1. RANSOM THEORY OF ATONEMENT
  2. RAPTURE
  3. RECONCILIATION
  4. RECONSTRUCTIONISM
  5. REDACTION CRITICISM
  6. REDEMPTION
  7. REFORMATION
  8. REFORMED TRADITION
  9. REGENERATION
  10. RESURRECTION
  11. REVELATION
  12. REVIVALISM
  13. RIGHTEOUSNESS

1. RANSOM THEORY OF ATONEMENT

نظريه كفاره مبتني بر بازخريد، ديدگاهي كه بيانگر آن است كه انسانها به واسطه گناه تحت سيطره شيطان قرار دارند و خدا پسر خودش را به عنوان فديه انسانها قرباني نمود تا انسان را از شر گناهان و شيطان نجات بخشد. با قيام مسيح از مردگان در روز سوم، شيطان نتوانست آنهايي را كه در اسارت نگه داشته بود، همچنان اسير نگه دارد. اين ايده در عهد پدران كليسايي رواج زيادي داشت.

2. RAPTURE

ربوده شدن، ديدگاهي كه معتقد است كليسا در هنگام ظهور مسيح ربوده مي شود و به او مي پيوندد ( اول تسالونيكيان 17:4). 

3. RECONCILIATION

مصالحه، نگرشي در الهيات مسيحي كه بر اساس آن خدا جهان و بشريت آلوده به گناه را از طريق پسرش عيسي مسيح با خودش صلح داده است و جهان از اين طريق مي تواند با خدا متحد شود. (دوم قرنتيان 19:5). 

4. RECONSTRUCTIONISM

نهضت نوسازي اجتماعي، شكل نويني از ما بعد هزاره گرايي كه معتقد است وظايف مسيحي فراتر از تقدس فردي مي باشد و كليه ابعاد اجتماعي را در بر مي گيرد و بايد جامعه را وادار به رفتاري شايسته آنگونه كه در كتاب مقدس نشان داده شده است، نمايد. هدف نوسازي گرايان ايجاد يك حكومت مسيحي است كه در آن قوانين خداوند اجرا شود.

5. REDACTION CRITICISM

نقد بازنويسي، روشي در نقادي متون كتاب مقدس كه در آن نقش نويسندگان در اصلاح و بازنويسي منابعي كه در اختيار دارند و تأثيري كه در شكل گيري نهايي متن ايفا مي كنند، مورد بررسي قرار مي گيرد.

6. REDEMPTION

بازخريد، فديه، فرآيندي كه طي آن انسانهاي گناهكار توسط كار مسيح بر صليب خريداري يا بازخريد مي شوند و از شر گناه نجات مي يابند تا وارد رابطه اي تازه با خدا گردند.

7. REFORMATION

نهضت اصلاح ديني، واژه اي كه براي بيان تغييرات ديني و مذهبي در مسيحيت غرب از اوايل قرن چهاردهم تا قرن هفدهم به كار مي رود. نهضت اصلاح ديني عمدتاً بر جدا شدن بخشي از كليساي كاتوليك رومي اشاره دارد كه در قرن شانزدهم توسط مارتين لوتر، اولريخ زوينگلي و جان كالوين رهبري مي شد.

8. REFORMED TRADITION

سنت اصلاح يافته، سنت و چارچوب الهياتي كه بر اساس تعاليم جان كالوين و اولريخ زوينگلي رشد كرد و جداي از سنت هاي لوتري و آنابپتيستي بود. الهيات اصلاح يافته متمركز بر جلال خدا و اقتدار الهي به عنوان نقطه آغازين تفكر الهياتي است.

9. REGENERATION

تولد تازه، نوزايش، احياء يا بازآفريني انسان از طريق عملكرد حيات بخش روح القدس. (يوحنا 21-1:3). 

10. RESURRECTION

رستاخيز، قيام از مردگان، رستاخيزعيسي مسيح از مردگان، اين باور كه مسيحيان در روز ظهور مسيح با شنيدن نداي او زنده مي شوند و با وي متحد مي گردند.

11. REVELATION

مكاشفه، فرايندي كه طي آن خدا طبيعت و شخصيت خود را براي انسانها آشكار مي سازد. در الهيات مسيحي، عيسي مسيح نقطه اوج مكاشفه خدا به انسان محسوب مي شود.

12. REVIVALISM

نهضت بيداري روحاني، يك نهضت مذهبي كه در اواخر قرن هجدهم آغاز گشت و تا دوران معاصر نيز تداوم يافت كه بر نقش احساسات و آگاهي فردي در بيداري روحاني تاكيد مي كند.

13. RIGHTEOUSNESS

نيكويي، عدالت، يكي از صفات خدا كه بيانگر نيكويي و عادل بودن او در اعمال و داوري هايش مي باشد. عدالت و نيكويي خدا از ديدگاه ايمانداران مسيحي در نجات و داوري يكسان است و سعادت و شقاوت انسانها بستگي به پاسخي دارد كه آنها به دعوت خدا براي ايمان به پسرش يعني عيسي مسيح مي دهند.