فیض

حکم نکنید، مبادا بر شما حکم شود

در نظر بیشتر ایمانداران کسانیکه مثلاً گناهان جنسی انجام می دهند "لغزش خورده" محسوب می شوند. حس کردم خدا با من در مورد بدترین گناه صحبت می کند: حکم کردن دربارۀ دیگران در مورد به اصطلاح گناهانشان. این در واقع در شریعت بودن است. انسان براحتی در دام قضاوت دیگران گرفتار می شود. معمولاً با صحبتهای بیهوده (سخن چینی) شروع می شود؛ بعد هر کس نظر خود را برای آن مسئله اعلام می کند و در نهایت صحبتها به حکم کردنهای بیرحمانه کشیده می شود. بیائید سراغ کلام رفته و ببینیم که خدا در این مورد چه نظری دارد:

 

متی 7 : 1 ـ 5 :
" حکم مکنید تا بر شما حکم نشود. زیرا بدان طریقی که حکم کنید بر شما نیز حکم خواهد شد و بدان پیمانه ای که پیمایید برای شما خواهند پیمود. و چون است که خس را در چشم برادر خود می بینی و چوبی را که در چشم خود داری نمی یابی؟ یا چگونه به برادر خود می گویی : « اجازت ده تا خس را از چشمت بیرون کنم.» اینک چوب در چشم تو است؟ ای ریاکار، اوّل چوب را از چشم خود بیرون کن، آنگاه نیکو خواهی دید تا خس را از چشم برادرت بیرون کنی! "


حکم کردن در مورد دیگران مسئلۀ جدّی است.

برطبق این آیات در انجیل متی، حکم در مورد دیگران امر جدّی است. کسی که این کار را می کند نه تنها ریاکار است؛ بلکه در این خطر است که زیر همین حکم قرار گیرد.
لوقا 6 : 37 :
" داوری مکنید تا بر شما داوری نشود و حکم مکنید تا بر شما حکم نشود و عفو کنید تا آمرزیده شوید. " 
این آسانترش می کند که ببخشیم و داوری نکنیم. وعدۀ بزرگی است: نه داوری، نه محکومیت، تنها عفو و بخشش.

پلیس گناه

بودن در شریعت یعنی چسبیدن به قوانین و مقررات؛ و از نظر الهیات بدست آوردن نجات از طریق انجام اعمال نیکو و اجرای شریعت. خیلی از کسانیکه در شریعت زندگی می کنند ادعا می کنند که بر اساس این تعلیم که نجات بر اساس اعمال نیکو، زندگی نمی کنند و می گویند که نجات در ریختن خون عیسی مسیح است؛ امّا اعمال و رفتارشان چیز دیگری را نشان می دهد. آنها آنقدر نگران گناه هستند که ممکن کسی فکر کند که اصلاً به فیض اعتقادی ندارند. یقیناً چیزی برای دادن به دیگران ندارند. من در مورد گروهی صحبت می کنم که فکر می کنند که «پلیس گناه» دیگران هستند. انگار وظیفۀ آنهاست که گناه دیگران را ذکر کنند و در اینکار سعی دارند همانطوریکه خود را عادل جلوه می دهند، کاری کنند که کسی که مرتکب گناه شده، تا آنجا که ممکن است احساس ناخوشایندی داشته باشد. آنها حتی بر بار گناه دیگران می افزایند؛ مثلاً گناه جنسی را تقریباً غیرقابل بخشش می کنند ( گناه همجنسبازی و زنا )؛ البته تا زمانیکه خودشان و یا یکی از دوستانشان درگیر این گناهان نباشند. همۀ اینکارها را درحالی انجام می هند که بر گناه داوری، سخن چینی و نبود محبت حقیقی خود، سرپوشی قرار داده اند. ببینیم کلام خدا در این مورد چه می فرماید:
یعقوب 4 : 11 ـ 12 :
" ای برادران یکدیگر را ناسزا مگویید زیرا هر که برادر خود را ناسزا گوید و بر او حکم کند، شریعت را ناسزا گفته و بر شریعت حکم کرده باشد. لکن اگر بر شریعت حکم کنی، عامل شریعت نیستی بلکه داور هستی. صاحب شریعت و داور یکی است که بر رهانیدن و هلاک کردن قادر می باشد. پس تو کیستی که بر همسایۀ خود داوری می کنی؟ "
اول پطرس 4 : 8 :
" اوّل همه با یکدیگر بشدّت محبت نمایید زیرا که محبت کثرت گناهان را می پوشاند. "

آیا گناه کردن اشکالی ندارد؟

همین الآن می شنوم که کسی از من این سؤال را می پرسد که برادر جیم، آیا گناه کردن اشکالی ندارد؟ نه، البته که اشکال دارد. چیزی که سعی دارم بگویم این است که این اشتباه ( گناه ) است که دیگران را داوری کنیم. اگر کسی مرتکب گناهی شده؛ این مسئله ای است بین او و خدا. برای او دعا کن! شاید بایستی با محبت نزد او رفته در خلوت به او نشان دهید که او ممکن است بابت آن گناه محکوم شود. ولی هرگز او را داوری نکنید!!

آنچه که برای یکی گناه است، ممکن است برای دیگری گناه نباشد.

فقط به این علت که کسی فکر می کند که برادرش گناه می کند، او را گناه کار نخواهد کرد. ضرورتاً چیزی که برای کسی گناه است، برای دیگری ممکن است گناه نباشد.
رومیان 14 : 2 ـ 5 :
" یکی ایمان دارد که همه چیز را باید خورد امّا آنکه ضعیف است بقول می خورد. پس خورنده ناخورنده را حقیر نشمارد و ناخورنده بر خورنده حکم نکند زیرا خدا او را پذیرفته است. تو کیستی که بر بندۀ کسی دیگر حکم می کنی؟ او نزد آقای خود ثابت یا ساقط می شود. لیکن استوار خواهد شد زیرا خدا قادر است که او را ثابت نماید. یکی یکروز را از دیگری بهتر می داند و دیگری هر روز را برابر می شمارد. پس هر کس در ذهن خود متیقن بشود. "
رومیان 14 : 12 ـ 13 : 
" پس هر یکی از ما حساب خود را به خدا خواهد داد. بنابراین بر یکدیگر حکم نکنیم بلکه حکم کنید به اینکه کسی سنگی مصادم یا لغزشی در راه برادر خود ننهد. "

لطفاً نگوئید که " من فقط ثمره (میوه) را بررسی می کنم! "

لطفاً این جملۀ تکراری و مبتذل را دیگر نگوئید که « من قضاوت نمی کنم، بلکه تنها دارم میوه اش را بررسی می کنم ». این جمله دیگر برای خدا خریداری ندارد. علاوه براین، دعوت شما این نیست که میوه ها و ثمرات زندگی دیگران را چک کنید. من میدانم که می دانید که در متی 7 : 20 آمده که « لذا از میوه های ایشان، ایشان را خواهید شناخت. ».بر طبق کتابهای تفسیری قوی عبارت خواهید شناخت به معنی تشخیص دادن و دریافت کردن است؛ ( نه به معنی بازرسی کردن به قصد گفتن آنچه می دانید به دیگران. ).
به یاد داشته باشید: محبت افشاء نمی کند، بلکه می پوشاند.

جواب همه چیز محبت است.

اول قرنتیان 13 : 1 ـ 8 :
" اگر به زبانهای مردم و فرشتگان سخن گویم و محبّت نداشته باشم، مثل نحاس صدادهنده و سنج فغان کننده شده ام. و اگر نبوّت داشته باشم و جمیع اسرار و همۀ علم را بدانم و ایمان کامل داشته باشم بحدّی که کوهها را نقل کنم و محبّت نداشته باشم، هیچ هستم. و اگر جمیع اموال خود را صدقه دهم و بدن خود را بسپارم تا سوخته شود و محبّت نداشته باشم، هیچ سود نمی برم. محبّت حلیم و مهربان است؛ محبّت حسد نمی برد؛ محبّت کبر و غرور ندارد؛ اطوار ناپسندیده ندارد و نفع خود را طالب نمی شود؛ خشم نمی گیرد و سوءظن ندارد؛ از ناراستی خوشوقت نمی گردد، ولی با راستی شادی می کند؛ در همه چیز صبر می کند و همه را باور می نماید؛ در همه حال امیدوار می باشد و هرچیز را محتمل می باشد. محبّت هرگز ساقط نمی شود و..."

ایمان با محبّت عمل می کند.

عیسی این سؤال را مطرح می کند که وقتی برگردد آیا ایمانی بر زمین خواهد یافت؟
لوقا 18 : 8 :
"...لیکن چون پسر انسان آید؟ آیا ایمان را بر زمین خواهد یافت؟ "
بنظر می آید که ایمان مهمترین جنبۀ یک زندگی مسیحی است. بدون آن جلب رضایت خدا ممکن نیست. در حقیقت کتاب مقدّس به ما می گوید که هر چیزی که از ایمان نباشد، گناه است. 
عبرانیان 11 : 6 :
" لیکن بدون ایمان تحصیل رضامندی او محال است..." 
رومیان 14 : 23 :
" ...هرچه از ایمان نیست گناه است. " 
از همه مهمتر کتاب مقدّس خود به ما می گوید که ایمان با محبّت عمل می کند.
غلاطیان 5 : 6 :
" در مسیح عیسی نه ختنه فایده دارد و نه نامختونی بلکه ایمانی که به محبّت عمل می کند. "
محبّت جوابی است برای زندگی در شریعت! محبّت خدا برای ما و محبّت ما برای دیگران، ما را آزاد می سازد. ما وقتی این محبّت غیرقابل قیاس را تجربه می کنیم و آنرا با دیگران تقسیم می کنیم، ما از فیض آگاه شده و بعد با هوشیاری تمام، گناه را ترک می کنیم. و شروع می کنیم به زندگی ایکه مسیح تمایل دارد ما آنگونه زیست کنیم.

مسئلۀ گناه برای همیشه حل شده است.

عیسی آمد تا ما را از شریعت گناه و مرگ آزاد کند. زمانیکه روی صلیب مرد وخونش داد، به داستان گناه پایان داد؛ یکبار برای همیشه. بنابراین مورد گناه برای همیشه حل شده است. بقول یوحنا در اول یوحنا، ما نمی توانیم گناه کنیم چونکه تخم او ( عیسی مسیح ) در ماست. البته این موضوع مقالۀ دیگری برای روز دیگری است.

محبّت ـ قانون ملوکانه

ما الآن تنها با یک قانون زندگی می کنیم: قانون شاهانۀ محبّت ( یعقوب 2 : 8 ) و جایی که محبّت است، جایی دیگر برای داوری و شریعت نیست.

دعا

پدر ما خدا،
ای خداوند، ما را ببخش وقتی به دروغهای شیطان گوش می دهیم زمانیکه می گوید ما گناه کار هستیم و دیگر شایستۀ محبّت تو نیسیم. ما را ببخش هرجا که اجازه می دهیم هوشیاری گناه بر هوشیاری فیض غلبه یابد. ما از طرزفکر داوری داشتن توبه می کنیم؛ از طرزفکرهای خود عدالتی و اینکه من از تو مقدّس ترم. ما را ببخش پدر بخاطر اینکه شبیه فریسی ها، ریاکار و خود عادل هستیم و سعی می کنیم که خس را از چشم دیگری بیرون کنیم درحالیکه تمام مدّت چوب در چشمان خودمان است. بخاطر محبتت، فیضت و رحمتت سپاسگذارم. به ما تعلیم بده که بیشتر شبیه تو شویم و همان محبّت، فیض و رحمت را به دیگران نشان دهیم. همۀ این چیزها را در اسم دوست داشتنی، پراز فیض و رحمان عیسی طلبیدیم. آمین.

 

ترجمه: آرش

  • مطالعه 947 مرتبه
مطالب بیشتر از همین گروه « دختر گمشده DNA افسار گسیخته »

مطالب مرتبط

  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • 13
  • 14
  • 15
  • 16
  • 17
  • 18
  • 19
  • 20
  • 21
  • 22
  • 23
  • 24
  • 25
  • 26
  • 27
  • 28
  • 29
  • 30
  • 31
  • 32
  • 33
  • 34
  • 35
  • 36
  • 37
  • 38
  • 39
  • 40
  • 41
  • 42
  • 43
  • 44
  • 45
  • 46
  • 47
  • 48
  • 49
  • 50
  • 51
  • 52
  • 53
  • 54
  • 55
  • 56
  • 57
  • 58
  • 59
  • 60
  • 61
  • 62
  • 63
  • 64
  • 65
  • 66
  • 67
  • 68
  • 69
  • 70
  • 71
  • 72
  • 73
  • 74
  • 75
  • 76
  • 77
  • 78
  • 79
  • 80
  • 81
  • 82
  • 83
  • 84
  • 85
  • 86
  • 87
  • 88
  • 89
  • 90
  • 91
  • 92
  • 93
  • 94
  • 95
  • 96
  • 97
  • 98
  • 99
  • 100
  • 101
  • 102
  • 103
  • 104
  • 105
  • 106
  • 107
  • 108
  • 109
  • 110
  • 111
  • 112
  • 113
  • 114
  • 115
  • 116
  • 117
  • 118
  • 119
  • 120
  • 121
  • 122
  • 123
  • 124
  • 125
  • 126
  • 127
  • 128
  • 129
  • 130
  • 131