دیگه نمی گم مسیحی ام!

دیگه نمی گم مسیحی ام!

دیگه نمی گم مسیحی ام!

بهت میگم مسیحی ام

دست می ذاری روی سرت، بهم می گی "فکر میکنی؟"

 

بهت میگم مسیحی ام

دست می ذاری رو عینکت، بهم می گی "خوب می بینی؟"

بهت میگم مسیحی ام

دست می ذاری روی گوشات، بهم می گی "تو می شنوی؟"

 

 

دست رو سرم که می ذارم

بهت میگم مسیحی ام

 

 

دست رو چشام که می ذارم

بهت میگم مسیحی ام

 

 

دست رو گوشام که می ذارم

بهت میگم مسیحی ام

 

 

...

 

 

بهت میگم مسیحی ام

بهت میگم مسیحی ام

بهت میگم مسیحی ام

 

 

...

 

 

سرم یه دادی می زنی "نگو، نگو، ... دیگه نگو!"

 

 

ساکت میشم

دست روی قلبم می ذارم

قلبم میگه: "اگه فقط گفته بودی دوستش داری ..."

 

 

میام بگم "دوست دارم" ... نه با کلام که با چشام

 

 

ولی چه سود ... زمان گذشت ... تو رفته ای ...

 

  • مطالعه 1185 مرتبه