15 شورای اورشلیم؛ اختلاف پولس و برنابا

ترجمه شریف گویا

ترجمه شریف اعمال رسولان


انجمن کلیسائی اورشلیم


1. عده ای از یهودیه به انطاکیه آمده بودند و برادران را تعلیم داده می گفتند: « تا طبق سنت موسی ختنه نشوید نجات یافتن برایتان محال است.»
2. پس از مناظره و مباحثه بسیار بین آنان از یکطرف پولس و برنابا از طرف دیگر ، قرار بر این شد که پولس و برنابا و چند نفر دیگر برای تحقیق در اطراف این مسأله به اورشلیم پیش رسولان و رهبران کلیسا بروند.
3. اعضای کلیسا ایشان را بدرقه نمودند و در حالیکه از فنیقیه و سامره عبور میکردند ، همه جا مژده ایمان آوردن ملتهای غیر یهود را ابلاغ مینمودند و این خبر موجب شادی عظیم جمیع برادران شد.
4. هنگامیکه به اورشلیم رسیدند کلیسا و رسولان و رهبران با آغوش باز از ایشان استقبال کردند و آنان کارهائی را که خدا به اتفاق ایشان انجام داده بود بیان کردند.
5. در اینموقع بعضی از فریسیان که ایمان آورده بودند برخاستند و اظهار داشتند : « لازم است ایشان ختنه شوند و به آنان دستور داده شود که شریعت موسی را رعایت نمایند.»
6. رسولان و رهبران برای رسیدگی به این مسأله انجمنی تشکیل دادند.
7. پس از بحث بسیار پطرس برخاست و خطاب به ایشان گفت : « ای برادران ، شما میدانید که مدتها پیش ، خدا مرا از میان شما برگزید تا غیر یهودیان مژده نجات را از زبان من بشنوند و ایمان آورند.
8. خدا که از قلبها آگاه است این کار را با عطای روح القدس به آنان بهمان طریقی که به خود ماعطا فرمود تأیید کرد
9. و هیچ تبعیضی بین ما و آنان قائل نشد بلکه قلب آنان را با ایمان پاک ساخت .
10. پس حالا چرا می خواهید با نهادن باری بردوش این مؤمنین ـ باری که نه ما و نه پدران ما قدرت تحمل آنرا داشتیم خدا را بیازمائید ؟
11. نه ، ما از راه فیض عیسی خداوند ایمان میآوریم و نجات میابیم و آنها هم همین طور.»
12. به دنبال سخنان پطرس همه ساکت ماندند و به گزارش برنابا و پولس در مورد آیات و معجزاتی که خدا بوسیلۀ ایشان در میان غیر یهودیان انجام داده بود گوش میدادند.
13. همینکه سخنان آنان تمام شد یعقوب گفت : « ای برادران ، توجه فرمائید ،
14. شمعون برای ما شرح داد که چگونه خدا در ابتدا قومی را از میان اقوام جهان برگزید تا فقط به او متعلق باشند و به این وسیله علاقه خود را به تمام ملل نشان داد.
15. این موافق سخن انبیاء است ، چنانکه کلام خدا میفرماید:
16. « بعد از این باز میگردم و مسکن ویران داود را از نو بنا میکنم و خرابیهای آنرا بار دیگر آباد میگردانم و آنرا بر پا خواهم کرد
17. تا بقیۀ بنی نوع بشر طالب خداوند گردند ، یعنی جمیع مللی که نام خود را بر آنها نهاده ام ،
18. این است آنچه خداوند میگوید ، خداوندی که این چیزها را از قدیم الایام آشکار کرده است .»
19. بنابر این رأی من اینست که غیر یهودیانی را که به سوی خدا آمده اند دچار زحمت نسازیم
20. جز اینکه کتبأ به ایشان دستور دهیم که از خوردن گوشتی که در اثر تقدیم شدن به بت ها ناپاک و نجس شده است و از زنا و خوردن حیوانات خفه شده و همچنین خوردن خون بپرهیزند.
21. چون شریعت موسی از زمانهای قدیم در هر روز سبت در کنیسه ها خوانده و تعالیم او در تمام شهرها موعظه می شود.»

نتیجه مذاکرات انجمن

22. پس رسولان و رهبران با تمام اعضای کلیسا توافق کردند که افرادی از میان خود انتخاب کنند و به اتفاق پولس و برنابا به انطاکیه بفرستند. ایشان یهودای ملقب به برسبا و سیلاس را که از افراد برجسته در میان برادران بودند انتخاب کردند
23.و نامه خود را باین مضمون بوسیلۀ ایشان ارسال داشتند : « برادران شما یعنی رسولان و رهبران ، به برادران غیر یهودی مقیم انطاکیه و سوریه و قیلیقیه سلام میرسانند.
24. به ما خبر رسیده است که بعضی از افراد ما بدون اینکه دستوری داشته باشند با سخنان خود شما را دچار تشویش کرده و افکارتان را مغشوش ساخته اند.
25. بنابراین همۀ ما به اتفاق آراء تصمیم گرفتیم چند نفر را انتخاب نمائیم و به اتفاق عزیزان خود برنابا و پولس
26. که جان خود را به خاطر خدمت خداوند ما عیسی مسیح به خطر انداخته اند پیش شما بفرستیم.
27. بنابراین یهودا و سیلاس را فرستادیم تا شفاهأ همان چیزها را برایتان بیان کنند.
28. رأی روح القدس و ما بر این تعلق گرفته است که جز دستوراتی که در زیر میآید بار شما را سنکین تر نسازیم
29. و آن اینست که از هر چه برای بت ها قربانی شده و از خون و حیوانات خفه شده و زنا دوری جوئید. چنانچه از این چیزها پرهیز کنید کار نیکوئی انجام داده این ، والسلام .»
30. وقتی آنها آنجا را ترک کردند به انطاکیه رفتند و همینکه جماعت ایمانداران را جمع کردند آن نامه را به آنها دادند.
31. وقتی نامه خوانده شد جمعیت از آن پیغام دلگرم کننده شادمان شدند
32. و یهودا و سیلاس که نبی بودند با سخنان بسیار آن جماعت را تشویق و تقویت کردند.
33. پس از آنکه مدتی در آنجا ماندند به سلامتی به سوی فرستندگان خود برگشتند.
34. اما پولس و برنابا در انطاکیه ماندند
35. و به اتفاق عدۀ کثیری به تعلیم و بیان پیام خدا مشغول بودند.

سفر دوم: جدائی پولس از برنابا

36. بعد از چند روز پولس به برنابا گفت : « به شهرهائی که پیام خداوند را اعلام کرده ایم برویم و از برادرانی که تازه ایمان آورده اند دیدن نمائیم تا از حالشان باخبر شویم .»
37. برنابا میخواست یوحنای ملقب به مرقس را به همراه خود ببرند.
38. اما پولس عقیده داشت که نباید کسی را که در پمفیلیه ایشان را ترک کرده و تا پایان کار همراه ایشان نمانده بود بار دیگر با خود ببرند.
39. مشاجرۀ آنان چنان سخت شد که از یکدیگر جدا شدند و در نتیجه برنابا مرقس را برداشت و از راه دریا به قبرس رفت
40. و پولس سیلاس را انتخاب کرد و پس از اینکه توسط برادران به فیض الهی سپرده شد حرکت کرد
41. و از استانهای سوریه و قیلیقیه گذشته و کلیسا ها را تقویت میکرد.
ترجمه قدیمی(اعمال رسولان)



شوراي‌ اورشليم‌
و تني‌ چند از يهوديّه‌ آمده‌، برادران‌ را تعليم‌ مي‌دادند كه‌ «اگر برحسب‌ آيين‌ موسي‌ مختون‌ نشويد، ممكن‌ نيست‌ كه‌ نجات‌ يابيد.» 2 چون‌ پولُس‌ و برنابا را منازعه‌ و مباحثه‌ بسيار با ايشان‌ واقع‌ شد، قرار بر اين‌ شد كه‌ پولُس‌ و برنابا و چند نفر ديگر از ايشان‌ نزد رسولان‌ و كشيشان‌ در اورشليم‌ براي‌ اين‌ مسأله‌ بروند. 3 پس‌ كليسا ايشان‌ را مشايعت‌ نموده‌ از فينيقيّه‌ و سامره‌ عبور كرده‌، ايمان‌ آوردن‌ امّت‌ها را بيان‌ كردند و همة‌ برادران‌ را شادي‌ عظيم‌ دادند.
4 و چون‌ وارد اورشليم‌ شدند، كليسا و رسولان‌ و كشيشان‌ ايشان‌ را پذيرفتند و آنها را از آنچه‌ خدا با ايشان‌ كرده‌ بود، خبر دادند. 5 آنگاه‌ بعضي‌ از فرقه‌ فريسيان‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ بودند، برخاسته‌، گفتند: «اينها را بايد ختنه‌ نمايند و امركنند كه‌ سنن‌ موسي‌ را نگاه‌ دارند.»
6 پس‌ رسولان‌ و كشيشان‌ جمع‌ شدند تا در اين‌ امر مصلحت‌ بينند. 7 و چون‌ مباحثه‌ سخت‌ شد، پطرس‌ برخاسته‌، بديشان‌ گفت‌: «اي‌ برادران‌ عزيز، شما آگاهيد كه‌ از ايّام‌ اوّل‌، خدا از ميان‌ شما اختيار كرد كه‌ امّت‌ها از زبان‌ من‌ كلام‌ بشارت‌ را بشنوند و ايمان‌ آورند. 8 و خداي‌ عارف‌القلوب‌ بر ايشان‌ شهادت‌ داد بدين‌ كه‌ روح‌القدس‌ را بديشان‌ داد، چنانكه‌ به‌ ما نيز. 9 و در ميان‌ ما و ايشان‌ هيچ‌ فرق‌ نگذاشت‌، بلكه‌ محضِ ايمان‌ دلهاي‌ ايشان‌ را طاهر نمود. 10 پس‌ اكنون‌ چرا خدا را امتحان‌ مي‌كنيد كه‌ يوغي‌ بر گردن‌ شاگردان‌ مي‌نهيد كه‌ پدران‌ ما و ما نيز طاقت‌ تحمّل‌ آن‌ را نداشتيم‌، 11 بلكه‌ اعتقاد داريم‌ كه‌ محضِ فيضِ خداوند عيسي‌ مسيح‌ نجات‌ خواهيم‌ يافت‌، همچنان‌ كه‌ ايشان‌ نيز.»
12 پس‌ تمام‌ جماعت‌ ساكت‌ شده‌، به‌ برنابا و پولُس‌ گوش‌ گرفتند چون‌ آيات‌ و معجزات‌ را بيان‌ مي‌كردند كه‌ خدا در ميان‌ امّت‌ها به‌ وساطت‌ ايشان‌ ظاهر ساخته‌ بود. 13 پس‌ چون‌ ايشان‌ ساكت‌ شدند، يعقوب‌ رو آورده‌، گفت‌: «اي‌ برادران‌ عزيز، مرا گوش‌ گيريد. 14 شمعون‌ بيان‌ كرده‌ است‌ كه‌ چگونه‌ خدا اوّل‌ امّت‌ها را تفقّد نمود تا قومي‌ از ايشان‌ به‌ نام‌ خود بگيرد. 15 و كلام‌ انبيا در اينْ مطابق‌ است‌ چنانكه‌ مكتوب‌ است‌ 16 كه‌ "بعد از اين‌ رجوع‌ نموده‌، خيمه‌ داود را كه‌ افتاده‌ است‌ باز بنا مي‌كنم‌ و خرابيهاي‌ آن‌ را باز بنا مي‌كنم‌ و آن‌ را برپا خواهم‌ كرد، 17 تا بقيه‌ مردم‌ طالب‌ خداوند شوند و جميع‌ امّت‌هايي‌ كه‌ بر آنها نام‌ من‌ نهاده‌ شده‌ است‌." 18 اين‌ را مي‌گويدخداوندي‌ كه‌ اين‌ چيزها را از بدو عالم‌ معلوم‌ كرده‌ است‌. 19 پس‌ رأي‌ من‌ اين‌ است‌: كساني‌ را كه‌ از امّت‌ها به‌سوي‌ خدا بازگشت‌ مي‌كنند زحمت‌ نرسانيم‌، 20 مگر اينكه‌ ايشان‌ را حكم‌ كنيم‌ كه‌ از نجاسات‌ بتها و زنا و حيوانات‌ خفه‌شده‌ و خون‌ بپرهيزند. 21 زيرا كه‌ موسي‌ از طبقات‌ سَلَف‌ در هر شهر اشخاصي‌ دارد كه‌ بدو موعظه‌ مي‌كنند، چنانكه‌ در هر سَبَّت‌ در كنايس‌ او را تلاوت‌ مي‌كنند.»
22 آنگاه‌ رسولان‌ و كشيشان‌ با تمامي‌ كليسا بدين‌ رضا دادند كه‌ چند نفر از ميان‌ خود انتخاب‌ نموده‌، همراه‌ پولُس‌ و برنابا به‌ انطاكيّه‌ بفرستند، يعني‌ يهوداي‌ ملقّب‌ به‌ برسابا و سيلاس‌ كه‌ از پيشوايان‌ برادران‌ بودند. 23 و بدست‌ ايشان‌ نوشتند كه‌ «رسولان‌ و كشيشان‌ و برادران‌، به‌ برادرانِ از امّت‌ها كه‌ در انطاكيّه‌ و سوريّه‌ و قيليقيّه‌ مي‌باشند، سلام‌ مي‌رسانند. 24 چون‌ شنيده‌ شد كه‌ بعضـي‌ از ميان‌ ما بيـرون‌ رفتـه‌، شما را به‌ سخنان‌ خود مشوّش‌ ساخته‌، دلهاي‌ شما را منقلب‌ مي‌نمايند و مي‌گويند كه‌ مي‌بايد مختون‌ شده‌، شريعت‌ را نگاه‌ بداريد و ما به‌ ايشـان‌ هيچ‌ امر نكرديم‌. 25 لهذا ما بـه‌ يك‌ دل‌ مصلحت‌ ديديـم‌ كه‌ چند نفر را اختيار نموده‌، همراه‌ عزيزان‌ خود برنابـا و پولُس‌ به‌ نـزد شمـا بفرستيـم‌، 26 اشخاصي‌ كه‌ جانهاي‌ خود را در راه‌ نام‌ خداوند ما عيسي‌ مسيح‌ تسليم‌ كرده‌اند. 27 پس‌ يهودا و سيلاس‌ را فرستاديم‌ و ايشان‌ شما را از اين‌ امـور زبانـي‌ خواهند آگاهانيـد. 28 زيرا كه‌ روح‌القدس‌ و ما صواب‌ ديديم‌ كه‌ باري‌ بر شما ننهيم‌ جز اين‌ ضروريّات‌ 29 كه‌ از قرباني‌هاي‌ بتهاو خون‌ و حيوانات‌ خفه‌ شده‌ و زنا بپرهيزيد كه‌ هر گاه‌ از اين‌ امور خود را محفوظ‌ داريد به‌ نيكويي‌ خواهيد پرداخت‌ والسّلام‌.»
30 پس‌ ايشان‌ مرخّص‌ شده‌، به‌ انطاكيّه‌ آمدند و جماعت‌ را فراهم‌ آورده‌، نامه‌ را رسانيدند. 31 چون‌ مطالعه‌ كردند، از اين‌ تسلّي‌ شادخاطر گشتند. 32 و يهودا و سيلاس‌ چونكه‌ ايشان‌ هم‌ نبي‌ بودند، برادران‌ را به‌ سخنان‌ بسيار، نصيحت‌ و تقويت‌ نمودند. 33 پس‌ چون‌ مدّتي‌ در آنجا بسر بردند، به‌ سلامتي‌ از برادران‌ رخصت‌ گرفته‌، به‌سوي‌ فرستندگان‌ خود توجّه‌ نمودند. 34 امّا پولُس‌ و برنابا در انطاكيّه‌ توقفّ نموده‌، 35 با بسياري‌ ديگر تعليم‌ و بشارت‌ به‌ كلام‌ خدا مي‌دادند.
اختلاف‌ پولُس‌ و برنابا
36 و بعد از ايّام‌ چند، پولُس‌ به‌ برنابا گفت‌: «برگرديم‌ و برادران‌ را در هر شهري‌ كه‌ در آنها به‌ كلام‌ خداوند اعلام‌ نموديم‌، ديدن‌ كنيم‌ كه‌ چگونه‌ مي‌باشند.» 37 امّا برنابا چنان‌ مصلحت‌ ديد كه‌ يوحنّاي‌ ملقّب‌ به‌ مرقس‌ را همراه‌ نيز بردارد. 38 ليكن‌ پولُس‌ چنين‌ صلاح‌ دانست‌ كه‌ شخصي‌ را كه‌ از پَمفليّه‌ از ايشان‌ جدا شده‌ بود و با ايشان‌ در كار همراهي‌ نكرده‌ بود، با خود نبرد. 39 پس‌ نزاعي‌ سخت‌ شد بحدّي‌ كه‌ از يكديگر جدا شده‌، برنابا مرقس‌ را برداشته‌، به‌ قِپْرُس‌ از راه‌ دريا رفت‌. 40 امّا پولُس‌ سيلاس‌ را اختيار كرد و از برادران‌ به‌ فيض‌ خداوند سپرده‌ شده‌، رو به‌ سفر نهاد. 41 و از سوريّه‌ و قيليقيّه‌ عبور كرده‌، كليساها را استوار مي‌نمود.
ترجمه هزاره نو

ترجمه تفسیری


شوراي اورشليم
در همان زمان كه پولس و برنابا در انطاكيه بودند، عده اي از يهوديه آمدند و به مسيحيان تعليم غلط داده ، مي گفتند: «اگر كسي به آداب و رسوم قديمي يهود وفادار نماند و ختنه نشود، محال است بتواند نجات پيدا كند.» 2 پولس و برنابا در اين باره با ايشان به تفصيل گفت و گو كردند تا بالاخره قرار شد مسيحيان انطاكيه ، پولس و برنابا را با چند نفر از ميان خود به اورشليم بفرستند تا عقيده رسولان و كشيشان كليساي آنجا را در اين باره جويا شوند. 3 پس ايشان با بدرقه كليسا، بسوي اورشليم حركت كردند و سر راهشان ، در شهرهاي فينيقيه و سامره نيز به مسيحيان سرزدند و مژده دادند كه غيريهوديان هم مسيحي شده اند؛ و همه از شنيدن اين خبر شاد شدند.
4 وقتي به اورشليم رسيدند اعضاي كليسا و كشيشان و رسولان ، ايشان را با آغوش باز پذيرفتند. فرستادگان نيز آنچه را كه خدا بوسيله ايشان انجام داده بود گزارش دادند. 5 آنگاه چند نفر از مسيحيان كه قبلاً از فرقه فريسيان بودند، برخاسته ، گفتند: «تمام غير يهودياني كه مسيحي شده اند بايد ختنه شوند و تمام آداب و رسوم يهود را نگاه دارند.» 6 پس رسولان و كشيشان كليسا تصميم گرفتند در يك جلسه ديگر به اين موضوع رسيدگي كنند.
7 در اين جلسه ، پس از مباحثه بسيار، پطرس برخاست و به ايشان گفت : «برادران ، شما همه مي دانيد كه از مدتها پيش خدا مرا از ميان خودتان انتخاب كرد تا پيغام انجيل را به غيريهوديان برسانم تا ايشان آن را بشنوند و ايمان آورند. 8 خدا كه از دل مردم باخبر است ، روح القدس را همانطور كه به ما داد، به غير يهوديان نيز ارزاني داشت تا اين حقيقت را ثابت كند كه ايشان را نيز مانند ما مي پذيرد.
9 «پس خدا ميان ما و آنان هيچ فرقي نگذاشت ، چون همانطور كه دل ما را با ايمان پاك كرد، دل آنان را نيز پاك نمود. 10 حال ، چرا مي خواهيد از كار خدا ايراد بگيريد و باري روي دوش ديگران بگذاريد كه نه ما توانستيم حمل كنيم و نه اجداد ما؟ 11 مگر ايمان نداريد كه با هديه رايگان عيساي خداوند، همه يكسان نجات پيدا مي كنند؟»
12 بدين ترتيب ، بحث خاتمه يافت . سپس حضار به برنابا و پولس گوش دادند و ايشان معجزاتي را كه خدا در ميان غيريهوديان بعمل آورده بود، بازگو كردند.
13 پس از ايشان ، نوبت به يعقوب رسيد. او برخاست و گفت : «برادران ، گوش كنيد. 14 پطرس براي شما بيان كرد كه چگونه خدا براي نخستين بار بر غيريهوديان ظاهر شد تا براي جلال خود، از ميان ايشان قومي جديد انتخاب كند. 15 و اين درست همان است كه پيغمبران خدا پيشگويي كردند. براي مثال ، عاموس نبي مي گويد: 16 خداوند مي فرمايد: از اين پس باز مي گردم و سلطنت افتادة داود را برپا مي دارم و خرابي هاي آن را بنا مي كنم 17 تا غيريهوديان نيز بتوانند بسوي خدا بازگردند، يعني تمام كساني كه نام خود را بر ايشان مهر زده ام . 18 اين است آنچه خداوند مي گويد، خداوندي كه نقشه هاي ازلي خود را اكنون فاش مي كند.
19 «بنابراين ، عقيده من اين است كه نبايد در مورد غيريهودياني كه بسوي خدا باز مي گردند، اصرار كنيم كه قوانين يهودي را نگاه دارند. 20 فقط بنويسيم كه گوشت حيواناتي را كه براي بتها قرباني شده اند و خون و حيوانات خفه شده را نخورند و زنا نيز نكنند. 21 چون سالهاست كه روزهاي شنبه در هر شهر در كنيسه ها اين شريعت موسي موعظه شده است .»
22 پس رسولان و كشيشان كليسا با تمام اعضاي كليسا رأي دادند كه دو نفر را همراه پولس و برنابا به انطاكيه بفرستند تا نتيجه اين جلسه را به ايشان اطلاع دهند. اين دو نفر يكي يهودا معروف به برسابا بود و ديگري سيلاس . ايشان هر دو از افراد سرشناس كليسا بودند. 23 متن نامه اي كه با خود بردند، از اين قرار بود:
«ما رسولان ، كشيشان كليسا و برادران اهل اورشليم به شما برادران غيريهودي اهل انطاكيه ، سوريه و قيليقيه سلام مي رسانيم .
24 «از قرار معلوم ، بعضي از ايمانداران اينجا آمده ، شما را مشوش ساخته و رنجانده اند و بدون دستور ما به شما گفته اند كه براي نجات يافتن ، بايد شريعت يهود را نگاه داريد. 25 پس ، ما تصميم گرفتيم از طرف خود اين دو نماينده را همراه عزيزانمان برنابا و پولس نزد شما بفرستيم . 26و27 نمايندگان ما، يهودا و سيلاس كه بخاطر خداوند ما عيسي مسيح هر دو از جان خود گذشته اند، به شما خواهند گفت كه نظر ما در باره مشكل شما چيست .
28و29 «زيرا با هدايت روح القدس صلاح ديديم كه از قوانين يهود باري بر دوش شما نگذاريم . فقط گوشت حيواناتي كه براي بتها قرباني مي شوند و گوشت حيوانات مردار و خون نخوريد و هرگز زنا نكنيد. اگر از اين چيزها بپرهيزيد كار خوبي خواهيد كرد. همين و بس .»
30 اين چهار نفر بي درنگ به انطاكيه رفتند و تمام مسيحيان را دور هم جمع كردند و آن نامه را به ايشان دادند. 31 وقتي نامه را خواندند بي اندازه شاد شدند.
32و33 سپس ، يهودا و سيلاس كه هر دو نبي بودند و خدا از طريق آنان به مؤمنين پيام مي داد، مدتي در آنجا ماندند. آنان مسيحيان را نصيحت و تشويق مي كردند كه در ايمان استوار باشند. سپس به اورشليم بازگشتند و سلامهاي مسيحيان انطاكيه را به آنان رساندند. 34و35 ولي پولس و برنابا در انطاكيه ماندند تا به همراه ديگران ، كلام خدا را تعليم و بشارت مي دادند.
36 پس از چندي ، پولس به برنابا پيشنهاد كرد كه بازگردند و به شهرهايي كه قبلاً در آنجا موعظه كرده بودند سر بزنند تا ببينند مسيحيان جديد در چه حالند. 37 برنابا موافقت كرد و خواست يوحنا معروف به مرقس را نيز با خود ببرند. 38 ولي پولس با اين كار مخالف بود چون مي گفت مرقس در پمفليه آنان را ترك نموده و با ايشان همكاري نكرده است . 39 اختلاف آنان بر سر اين موضوع بقدري شدت گرفت كه از هم جدا شدند. برنابا و مرقس به قبرس رفتند؛ 40و41 ولي پولس با سيلاس ، پس از آنكه ايمانداران براي ايشان دعا كردند، به سوريه و قيليقيه رفتند تا كليساهاي آنجا را تشويق و تقويت نمايند.

راهنما



اعمال‌ رسولان‌ 15 : 1 - 35 . شوراي‌ اورشليم‌
طرح‌ سؤال‌ دربارة‌ مختون‌ شدن‌ مسيحيان‌ غير يهودي‌
اين‌ سؤال‌ در حدود سال‌ 50 ميلادي‌ يعني‌ 20 سال‌ پس‌ از تأسيس‌ كليسا و احتمالاً 10 سال‌ پس‌ از پذيرش‌ غير يهوديان‌ به‌ كليسا، مطرح‌ شد. اگرچه‌ خدا واضحاً به‌ پطرس‌ مكشوف‌ ساخته‌ بود كه‌ مسيحيان‌ غير يهودي‌ بايستي‌ بدون‌ عمل‌ ختنه‌ در كليسا پذيرفته‌ شود (باب‌ دهم‌) و از طرف‌ ديگر رسولان‌ و بزرگان‌ كليسا نيز در اين‌ امر متقاعد شده‌ بودند (11 : 18)، لاجرم‌ گروهي‌ از مسيحياني‌ كه‌ قبلاً جزو فريسيان‌ بودند، در اين‌ امر كه‌ مسألة‌ ختنه‌ ضروري‌ است‌، اصرار مي‌ورزيدند. همين‌ امر باعث‌ شد تا شورايي‌ جهت‌ رفع‌ اين‌ موضوع‌ و پاسخ‌ به‌ اين‌ سؤال‌ ايجاد شود.
در اين‌ شورا، خدا (28) رسولان‌ را در جهتي‌ هدايت‌ نمود كه‌ بتوانند به‌ نتايج‌ قابل‌ توجهي‌ مبني‌ بر اينكه‌ عمل‌ ختنه‌ براي‌ مسيحيان‌ غير يهودي‌ ضروري‌ نيست‌، برسند. بدين‌ ترتيب‌ آنها گزارشي‌ از نتيجة‌ شورا به‌ انطاكيه‌ ارسال‌ داشتند و طي‌ اين‌ نامه‌ بر اين‌ امر اصرار ورزيدند كه‌ مسيحيان‌ غير يهودي‌ از بت‌پرستي‌ و فساد اخلاقي‌ كه‌ در ميان‌ غيريهوديان‌ به‌ وضوح‌ شيوع‌ داشت‌، بپرهيزند. پرهيز از ريختن‌ خون‌ انسان‌ نيز كه‌ قبل‌ از موسي‌ خدا آن‌ را دستور فرموده‌ بود، براي‌ همة‌ نژادهاي‌ انساني‌ است‌ (پيدايش‌ 9 : 4).
اين‌ آخرين‌ باري‌ است‌ كه‌ در اين‌ كتاب‌ صحبت‌ از پطرس‌ مي‌شود (7). تا باب‌ دوازدهم‌ پطرس‌ حكم‌ رهبر را دارد (جهت‌ مطالعة‌ بخشهاي‌ آغازين‌ زندگي‌ پطرس‌ به‌ توضيح‌ مربوط‌ به‌ مرقس‌ 13:3-19، و جهت‌ مطالعة‌ بخشهاي‌ بعدي‌ زندگي‌ او به‌ توضيح‌ مربوط‌ به‌ رسالة‌ اول‌ پطرس‌ مراجعه‌ شود).
اعمال‌ رسولان‌ 15 : 36 تا 18 : 22 . سفر دوم‌ بشارتي‌ پولس‌
خدمت‌ پولس‌ در يونان‌، حدود 50 - 53 ميلادي‌
در اين‌ سفر، سيلاس‌ پولس‌ را همراهي‌ مي‌نمود (15 : 40). اطلاعات‌ زيادي‌ از سيلاس‌ در دست‌ نيست‌. اولين‌ بار تحت‌ عنوان‌ يكي‌ از رهبران‌ كليساي‌ يهوديه‌ به‌ اين‌ شخص‌ اشاره‌ مي‌شود (15 : 22 و 27 و 32). او نيز همانند پولس‌ يهودي‌ تابع‌ روم‌ بود (16 : 21 و 37). او همراه‌ ارسال‌ نامة‌ اورشليم‌ به‌ ميان‌ غير يهوديان‌ فرستاده‌ مي‌شود (15 : 27). سيلاس‌، سلوانس‌ نيز خوانده‌ شده‌ است‌. او بعد به‌ پولس‌ زماني‌ كه‌ رساله‌هاي‌ به‌ تسالونيكيان‌ را مي‌نوشت‌، ملحق‌ شد (اول‌ تسالونيكيان‌ 1 : 1 ، دوم‌ تسالونيكيان‌ 1 : 1). سيلاس‌ رسالة‌ اول‌ پطرس‌ را به‌ رهبران‌ اوليه‌ مي‌رساند (اول‌ پطرس‌ 5 : 12).
پولس‌ و برنابا به‌ خاطر مرقس‌ از هم‌ جدا شدند و بعدها دوباره‌ با هم‌ همكاري‌ نمودند (اول‌ قرنتيان‌ 9 : 6 ؛ كولسيان‌ 4 : 10. جهت‌ مطالعه‌ در مورد برنابا به‌ توضيح‌ مربوط‌ به‌ اعمال‌ رسولان‌ 36:4و37 مراجعه‌ شود).

مرقس‌ كه‌ به‌ يوحناي‌ مرقس‌ ملقب‌ بود، طي‌ اولين‌ سفر بشارتي‌ پولس‌، از آنها جدا شد و برگشت‌ (13 : 13). شايد او مي‌ترسيد و يا اينكه‌ هنوز جهت‌ بشارت‌ به‌ غير يهوديان‌ متقاعد نشده‌ بود. اما حالا او مي‌خواست‌ كه‌ دوباره‌ برود. اما پولس‌ نمي‌پذيرد (جهت‌ مطالعة‌ بيشتر دربارة‌ مرقس‌، به‌ مقدمة‌ انجيل‌ مرقس‌ مراجعه‌ شود).
  • مطالعه 1439 مرتبه
  • آخرین تغییرات در %ق ظ, %06 %364 %1394 %07:%بهمن