شهادت خواهری که مبتلا به دیابت بود

شهادت خواهری که مبتلا به دیابت بود

شهادت خواهری که مبتلا به دیابت بود بیایید در برابر خدا سر فرود آوریم واو را عبادت کنیم و در حضور آفرییننده خود زانو بزنیم.

 

زیرا که فقط عیسی مسیح لیاقت دارد که هر زانو در برابر او خم شود وهر زبانی اعتراف کند که او نجات دهنده وخداست. خدا را شکر می کنم که خدای ما دیروز وامروز وتا ابد الا آباد همان است وفرق نکرده و قوت وقدرت او همیشه باقیست وهیچ چیزی باعث نمی شود که از قوت وقدرت او کم شود، بلکه آغوش پر مهر او همیشه باز است تا ما را در آغوش بگیرد و دستهای پر توان او که هرگز سست وناتوان نمی گردد حاضر است تا ما را از خاک وخاکستر بلند کند و بر صخره محکم بنشاند.
این است خدایی که من به او ایمان آوردم که بر وعده هایش امین است. زیرا او فرمود که با زخمهایش ما شفا یافته ایم و این وعده در زندگی من تحقق یافت وشفای او در جان و بدن من جاری شد.

سالها بود که من از مرض قند در عذاب بودم وهفته ای دو بار انسولین تزریق می کردم و دایم در رژیم غذایی به سر می بردم وامکان داشت این وضعیت تا آخر عمر ادامه پیدا می کرد، اما این اواخر مژده نجات را از عزیزی شنیدم که گفت کسی هست که نه فقط بدن را شفا می دهد بلکه روحت را نجات می دهد و از این نجات دهنده ومنجی برایم گفت.

گوش من تا حالا چنین سخنانی نشنیده بود و در قلب من که مانند آسمانی پر ابر وتاریک بود وخورشید زندگی من به خاطر یاس وناامیدی در حال غروب بود تغییر ایجاد کرد ومانند آفتاب بهاری شروع کرد به تابیدن و وجودم را گرم کردن و جان تازه ای گرفتم مانند غنچه ای که سر از خاک بلند می کند. امید تازه ای گرفتم و احساس کردم که زندگی زیباست و او را دعوت کردم ودر قلبم را باز کردم تا این آب زنده در قلب من جاری شود وبشوید واو عیسی مسیح حاکم قلب من شود.

واز آنجا من شفا یافتم نه فقط از مرض قند بلکه از دستهای شیطان به آغوش پدر برگشتم و وقتی برای آزمایش قند به بیمارستان رفتم بعد از آزمایش به من گفتند که شفا یافته ای واحتیاج به انسولین نداری.

از آنجا شروع کردم به پرستش او و گفتم فقط تو ای خدای من، فقط تو قابل ستایش وپرستش هستی. و خدا را شکر می کنم؛ پدر را توسط پسر یافته ام، می خواهم در او بمانم، در او ریشه بدوانم ومن نیز این مژده نجات را به دیگران بدهم که مسیح زنده است، او قادر است، او بی همتاست، او شفا دهنده است و او نجات دهنده است واو راهی است که ما را به پدر می رساند، زیرا او راه و راستی و حیات است.

شهادت خواهری در یکی از شهرهای کشور عزیزمان ایران.

  • مطالعه 625 مرتبه

مطالب مرتبط

  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • 13
  • 14
  • 15
  • 16
  • 17
  • 18
  • 19
  • 20
  • 21
  • 22
  • 23
  • 24
  • 25
  • 26
  • 27
  • 28
  • 29
  • 30
  • 31
  • 32
  • 33
  • 34
  • 35
  • 36
  • 37
  • 38
  • 39
  • 40
  • 41
  • 42
  • 43
  • 44
  • 45
  • 46
  • 47
  • 48
  • 49
  • 50
  • 51
  • 52
  • 53
  • 54
  • 55
  • 56
  • 57
  • 58
  • 59
  • 60
  • 61
  • 62
  • 63
  • 64
  • 65
  • 66
  • 67
  • 68
  • 69
  • 70
  • 71
  • 72
  • 73
  • 74
  • 75
  • 76
  • 77
  • 78
  • 79
  • 80
  • 81
  • 82
  • 83
  • 84
  • 85
  • 86
  • 87
  • 88
  • 89
  • 90
  • 91
  • 92
  • 93
  • 94
  • 95
  • 96
  • 97
  • 98
  • 99
  • 100
  • 101
  • 102
  • 103
  • 104
  • 105
  • 106
  • 107
  • 108
  • 109
  • 110
  • 111
  • 112
  • 113
  • 114
  • 115
  • 116
  • 117
  • 118
  • 119
  • 120
  • 121
  • 122
  • 123
  • 124
  • 125
  • 126
  • 127
  • 128
  • 129
  • 130
  • 131