سـاقـی افـسونــگر

سـاقـی افـسونــگر

سـاقـی افـسونــگر

شعر زیر را تقدیم میکنم به تمام عاشقانیکه که درسیاهچالهای جبر و تحمیل کلیشه های دیکته شده موروثی و در لابلای چرخ دنده باورهای از قبل تعیین و تلقین شده توانستند عاشق بشوند. و تقدیم میکنم به آنانیکه به کمک بالهایی از جنس رویا بر حصار محکوم شدن ها جهـیدند و درکوچه باغهای خانه دوست پرواز کردند و گل عشق را درظلمت اجتناب ناپذیرشب با نور رویاهایشان آبیاری میکنند. بله عاشقان آدرس درست است خانه دوست همین جاست

 

اسم صاحبخانه محبت است رساله اول یوحنا 4 : 8 

انگیزه اش عشق است انجیل یوحنا 3 : 16 

ودلیلش انتخاب دلخواهانه صلیب جلجتاست انجیل یوحنا 10 : 18

 

 

عاشقان عشـقتـان مبارک و رویا یتان گوارا باد 

 

 

سـاقـی افـسونــگر

ســـاقی افســـونگری بـا بـــاده افســــونـم نمود 

رخ نـمایـــان کرد و در آن چـهره مفــتـونم نمود

 

بــا رخ زرد از ریــای زاهــد ظــاهــر پــرســـت 

راهــی کــویـش شـدم چـون لالـه گلــگونـم نمود

 

جام خــالی در کــف و خالی ز رمـز و راز عشق 

درس عشــقم داد و با یک بــاده افـــــزونم نمود

 

بـا کمنــد دیــو و زهــد زاهــد افتــادم بـــه چـــاه 

تــار زلفــش چــون کمـند از چــاه بیـرونــم نمود

 

درد بـــی درمـان و زخـم نـا رفیـقـان چـــاره کرد 

مـرهــمـی بــر سیــنه پـر درد و پــر خـونـم نمود

 

بـا طلب گفـتم بنوشان جـرعـه ای از شـرب نـاب 

بـا شــراب صـد قــدح مغـروض و مدیـونـم نمود

 

بـر صلـیــب جـلـجـتا شـیـرین صفـت لیـلی مقـام 

گـه چـو فـرهــادم نمود و گـه چـو مجـنونـم نمود

  • مطالعه 494 مرتبه
مطالب بیشتر از همین گروه « شعری از هستی کلمه »