بیماری جدی

بیماری جدی

در بین مردم همواره و در همه وقت بیماری جدی و مشخصی و جود داشته و دارد، بیماری ویرانگری با مشخصات عارضه ای روانی و قابل گسترش میان اطرافیان و همجنسان ما و غیر قابل علاج! هنوز داروئی پیشگیرنده و سرمی مصونیت زا علیه این بیماری کشنده، کشف نشده، و آن مرضی است بنام نگرانی!

 

استاد ناصری ما در این مورد رهنمودی مختصر، شیوا و پخته دارد! کوتاه ولی پر محتوی! :" بهمین خاطر به شما سفارش می کنم نگران زندگی، خورد و خوراک و پوشش خود نباشید!"
نگران فردائی که نیامده نباید بود. زیرا از مشکلات آن بی خبرید! روشنفکری بر می آشوبد که این چه سخنی است که نباید بفکر فردای خود بود! ظاهراً حرف های او مخاطبانی می یابد. اقتصاد دان معروفی که استاد دانشگاه هم هست در روزنامه ای مشهور می نویسد : آنچه مسیح در موعظۀ سرکوه می گوید در زندگی روزمرۀ ما و درعمل نمی تواند ضمانت اجرائی داشته باشد! آیا می توان این سخنان را از زندگی اقتصادی جدا ساخته؟ و از زندگی مادی سوا کرد
در این اثنا واعظی می گوید: به این انتقاد ها نباید بی اعتنا باشیم، و در عین حال وقتی انجیل را بدست می گیریم از وسوسه های شیطان برای تفسیر آن نباید غافل بود! آری، استاد ازل هیچگاه نگفته که برای امور فردا بی اهمیت باشیم! بر عکس او بهمراه شاگردان و حواریون خود برای آینده نقشه دارد او برنامه ریزی دقیق است، او قصد ندارد تا کشاورز را از کشت وزرع و آموزگار را از آموزش، و بازاری را ازداد و ستد باز دارد.
اگر به جملات موعظۀ سر کوه دقیق شویم، می بینیم که خداوند سه بار موکداً تصریح می کند: برای امورفردا، خود را به زحمت نیاندازید! نگران فردا نباشید! او بدرستی از مشکلات جوامع انسانی با خبر است، او نمی خواهد که ما بذر اندیشۀ فردا را همین امروز در دل بکاریم و نقد امروز را بخاطر نسیۀ فردا تباه کنیم. و این عادت معیوب را تا آنجا ادامه دهیم که نگرانی برای آینده، تمامی اوقاتمان را ضایع کند! کاشتن بذر نگرانی، ثمری جزءاضطراب وبی قراری نخواهد داشت.
شرح زجر و شکنجه ای که برخی از این طریق بخود تحمیل می کنند ناگفتنی و وصف نشدنی است! در گذشتۀ دور زندگی کردن و افسوس روزگار سپری شده را خوردن و هر روز بر زخم های درماندگی نمک پاشیدن و یاد آوری دمبدم آنها و غنیمت حال را بخاطر دیروزهای غیر قابل اصلاح از دست دادن و ریاضت کشی و رنج بردن منظور خداوند نیست. بلکه او میخواهد که ما برای آینده برنامه ریزی کرده و امیدوارباشیم!
گروهی روش منحصر بفردی برای جمع آوری نگرانی ها دارند! آنها اخبار مایوس کننده و دلهره زا را می خوانند، بدبختی و ناکامیها را با وسواس تعقیب می کنند، تک تک، صفحۀ حوادث روزنامه ها را که مُهر و نشانی از شکست و بیچارگی انسانها دارند جمع می کنند. مادر هائی هستند که قبل از آنکه اتفاقی برای بچه هایشان بیفتد از هم اکنون عزادارند و بر مزار خیالی مردۀ خود می گریند! عده ای در دل تکرار می کنند: اگر اتفاقی بیفتد چه خاکی بسرم بریزم؟ برخی در طول روز چند بار پیش از واقعه مرده و زنده می شوند، برخی قبل از وقوع اتفاقی، بطور علی الحساب انبار نگرانی خود را پر از توشۀ درد و عذاب می کنند، و خداوند فرمود: بهوش باشید مبادا عیش و نوش و مستی و نگرانی های زندگی دلتان راسنگین سازد پس همیشه مراقب باشید و دعا کنید تابتوانید از همۀ چیز ها که بزودی رخ خواهد داد در امان بمانید! ( انجیل لوقا 21 : 34 - 36 ).
القصه سرنوشت ثروتمندی بخاطرم آمد یعنی ارستیا اوناسیس (1906 - 1975) میلیادر یونانی که در اواخر عمر چشمان نگران او رنگ خواب را به خود ندید و بخاطر بحران نفتی 1973 و بالارفتن نرخ بیمۀ حمل و نقل در آبهای آزاد و مالیات 100% بر سیگار وارداتی از طرف دولت یونان آنقدر در اضطراب بسر برد که پلک های او برای همیشه باز ماند و شب و روز با چشم بند بسر می کرد و آخر کار ثروت افسانه ای خود را برای بازماندگانی بجا گذاشت که خود پیش از این میلیادر بودند: باطلی تباه تر از اباطیل! ماجرائی که بر او رفت برای من عبرت آموز بود!
و اینچنین است که ما نعمت زندگی بی تشویش را ازکف می دهیم! باری، برای رفع این مُعضل و درمان این بیماری روبه تزاید، مسیحیت داروئی دارد که نسخۀ آن را پزشک حاذق ما عیسای مسیح نوشته است: " ملکوت خداوند را تمنا کنید و ایمان داشته باشید که خداوند عادل است ".
حقیقت این است که نظم کنونی این جهان موقتی و ناپایدار است و آنچه حقیقی و پا برجاست جهانی دیگر است! وقتی به عدالت و صلاحیت خدا وکفایت خون مسیح برای آمرزش گناه، آگاه شویم و در قلب ایمان بیاوریم وبزبان اقرار کنیم که مسیح نجات دهنده است آنگاه است که به اکسیری حیات بخش و داروئی نیرو زا برای ادامۀ زندگی دست یافته ایم و آن وعدۀ قرص و محکم خداست، و اوست که به قول و قرار های خود وفادار است.
ایمان مسیحی که ما بدرستی آنرا مسیحیت می نامیم می بایستی در زندگی ما غالب شده و مسلط گردد تا به ما شورزندگی و زندگی شورانگیزی عطا کند. به ملکوت آسمانی او باور بیاوریم. و ایمان داشته باشیم که وعدۀ خداوند قابل تحقق است و در دل خود از همین لحظه ملکوتی پر از صفا و یکرنگی و مملو از امید بسازیم و با اظهار محبت به همکیشان و دگرباشان نمونه ای را نشان دهیم که دارای مختصات و مشخصات آیندۀ پر جلالی است که در انتظارماست! چه نیکوست که زندگی ما از هم اکنون زیر مجموعه ای شادی بخش از زندگی اصلی و عاری از اضطرابی باشد که خداوند وعدۀ آنرا داده است. بدون تردید عوامل باز دارندۀ امید ونشاط و همۀ موانعی که بر سر راه شناخت این هدیۀ الهی قرار دارد می بایستی هر چه زودتراز از سر راه این مسیر باریک بر داشته شود تا نگرانی ها رنگ ببازد!
باری، بینش فردی ما، باید مملو از کلام پر اقتدار خداوند و روحیۀ مسیحیت شود، تا فرداهای ما از نگرانی ها زدوده شوند! تا بتوانیم آینده ای با زلال آرامبخش امید جایگزین آتیه ای دلهره آور کنیم! زیرا خداوند زنده است و اوست که فردا ها را برای ما برنامه ریزی می کند! هیچ انگیزه ای متعالی تر وهیچ داروئی شفابخش تر، در هیچ کتاب مذهبی و یا پزشکی، تا کنون به این قدرت برای ادامۀ زندگی، یافت نشده که اگر به عیسای مسیح ایمان بیاوریم گناهانمان آمرزیده می شود، و تولدی دوباره می یابیم و به انسانی دگرگون با مشخصات و خصلت های جدید تبدیل می شویم، واین امتیازی فوق العاده است!
آری،همۀ قدیسین این فرایند ساده را درک کرده اند، هیچیک آنها ابتدای بساکن، قدیس و معصوم نبوده و با نیروی خود ویا به اتکای نیروهای مخفی ویا به قدرت سحر و جادو و یا نیروی اعتکاف و خواب نما شدن به اینچنین مقامی نرسیده اند، بلکه همگی نجات را از طریق مصالحه صلیب و بخشیده شدن گناهان تجربه کرده اند! و این هدیه ای فوق فهم انسانی است، که خداوند گناهان ما را بخشیده و به گذشتۀ ما بی اعتناست اگر چه این گذشته مشحون از تباهی و معصیت بوده باشد! کسی که به وعدۀ ملکوت خداوند ایمان دارد از رنج ها و نگرانی ها آزاد خواهد شد و تنها ارادۀ او را می طلبد و کار روزانۀ خود را با نشاط آغاز می کند و لذت رستگاری را چون براتی تازه و پیش پرداختی مهرشده هر دم بخاطر می آورد و دررویاروئی با مشکلات بیمی بخود راه نمی دهد و در "عین بلا" نگرانی نخواهد داشت چون به نیروی روح مکرم خداوند تبدیل به انسانی نو شده و حال، برداشت او از" دنیای دنی" متفاوت است!
وقتی در آغوش مطمئن خداوند قرار می گیرم نگرانی ام، از بنیاد بی معناست! ای خداوند: در مقابل تو با خضوع تمام کرنش میکنم زیرا تسلی می یابم! دعا میکنم زیرا به درخواست های من پاسخ می دهی! تلاش می کنم زیرا آینده ام را خواهی ساخت و با اسم اعظم تو تا به آخر ادامه می دهم، وبه امید زندگی جاودان می میرم! آمین..

  • مطالعه 590 مرتبه

مطالب مرتبط

  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • 13
  • 14
  • 15
  • 16
  • 17
  • 18
  • 19
  • 20
  • 21
  • 22
  • 23
  • 24
  • 25
  • 26
  • 27
  • 28
  • 29
  • 30
  • 31
  • 32
  • 33
  • 34
  • 35
  • 36
  • 37
  • 38
  • 39
  • 40
  • 41
  • 42
  • 43
  • 44
  • 45
  • 46
  • 47
  • 48
  • 49
  • 50
  • 51
  • 52
  • 53
  • 54
  • 55
  • 56
  • 57
  • 58
  • 59
  • 60
  • 61
  • 62
  • 63
  • 64
  • 65
  • 66
  • 67
  • 68
  • 69
  • 70
  • 71
  • 72
  • 73
  • 74
  • 75
  • 76
  • 77
  • 78
  • 79
  • 80
  • 81
  • 82
  • 83
  • 84
  • 85
  • 86
  • 87
  • 88
  • 89
  • 90
  • 91
  • 92
  • 93
  • 94
  • 95
  • 96
  • 97
  • 98
  • 99
  • 100
  • 101
  • 102
  • 103
  • 104
  • 105
  • 106
  • 107
  • 108
  • 109
  • 110
  • 111
  • 112
  • 113
  • 114
  • 115
  • 116
  • 117
  • 118
  • 119
  • 120
  • 121
  • 122
  • 123
  • 124
  • 125
  • 126
  • 127
  • 128
  • 129
  • 130
  • 131