FarsiCRC :: مركز پژوهش‏های مسیحی

  • Farsi Christian Research Center
  • جمعه, 03 مرداد 1393
شما اینجا هستید: خانه كتاب مقدس (نوشتاری) عهد جدید انجیل متی 5 موعظه بالای کوه؛ در باره تورات، خشم، شهوت

5 موعظه بالای کوه؛ در باره تورات، خشم، شهوت

فرستادن به ایمیل
ترجمه شریف انجیل متی
 ترجمه شریف گویا

ترجمه شریف انجیل متی

موعظه سر کوه

1.      وفتی عیسی جمعیت زیادی را دید ، به بالای کوهی رفت و در آنجا نشست و شاگردانش به نزد او آمدند
2.      و او دهان خود را گشوده به آنان چنین تعلیم داد:

خوشبختی واقعی

«همچنین در لوقا 6: 20ـ 23»

3.      «خوشا به حال کسانی که از فقر روحی خود آگاهند زیرا،  پادشاهی آسمانی از آن ایشان است.
4.      خوشا به حال ماتم زدگان،  زیرا ایشان تسلی خواهند یافت.
5.      خوشا بحال فروتنان،  زیرا ایشان مالک جهان خواهند شد.
6.      خوشا به حال کسانی که گرسنه و تشنه نیکی مطلق هستند،  زیرا ایشان سیر خواهند شد.
7.      خوشا به حال رحم کنندگان،  زیرا ایشان رحمت خواهند دید.
8.      خوشا به حال پاک دلان،  زیرا ایشان خدا را خواهند دید.
9.      خوشا به حال صلح دهندگان، زیرا ایشان فرزندان خدا خوانده خواهند شد.
10.  خوشا به حال کسانیکه در راه نیکی جفا میبینند،  زیرا پادشاهی آسمانی از آن ایشان است.
11.  خوشحال باشید اگر به خاطر من به شما اهانت میکنند و جفا میرسانند و به ناحق هرگونه افترائی به شما می زنند.
12.  خوشحال باشید و بسیار شادی کنید، زیرا پاداش شما در آسمان عظیم است چون همینطور به پیامبران قبل از شما نیز جفا می رسانیدند.

نمک و نور

«همجنین در مرقس 9:  50 و لوقا 14 : 34 ـ 35 »

13.  شما نمک جهان هستید ولی هر گاه نمک مزه  خود را از دست بدهد چگونه میتواند آن را بار دیگر نمکین ساخت ؟  دیگر مصرفی ندارد جز آنکه بیرون ریخته پایمال مردم شود.
14.  شما نور جهان هستید.  نمی توان شهری را که بر کوهی بنا شده است پنهان کرد.
15.  هیچکس چراغ روشن نمی کند که آن را زیر سرپوش بگذارد بلکه آن را بر چراغپایه قرار می دهد تا به تمام ساکنان خانه نور دهد.
16.  نور شما نیز باید همین طور در برابر مردم بتابد تا کارهای نیک شما را ببینند و پدر آسمانی شما را تمجید نمایند.

شریعت

17.  فکر نکنید که من آمده ام تا تورات  و نوشته های پیامبران را منسوخ نمایم.  نیامده ام تا منسوخ کنم بلکه تا به کمال برسانم.
18.  یقین بدانید که تا آسمان و زمین بر جای هستند هیچ حرف و نقطه ای از تورات از بین نخواهد رفت تا همه آن تحقق یابد
19.  پس هر گاه کسی حتی کوچکترین احکام شریعت را بشکند و به دیگران چنین تعلیم دهد در پادشاهی آسمانی پست ترین فرد محسوب خواهد شد حال آنکه هر کس شریعت را رعایت کند و به دیگران نیز چنین تعلیم دهد در پادشاهی آسمانی بزرگ خوانده خواهد شد.
20.  بدانید که تا نیکی شما از نیکی ملایان یهود و فریسیان بیشتر نباشد به پادشاهی آسمانی وارد نخواهید شد.

خشم وغضب


21.  شنیده اید که در قدیم به مردم گفته شد: « قتل نکن و هر کس مرتکب قتل شود محکوم خواهد شد.»
22.  اما  من به شما می گویم:  هر کس نسبت به برادر خود عصبانی شود محکوم خواهد شد و هر که برادر خود را ابله بخواند به دادگاه برده خواهد شد و اگر او را « احمق » بخواند مستوجب آتش جهنم خواهد بود.
23.  پس اگر هدیه خود را به قربانگاه ببری و در آنجا به خاطر بیاوری که برادرت از تو شکایتی دارد،
24.  هدیه خود را جلوی قربانگاه بگذار و اول  برو با برادر خود آشتی کن و آنگاه برگرد و هدیه خویش را تقدیم کن .
25.  با مدعی خود وقتی که هنوز در راه دادگاه هستی صلح نما والا آن مدعی تو را به دست قاضی خواهد سپرد و قاضی تو را به دست زندانبان خواهد داد و به زندان خواهی افتاد.
26.  یقین بدان که تا دینار آخر را نپردازی آزاد نخواهی شد.

زنا

27.  شنیداید که گفته شده: « زنا نکن »
28.  اما من به شما می گویم هر  گاه مردی از روی شهوت به زنی نگاه کند در دل خود با  او زنا کرده است.
29.  پس اگر چشم راست تو باعث گمراهی تو میشود آن را بیرون آور و دورانداز،  زیرا بهتر است که عضوی از بدن خود را از دست بدهی تا اینکه با تمام بدن به جهنم افکنده شوی.
30.   اگر دست راستت تو را گمراه می سازد آنرا ببر و دور انداز زیرا بهتر است که عضوی از بدن خود را از دست بدهی تا اینکه با تمام بدن به جهنم بیفتی.

طلاق

«همچنین در متی 19: 9 و مرقس 10 : 11 ـ12 و لوقا 16 : 18 »

31.  همچنین گفته شده: « هر گاه مردی با زن خود متارکه نماید باید طلاقنامه ای به او بدهد »
32.  اما من به شما می گویم: هر گاه کسی زن خود را جز به علت زنا طلاق دهد او را به زناکاری می کشاند و هر کس با چنین زنی ازدواج نماید زنا می کند.

سوگند خوردن

33.  همچنین شنیده اید که در قدیم به مردم گفته شد: « قسم دروغ نخور و به هر سوگندی که به نام خداوند یاد  کرده ای عمل نما»
34.   اما من می گویم به هیچوجه قسم یاد نکن،  نه به آسمان زیرا که عرش خدا است ،
35.  نه به زمین زیرا که پای انداز او است،  نه به اورشلیم زیرا که شهر آن پادشاه بزرگ است
36.  و نه به سر خود،  زیرا قادر نیستی موئی از آن را سیاه یا سفید کنی.
37.  سخن شما فقط بلی یا خیر باشد.  زیاده بر این از شیطان است.

انتقام

«همچنین در لوقا 6 : 29 ـ 30 »

38.  شنیده اید که گفته شده: « چشم به عوض چشم و دندان به عوض دندان»
39.  اما من به شما می گویم به کسی که به تو بدی میکند بدی نکن و اگر کسی بر گونه راست تو سیلی میزند گونه دیگر خود را بطرف او بگردان.
40.  هر گاه کسی تو را برای گرفتن پیراهنت به دادگاه بکشاند کت خود را هم به او ببخش.
41.  هر گاه شخصی تو را به پیمودن یک میل راه مجبور نماید دو میل با او برو.
42.  به کسی که ازتو چیزی می خواهد ببخش و از کسی که تقاضای قرض می کند روی نگردان.

مهربانی با دشمنان

«همچنین در لوقا 6 : 27 ـ 28 و 32 ـ 36 »

43.  شنیده اید که:« همسایه خود را دوست بدار و با دشمن خویش دشمنی کن .»
44.  اما من به شما می گویم دشمنان خود را دوست بدارید و برای کسانیکه به شما جفا می رسانند دعا کنید.
45.  به این وسیله شما فرزندان پدر آسمانی خود خواهید شد، چون او آفتاب خود را بر بدان و نیکان یکسان می تاباند و باران خود را بر درستکاران و بدکاران می باراند.
46.   اگر فقط کسانی را دوست بدارید که شما را دوست  دارند چه اجری دارید؟ مگر باجگیران همین کار را نمی کنند؟
47.  اگر فقط به دوستان خود سلام کنید چه کار فوق العاده ای کرده اید ؟ مگر بی دینان همین کار را نمی کنند؟
پس شما باید کامل باشید همانطور که پدر آسمانی شما کامل است.
ترجمه قدیمی(انجیل متی)



موعظه‌ بالاي‌ كوه‌
خوشابحالها
(لوقا 17-26)
   و گروهي‌ بسيار ديده‌، بر فراز كوه‌ آمد. و وقتي‌ كه‌ او بنشست‌، شاگردانش‌ نزد او حاضر شدند.  2  آنگاه‌ دهان‌ خود را گشوده‌، ايشان‌ را تعليم‌ داد و گفت‌:
3  «خوشابحال‌ مسكينان‌ در روح‌، زيرا ملكوت‌آسمان‌ از آن‌ ايشان‌ است‌.  4  خوشابحال‌ ماتميان‌، زيرا ايشان‌ تسلّي‌ خواهند يافت‌.  5  خوشابحال‌ حليمان‌، زيرا ايشان‌ وارث‌ زمين‌ خواهند شد. 6 خوشابحال‌ گرسنگان‌ و تشنگان‌ عدالت‌، زيرا ايشان‌ سير خواهندشد.  7  خوشابحال‌ رحم‌كنندگان‌، زيرا بر ايشان‌ رحم‌ كرده‌ خواهد شد.  8  خوشابحال‌ پاك‌دلان‌، زيرا ايشان‌ خدا را خواهند ديد.  9  خوشابحال‌ صلح‌كنندگان‌، زيرا ايشان‌ پسران‌ خدا خوانده‌ خواهند شد. 10 خوشابحال‌ زحمت‌كشان‌ براي‌ عدالت‌، زيرا ملكوت‌ آسمان‌ از آن‌ ايشان‌ است‌.  11  خوشحال‌ باشيد چون‌ شما را فحش‌ گويند و جفا رسانند، و بخاطر مـن‌ هـر سخـن‌ بـدي‌ بر شمـا كاذبانه‌ گويند.  12  خوش‌ باشيد و شادي‌ عظيم‌ نماييد، زيرا اجر شما در آسمان‌ عظيم‌ است‌ زيرا كه‌ به‌ همينطور بر انبياي‌ قبل‌ از شمـا جفـا مي‌رسانيدند.
نمك‌ و نور
13  «شما نمك‌ جهانيد! ليكن‌ اگر نمك‌ فاسد گردد، به‌ كدام‌ چيز باز نمكين‌ شود؟ ديگر مصرفي‌ ندارد جز آنكه‌ بيرون‌ افكنده‌، پايمال‌ مردم‌ شود. 14  شما نور عالميد. شهري‌ كه‌ بر كوهي‌ بنا شود، نتوان‌ پنهان‌ كرد.  15  و چراغ‌ را نمي‌افروزند تا آن‌ را زير پيمانه‌ نهند، بلكه‌ تا بر چراغدان‌ گذارند؛ آنگاه‌ به‌ همه‌ كساني‌ كه‌ در خانه‌ باشند، روشنايي‌ مي‌بخشد.  16  همچنين‌ بگذاريد نور شما بر مردم‌ بتابد تا اعمال‌ نيكوي‌ شما را ديده‌، پدر شما را كه‌ در آسمان‌ است‌ تمجيد نمايند
درباره‌ تورات‌
17  «گمان‌ مبريد كه‌ آمده‌ام‌ تا تورات‌ يا صُحُف‌ انبيا را باطل‌ سازم‌. نيامده‌ام‌ تا باطل‌ نمايم‌ بلكه‌ تا تمام‌ كنم‌.  18  زيرا هر آينه‌ به‌ شما مي‌گويم‌، تا آسمان‌ و زمين‌ زايل‌ نشود، همزه‌ يا نقطه‌اي‌ از تورات‌ هرگز زايل‌ نخواهد شد تا همه‌ واقع‌ شود. 19  پس‌ هر كه‌ يكي‌ از اين‌ احكام‌ كوچكترين‌ را بشكند و به‌ مردم‌ چنين‌ تعليم‌ دهد، در ملكوت‌ آسمان‌ كمترين‌ شمرده‌ شود. امّا هر كه‌ بعمل‌ آورد و تعليم‌ نمايد، او در ملكوت‌ آسمان‌ بزرگ‌ خوانده‌ خواهد شد.  20  زيرا به‌ شما مي‌گويم‌، تا عدالت‌ شما بر عدالت‌ كاتبان‌ و فريسيان‌ افزون‌ نشود، به‌ ملكوت‌ آسمان‌ هرگز داخل‌ نخواهيد شد.
درباره‌ خشم‌
21  «شنيده‌ايد كه‌ به‌ اوّلين‌ گفته‌ شده‌ است‌ "قتل‌ مكن‌ و هر كه‌ قتل‌ كند سزاوار حكم‌ شود."  22  ليكن‌ من‌ به‌ شما مي‌گويم‌، هر كه‌ به‌ برادر خود بي‌سبب‌ خشم‌ گيرد، مستوجب‌ حكم‌ باشد و هر كه‌ برادر خود را راقا گويد، مستوجب‌ قصاص‌ باشد و هر كه‌ احمق‌ گويد، مستحّق‌ آتش‌ جهنّم‌ بُوَد.  23  پس‌ هرگاه‌ هديه‌ خود را به‌ قربانگاه‌ ببري‌ و آنجا به‌ خاطرت‌ آيد كه‌ برادرت‌ بر تو حقّي‌ دارد،  24 هديه‌ خود را پيش‌ قربانگاه‌ واگذار و رفته‌، اوّل‌ با برادر خويش‌ صلح‌ نما و بعد آمده‌، هديه‌ خود را بگذران‌.  25  با مدّعي‌ خود مادامي‌ كه‌ با وي‌ در راه‌ هستي‌ صلح‌ كن‌، مبادا مدّعي‌، تو را به‌ قاضي‌ سپارد و قاضي‌، تو را به‌ داروغه‌ تسليم‌ كند و درزندان‌ افكنده‌ شوي‌.  26  هرآينه‌ به‌ تو مي‌گويم‌، كه‌ تا فَلس‌ آخر را ادا نكني‌، هرگز از آنجا بيرون‌ نخواهي‌ آمد.
درباره‌ شهوت‌
27  «شنيده‌ايد كه‌ به‌ اوّلين‌ گفته‌ شده‌ است‌ "زنا مكن‌."  28  ليكن‌ من‌ به‌ شما مي‌گويم‌، هر كس‌ به‌ زني‌ نظر شهوت‌ اندازد، همان‌ دم‌ در دل‌ خود با او زنا كرده‌ است‌.  29  پس‌ اگر چشم‌ راستت‌ تو را بلغزاند، قلعش‌ كن‌ و از خود دور انداز زيرا تو را بهتر آن‌ است‌ كه‌ عضوي‌ از اعضايت‌ تباه‌ گردد، از آنكه‌ تمام‌ بدنت‌ در جهنّم‌ افكنده‌ شود.  30  و اگر دست‌ راستت‌ تو را بلغزاند، قطعش‌ كن‌ و از خود دور انداز، زيرا تو را مفيدتر آن‌ است‌ كه‌ عضوي‌ از اعضاي‌ تو نابود شود، از آنكه‌ كلّ جسدت‌ در دوزخ‌ افكنده‌ شود.
درباره‌ طلاق‌
31  «و گفته‌ شده‌ است‌ هر كه‌ از زن‌ خود مفارقت‌ جويد، طلاق‌ نامه‌اي‌ بدو بدهد.  32  ليكن‌ من‌ به‌ شما مي‌گويم‌، هر كس‌ بغير علّت‌ زنا، زن‌ خود را از خود جدا كند باعث‌ زنا كردن‌ او مي‌باشد، و هر كه‌ زن‌ مُطَلَّقه‌ را نكاح‌ كند، زنا كرده‌ باشد.
درباره‌ سوگند
33  «باز شنيده‌ايد كه‌ به‌ اوّلين‌ گفته‌ شده‌ است‌ كه‌ "قسم‌ دروغ‌ مخور، بلكه‌ قسم‌هاي‌ خود را به‌ خداوند وفا كن‌."  34  ليكن‌ من‌ به‌ شما مي‌گويم‌،هرگز قسم‌ مخوريد، نه‌ به‌ آسمان‌ زيرا كه‌ عرش‌ خداست‌،  35  و نه‌ به‌ زمين‌ زيرا كه‌ پاي‌انداز او است‌، و نه‌ به‌ اورْشليم‌ زيرا كه‌ شهر پادشاه‌ عظيم‌ است‌،  36  و نه‌ به‌ سر خود قسم‌ ياد كن‌، زيرا كه‌ مويي‌ را سفيد يا سياه‌ نمي‌تواني‌ كرد.  37  بلكه‌ سخن‌ شما بلي‌ بلي‌ و ني‌ ني‌ باشد زيرا كه‌ زياده‌ بر اين‌ از شرير است‌.
درباره‌ رفتار متقابل‌
38  «شنيده‌ايد كه‌ گفته‌ شده‌ است‌: "چشمي‌ به‌ چشمي‌ و دنداني‌ به‌ دنداني‌"  39  ليكن‌ من‌ به‌ شما مي‌گويم‌، با شرير مقاومت‌ مكنيد بلكه‌ هر كه‌ به‌ رخساره‌ راست‌ تو طپانچه‌ زند، ديگري‌ را نيز به‌سوي‌ او بگردان‌،   40  و اگر كسي‌ خواهد با تو دعوا كند و قباي‌ تو را بگيرد، عباي‌ خود را نيز بدو واگذار،  41  و هرگاه‌ كسي‌ تو را براي‌ يك‌ ميل‌ مجبور سازد، دو ميل‌ همراه‌ او برو.  42  هر كس‌ از تو سؤال‌ كند، بدو ببخش‌ و از كسي‌ كه‌ قرض‌ از تو خواهد، روي‌ خود را مگردان‌.
درباره‌ دوست‌ داشتن‌ دشمنان‌
(لوقا 6:27-36)
43 «شنيده‌ايد كه‌ گفته‌ شده‌است‌ "همساية‌ خود را محبّت‌ نما و با دشمن‌ خود عداوت‌ كن‌."  44  امّا من‌ به‌ شما مي‌گويم‌ كه‌ دشمنان‌ خود را محبّت‌ نماييد و براي‌ لعن‌كنندگان‌ خود بركت‌ بطلبيد و به‌ آناني‌ كه‌ از شما نفرت‌ كنند، احسان‌ كنيد و به‌ هر كه‌ به‌ شما فحش‌ دهد و جفا رساند، دعاي‌ خير كنيد،  45  تا پدر خود را كه‌ در آسمان‌ است‌ پسران‌شويد، زيرا كه‌ آفتاب‌ خود را بر بدان‌ و نيكان‌ طالع‌ مي‌سازد و باران‌ بر عادلان‌ و ظالمان‌ مي‌باراند. 46 زيرا هرگاه‌ آناني‌ را محبّت‌ نماييد كه‌ شما را محبّت‌ مي‌نمايند، چه‌ اجر داريد؟ آيا باجگيران‌ چنين‌ نمي‌كنند؟  47  و هرگاه‌ برادران‌ خود را فقط‌ سلام‌ گوييد چه‌ فضيلت‌ داريد؟ آيا باجگيران‌ چنين‌ نمي‌كنند؟  48  پس‌ شما كامل‌ باشيد چنانكه‌ پدر شما كه‌ در آسمان‌ است‌ كامل‌ است‌.
ترجمه هزاره نو

ترجمه تفسیری


موعظه  سر كوه
راز خوشبختي
   روزي  كه  جمعيتـي  انبـوه  گرد آمده  بودند،عيسي  به  همراه  شاگردان  خود بر فراز تپه اي  بر آمد و بنشست .  2  آنگاه  شروع  به  تعليم  ايشان  كرد  و فرمود:
3  «خوشابحال  آنان  كه  نياز خود را به  خدا احساس  مي كنند، زيرا ملكوت  آسمان  از آن  ايشان  است .
4  «خوشابحال  ماتم زدگان ، زيرا ايشان  تسلي  خواهند يافت .
5  «خوشابحال  فروتنان ، زيرا ايشان  مالك  تمام  جهان  خواهند گشت .
6  «خوشابحال  گرسنگان  و تشنگان  عدالت ، زيرا سير خواهند شد.
7  «خوشابحال  آنان  كه  مهربان  و باگذشتند، زيرا از ديگران  گذشت  خواهند ديد.
8  «خوشابحال  پاك دلان ، زيرا خدا را خواهند ديد.
9  «خوشابحال  آنان  كه  براي  برقراري  صلح  در ميان  مردم  كوشش  مي كنند، زيرا ايشان  فرزندان  خدا ناميده  خواهند شد.
10  «خوشابحال  آنان  كه  به  سبب  نيك كردار بودن  آزار مي بينند، زيرا ايشان  از بركات  ملكوت  آسمان  بهره مند خواهند شد.
11  «هرگاه  بخاطر من  شما را ناسزا گفته ، آزار رسانند و به  شما تهمت  زنند، شاد باشيد.  12  بلي ، خوشي  و شادي  نماييد، زيرا در آسمان  پاداشي  بزرگ  در انتظار شماست . بدانيد كه  با پيامبران  گذشته  نيز چنين  كردند.
13  «شما نمك  جهان  هستيد و به  آن  طعم  مي بخشيد. اما اگر شما نيز طعم  خود را از دست  دهيد، وضع  جهان  چه  خواهد شد؟ در اينصورت ، شما را همچون  نمكي  بي مصرف  دور انداخته ، پايمال  خواهند ساخت .  14  شما نور جهان  مي باشيد. شما همچون  شهري  هستيد كه  بر تپه اي  بنا شده  و در شب  مي درخشد و همه  آن  را مي بينند.  15  چراغ  را روشن  نمي كنند تا آنرا زير كاسه  بگذارند، بلكه  روي  چراغدان ، تا كساني  كه  درخانه  هستند از نورش  استفاده  كنند.  16  پس  نور خود را پنهان  مسازيد، بلكه  بگذاريد نور شما بر مردم  بتابد، تا كارهاي  نيك  شما را ديده ، پدر آسماني تان  را تمجيد كنند.

احكام  تورات
17  «گمان  مبريد كه  آمده ام  تا تورات  موسي  و نوشته هاي  ساير انبياء را منسوخ  كنم . من  آمده ام  تا آنها را تكميل  نمايم  و به  انجام  رسانم .  18  براستي  به  شمامي گويم  كه  از ميان  احكام  تورات ، هر آنچه  كه  بايد عملي  شود، يقيناً همه  يك  به  يك  عملي  خواهند شد. 19  پس  اگر كسي  ازكوچكترين  حكم  آن  سرپيچي  كند و به  ديگران  نيز تعليم  دهد كه  چنين  كنند، او در ملكوت  آسمان  از همه  كوچكتر خواهد بود. اما هر كه  احكام  خدا را اطاعت  نمايد و ديگران  را نيز تشويق  به  اطاعت  كند، در ملكوت  آسمان  بزرگ  خواهد بود.
20  «اين  را نيز بگويم  كه  تا شما بهتر از علما و پيشوايان  دين  يهود نشويد، محال  است  بتوانيد وارد ملكوت  آسمان  گرديد.
21  «گفته  شده  است  كه  هر كس  مرتكب  قتل  شود، محكوم  به  مرگ  مي باشد.  22  اما من  مي گويم  كه  حتي  اگر نسبت  به  برادر خود خشمگين  شوي  و براو فرياد بزني ، بايد تو را محاكمه  كرد؛ و اگر برادر خود را «ابله » خطاب  كني ، بايد تو را به  دادگاه  برد؛ و اگر به  دوستت  ناسزا گويي ، سزايت  آتش  جهنم  مي باشد.
23  «پس  اگر نذري  داري  و مي خواهي  گوسفندي  در خانه  خدا قرباني  كني ، و همان  لحظه  بيادت  آيد كه  دوستت  از تو رنجيده  است ،  24  گوسفند را همانجا نزد قربانگاه  رها كن  و اول  برو و از دوستت  عذرخواهي  نما و با او آشتي  كن ؛ آنگاه  بيا و نذرت  را به  خدا تقديم  كن .  25  هرگاه  كسي  از تو شكايت  كند و تو را به  دادگاه  ببرد، كوشش  كن  پيش  از آنكه  به  دادگاه  برسيد و قاضي  تو را به  زندان  بيندازد، با شاكي  صلح  كني ؛ 26 و گر نه ، در زندان  خواهي  ماند و تا دينار آخر را نپرداخته  باشي ، بيرون  نخواهي  آمد.
27  «گفته  شده  است  كه  زنا مكن .  28  ولي  من  مي گويم  كه  اگر حتي  با نظر شهوت آلود به  زني  نگاه  كني ، همان  لحظه  در دل  خود با او زنا كرده اي .  29  پس ، اگر چشمي  كه  برايت  اينقدر عزيزاست ، باعث  مي شود گناه  كني ، آن  را از حدقه  درآور و دور افكن . بهتر است  بدنت  ناقص  باشد، تا اين  كه  تمام  وجودت  به  جهنم  بيفتد.  30  و اگر دست  راستت  باعث  مي شود گناه  كني ، آن  را ببر و دور بينداز. بهتر است  يك  دست  داشته  باشي ، تا اينكه  با دو دست  به  جهنم  بروي .
31  «گفته  شده  است : اگر كسي  مي خواهد از دست  زنش  خلاص  شود، كافي  است  طلاقنامه اي  بنويسد وبه  او بدهد.  32  اما من  مي گويم  هر كه  زن  خود را بدون  اينكه  خيانتي  از او ديده  باشد، طلاق  دهد و آن  زن  دوباره  شوهر كند، آن  مرد مقصر است  زيرا باعث  شده  زنش  زنا كند؛ و مردي  نيز كه  با اين  زن  ازدواج  كرده ، زناكار است .
33  «باز گفته  شده  كه  قسم  دروغ  نخور و هرگاه  به  نام  خدا قسم  ياد كني ، آن  را وفا كن .  34  اما من  مي گويم : هيچگاه  قسم  نخور، نه  به  آسمان  كه  تخت  خداست ، 35 و نه  به  زمين  كه  پاي انداز اوست ، و نه  به  اورشليم  كه  شهر آن  پادشاه  بزرگ  است ؛ به  هيچيك  از اينها سوگند ياد نكن .  36  به  سر خود نيز قسم  مخور، زيرا قادر نيستي  مويي  را سفيد يا سياه  گرداني .  37  فقط  بگو: «بلي » يا «نه ». همين  كافي  است . اما اگر براي  سخني  كه  مي گويي ، قسم  بخوري ، نشان  مي دهي  كه  نيرنگي  در كار است
38  «گفته  شده  كه  اگر شخصي  چشم  كسي  را كور كند، بايد چشم  او را نيز كور كرد و اگر دندان  كسي  را بشكند، بايد دندانش  را شكست .  39  اما من  مي گويم  كه  اگر كسي  به  تو زور گويد، با او مقاومت  نكن ؛ حتي  اگر به  گونه  راست  تو سيلي  زند، گونه  ديگرت  را نيز پيش  ببر تا به  آن  نيز سيلي  بزند.  40  اگر كسي  تو را به  دادگاه  بكشاند تا پيراهنت  را بگيرد، عباي  خود را نيز به  او ببخش .  41  اگر يك  سرباز رومي  به  تو دستور دهد كه  باري  را به  مسافت  يك  ميل  حمل  كني ، تو دو ميل  حمل  كن .  42  اگر كسي  از تو چيزي  خواست ، به  او بده ؛ و اگر از تو قرض  خواست ، او را دست  خالي  روانه  نكن .
43  «شنيده ايد كه  مي گويند با دوستان  خود دوست  باش ، و با دشمنانت  دشمن ؟  44  اما من  مي گويم  كه  دشمنان  خود را دوست  بداريد، و هر كه  شما را لعنت  كند، براي  او دعاي  بركت  كنيد؛ به  آناني  كه  از شما نفرت  دارند، نيكي  كنيد، و براي  آناني  كه  به  شما ناسزا مي گويند و شما را آزار مي دهند، دعاي  خير نماييد. 45  اگر چنين  كنيد، فرزندان  راستين  پدر آسماني  خود خواهيد بود، زيرا او آفتاب  خود را برهمه  مي تاباند، چه  بر خوبان ، چه  بر بدان ؛ باران  خود را نيز بر نيكوكاران  و ظالمان  مي باراند.  46  اگر فقط  آناني  را كه شما را دوست  مي دارند، محبت  كنيد، چه  برتري  بر مردمان  پست  داريد، زيرا ايشان  نيز چنين  مي كنند. 47 اگر فقط  با دوستان  خود دوستي  كنيد، با كافران  چه  فرقي  داريد، زيرا اينان  نيز چنين  مي كنند.  48  پس  شما كامل  باشيد، همانگونه  كه  پدر آسماني  شما كامل  است .»


راهنما
متي‌ 5 و 6 و 7 . موعظة‌ سركوه‌
         متي‌ واقعة‌ موعظة‌ سر كوه‌ را در اولين‌ بخش‌ خدمات‌ جليلي‌ قرار مي‌دهد، اگر چه‌ بنظر مي‌رسد كه‌ اين‌ واقعه‌ چند ماه‌ پس‌ از انتخاب‌ رسولان‌ صورت‌ گرفته‌ است‌ (لوقا 6 : 12 - 20)؛ البته‌ اين‌ در صورتي‌ است‌ كه‌ منظور لوقا از آيات‌ فوق‌ دقيقاً موعظة‌ سر كوه‌ باشد. در اين‌ صورت‌، متي‌، موعظة‌ سر كوه‌ را مبناي‌ تعاليم‌ و خدمات‌ عيسي‌ قرار مي‌دهد.
         با توجه‌ به‌ محتواي‌ اين‌ تعاليم‌، بنظر مي‌رسد موعظة‌ سر كوه‌ عيسي‌ در عهد جديد همان‌ نقشي‌ را داراست‌ كه‌ ده‌ فرمان‌ در عهد عتيق‌ دارد. براي‌ هر مسيحي‌ مؤمني‌ واجب‌ است‌ كه‌ اين‌ آيات‌ را به‌ خاطر بسپارد و همة‌ هم‌ و غم‌ خود را بر اين‌ بگذارد كه‌ بر اساس‌ اين‌ آيات‌ زندگي‌ نمايد.
         نام‌ كوهي‌ كه‌ اين‌ تعاليم‌ بر آن‌ موعظه‌ شد، مشخص‌ نيست‌. احتمالاً كوه‌ مشخصي‌ نبوده‌، و با توجه‌ به‌ متن‌ لوقا، منظور منطقه‌اي‌ كوهستاني‌ يا برآمدگي‌اي‌ در دشت‌ بوده‌ است‌. بر طبق‌ روايتي‌ كوه‌ «شاخ‌ حَتّين‌» كوه‌ مزبور مي‌ باشد (به‌ نقشة‌ شماره‌ 47 مراجعه‌ شود). (براي‌ مقايسه‌ با نوشتة‌ لوقا، به‌ لوقا 20:6-49 مراجعه‌ شود.)
 متي‌ 5 : 1 - 12 . خوشابحال‌ها
         خوشابحال‌ مسكينان‌، ماتميان‌، حليمان‌، گرسنگان‌ و تشنگان‌ عدالت‌ (گرسنگان‌ و تشنگان‌ روحاني‌)، رحيمان‌، پاكدلان‌، صلح‌ كنندگان‌، زحمتكشان‌ (شكنجه‌ ديدگان‌). اينها خوشابحالهايي‌ است‌ كه‌ درست‌ در مقابل‌ معيارها و استانداردهايي‌ كه‌ دنيا براي‌ خوشبختي‌ ارائه‌ مي‌دهد، قرار دارد. ولي‌ اين‌ خوشابحال‌ها به‌ خاطر شرايط‌ فلاكت‌ باري‌ كه‌ هر يك‌ از اين‌ خصوصيات‌ به‌ تنهايي‌ در خود دارند نيست‌. در واقع‌ پاداشهاي‌ پر جلالي‌ كه‌ اين‌ خصوصيات‌ به‌ همراه‌ دارند به‌ اين‌ خوشابحال‌ها معني‌ و مفهوم‌ مي‌بخشد. از نقطه‌ نظر عيسي‌، آسمان‌ نسبت‌ به‌ زندگي‌ زميني‌ ارزشي‌ والا و نامتناهي‌ داشت‌. از اين‌ رو به‌ نظر او هر نوع‌ خصوصيتي‌ كه‌ بر زمين‌ نشانة‌ اشتياق‌ به‌ آسمان‌ بود يك‌ بركت‌ و خوشبختي‌ حساب‌ مي‌شد.
 
 
 متي‌ 5 : 13 - 16 . نمك‌ و نور جهان‌
         نمك‌ و نور بودن‌ به‌ معني‌ دارا بودن‌ خصوصيات‌ نگاهداري‌ و هدايت‌كنندگي‌ است‌. عيسي‌ خود نور جهان‌ است‌ (يوحنا 8 : 12). پيروان‌ او نور وجلال‌ او را منعكس‌ مي‌كنند. اصلي‌ترين‌ انگيزة‌ هر شخص‌ مسيحي‌ بايد اين‌ باشد كه‌ بوسيلة‌ اعمال‌ او، ديگران‌ خدا را تمجيد نمايند.
 متي‌ 5 : 17 - 48 . عيسي‌ و شريعت‌ 
         عيسي‌ نيامده‌ بود كه‌ شريعت‌ را زايل‌ كند بلكه‌ تا آن‌ را عملي‌ ساخته‌، كامل‌ نمايد. هيچ‌ تناقضي‌ بين‌ تعاليم‌ عيسي‌ و تعاليمي‌ كه‌ در رسالات‌ روميان‌، غلاطيان‌ و عبرانيان‌ مبني‌ بر نجات‌ بر اساس‌ ايمان‌ به‌ مسيح‌ و نه‌ اعمال‌ شريعت‌ ذكر شده‌، وجود ندارد. نظر عيسي‌ نسبت‌ به‌ شريعت‌، قوانيني‌ اخلاقي‌ است‌ كه‌ خدا براي‌ ابراز قدوسيت‌ خويش‌ ارائه‌ مي‌دهد. اين‌ قوانين‌ در واقع‌ نشانگر تعهدات‌ ابدي‌ قوم‌ خدا هستند. عيسي‌ آمد تا مفهوم‌ عميق‌ و واقعي‌ را كه‌ اين‌ قوانين‌ در ابتدا داشتند، روشن‌ كند. او آمد تا عمق‌ قلب‌ انسان‌ را تبديل‌ دهد تا از اين‌ به‌ بعد، با اين‌ شالوده‌، در بجا آوردن‌ قوانين‌ شريعت‌ گام‌ بردارد و نه‌ از بهر پاداش‌ و ثواب‌ حاصل‌ از اعمال‌. او به‌ پنج‌ خصوصيت‌ ويژه‌ اشاره‌ مي‌نمايد: قتل‌، زنا، خشم‌، انتقام‌ و نفرت‌ از دشمنان‌.
         قتل‌ (متي‌ 5 : 21 - 26): قانونِ عليه‌ قتل‌ ، يكي‌ از قوانين‌ ده‌ فرمان‌ بود (خروج‌ 20 : 13). عيسي‌ ما را نسبت‌ به‌ هر نوع‌ خشمي‌ كه‌ در قلب‌ پرورش‌ مي‌يابد و به‌ عمل‌ مي‌انجامد، منع‌ مي‌كند.
         زنا (متي‌ 5 : 27 - 32): قانونِ عليه‌ زنا نيز يكي‌ از قوانين‌ ده‌ فرمان‌ بود (خروج‌ 20 : 14). عيسي‌ ما را نسبت‌ به‌ هر شهوتي‌ كه‌ در قلب‌ پرورش‌ مي‌يابد و به‌ عمل‌ مي‌انجامد، برحذر مي‌نمايد.
         نكتة‌ قابل‌ توجه‌ در مورد هر دوي‌ اين‌ گناهان‌ اين‌ است‌ كه‌ عيسي‌ در ارتباط‌ با مجازات‌ اين‌ دو گناه‌، كلمة‌ جهنم‌ را بكار مي‌برد (آيات‌ 22 و 29 و 30). او نه‌ تنها به‌ ما اخطار مي‌دهد كه‌ مراقب‌ احساسات‌ دروني‌ خويش‌ باشيم‌، بلكه‌ خيلي‌ شديدتر از موسي‌، مسألة‌ طلاق‌ را محكوم‌ و محدود مي‌كند (آية‌ 32).
         قسم‌ (متي‌ 5 : 33 - 37): اين‌ گناه‌ احتمالاً به‌ سوگندهاي‌ قضايي‌، كفرگويي‌هاي‌ معمول‌ در اجتماع‌ و كاربرد بي‌مبالات‌ اسم‌ خدا در مكالمه‌هاي‌ روزمره‌، مربوط‌ مي‌شد.
         انتقام‌ (متي‌ 5 : 38 - 42): قانون‌ چشم‌ به‌ عوض‌ چشم‌، بخشي‌ از فرايض‌، احكام‌ يا قوانين‌ مدني‌ بود كه‌ توسط‌ قانونگذاران‌ تدوين‌ شده‌ بود (خروج‌ 21 : 22 - 25). در اينجا عيسي‌ قانوني‌ به‌ جهت‌ دادگاه‌ قضايي‌ ارائه‌ نمي‌دهد. حكومت‌ توسط‌ خدا مرتب‌ گشته‌ است‌ (روميان‌ 13 : 1 - 7) و هدف‌ خدا از تشكّل‌ آنها، نجات‌ اجتماع‌ بشري‌ از عناصر جنايي‌ موجود در آن‌ اجتماع‌ است‌. هر چقدر كه‌ دادگاهها در اجراي‌ عدالت‌ سعي‌ و تلاش‌ نمايند، به‌ همان‌ نسبت‌ اجتماع‌ از امنيت‌ بيشتري‌ برخوردار خواهد بود. ولي‌ در اينجا عيسي‌ به‌ تعليم‌ اصولي‌ مي‌پردازد كه‌ اشخاص‌ بايستي‌ بصورت‌ فردي‌ با شخص‌ ديگري‌ به‌ مرحلة‌ اجراء گذارند (به‌ توضيحات‌ مربوط‌ به‌ لوقا 6 : 27 - 38 مراجعه‌ شود).
         تنفر از دشمنان‌ (متي‌ 5 : 43 - 48): اين‌ موضوع‌ در هيچ‌ جاي‌ عهد عتيق‌ منع‌ نشده‌ است‌. وجود اين‌ خصوصيت‌ در بين‌ قوم‌ اسرائيل‌ در برخورد با دشمنانشان‌ بصورتي‌ مستتر به‌ چشم‌ مي‌خورد. اگرچه‌ اين‌ مورد در عهد عتيق‌ قابل‌ مشاهده‌ است‌، ولي‌   عيسي‌ آن‌ را منع‌ و رد مي‌كند (به‌ توضيحات‌ مربوط‌ به‌ لوقا 6 : 27 - 38 مراجعه‌ شود).